close
دانلود آهنگ جدید

دلنوشته های الهه فاخته در کتابش

مقدمه دفتر 1394 دلنوشته

با نام خالق خوب مطلق
الله
مقدمه


این بار از دست خودم خسته ام
از این که « نه » نمی گویم و اینکه چه قدر به من می گفتند : .. نه بگو ! و من فکر می کردم بلدم که « نه » بگویم اما الان که به گذشته ام بر می گردم , متوجه شده ام که اصل توان انجام دادنش را نداشتم و بعضی ها آن را نه تصور کردند .


و من چه قدر از ناراحت کردن آدم ها می ترسم , اما واقعا گاهی بخاطر نه گفتنم , توقع را بالا بردم و ناراحتیشان بی دلیل است و چه خنده دار است که من کم کم به سی سالگی نزدیک می شوم و تازه « نه » گفتن را یاد گرفته ام .


و عجیب احساس می کنم بیشتر عمرم سپری شده و به پایان عمرم نزدیک میشوم شاید ده سال .. ! فقط ده سال زمان دارم تا الله را از خود خشنود تر سازم


شاید ...
شاید هدف از آمدن , تلاش برای ساختن خود است ... باید خود ساخته باشی تا قلبت پر از عشق شود .
این دنیا دنیای تلاش است .. باید تلاش کنی یا تحمل کنی , یا تاوان موفقیتت را بدهی تا برسی به اوج قله هایی که الله مقابلت ایستاده و به تو لبخند می زند .


و من چه قدر از دل خود دلگیرم ...


  • 1394/2/23
    دلنوشته به قلم الهه فاخته
  • مقدمه دفتر 1394
    یا حق !
  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 23بار
  • انتشار : جمعه 23 اسفند 1398 - 0:11
پیام پایان کتاب شعر فاخته تقدیم به شما خوبان

در آخر برایت آرزومندم
که هرگز دلت نشکند , و اگر شکست قدرت ایستادن دوباره
را خدواند متعال به تو هدیه دهد
که هرگز تنها نشوی, که تنهایی بزرگترین رنج عالم است
که هرگز به راه آدم بد نیافتی , که با او نمی توانی مبارزه
کنی و ممکن است
آبرویت را ببازی


و برایت آرزومندم
تا قبل از مرگت , بهار را احساس کنی
از زمستان لذت ببری


میوه های تابستان را لمس کنی
سیب سرخی را ببویی
و خزان را محترم بشماری
و برایت آرزومندم
قلبت پر از عشق باشد و سخنی جز مهربانی و خوبی از
لبهایت خارج نشود
چشم بصیرت بیابی تا بتوانی به آدم های ضعیف تر از خودت
کمک کنی


و در آخر بدان
ما آدمها هرگز کامل نیستیم
و باید به همدیگر کمک کنیم
ما محتاج مهربانی و عشق یکدیگر هستیم
و در راس همه ما قدرتیست متعالی که از ما باهوش تر ,
مهربان تر و قدرتمند تر است و قطعا اوست که می خواهد ما
را امتحان کند که به عشق برسیم .


و بدان بالاترین قدرت ... عشق است
یا حق

 

  • کتاب شعر فاخته 
  • نویسنده الهه فاخته
  • پایان کتاب شعر فاخته 

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 5بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 اسفند 1398 - 23:57
مقدمه کتاب شعر فاخته چه شد که شاعر شدم

سلام . چگونه شد که شاعر شدم

 

سال اول راهنمایی بودم . قلم بسیار ضعیفی داشتم . دختر آرام و کم حرفی که تمام نمراتش 20 بود به جز انشا .. جلسه آخر معلم انشا چنان تیکه ای بارم کرد که با گرفتن نمره 9 , ذوقم به اشک تبدیل شد چرا که همیشه کمتر از 5 میگرفتم

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 6بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 3:26
مقدمه کتاب شعرواره های سپید من دلنوشته

به نام او

آن قدر دوستت دارم که نمیتوانم بگویم نفسم بند آمده است،

آخر مجنون هم که باشی یک روز نفست در سینه قفل میشود

هیهات که نمیدانی چه میکشم در سفری که قرار بود زودتر از موعد بیایی

امشب دلم چه قدر هوای آغوشت را کرده است

لباس گرم بپوش

اگر خاری به پایم رود ، دردش آنقدر نیست که تو را سوار بر شتر دروغ میبرند

آه پروردگارا به داد م برس سخت خسته هستم

دلم برای دستهای مهربانت

نگاه معصومت و چشمانی به ژرفای اقیانوست

دلم برای آغوش همیشه پر تپشت

تنگ شده است سخت تنگ شده است سختتتتتتتتتتت

  • الهه فاخته
  • مقدمه کتاب شعرواره های سپید من 
  • پ.ن: اشعاری از کتاب حذف یا اصلاح شده است
  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 5بار
  • انتشار : چهارشنبه 14 اسفند 1398 - 23:17

دلم می خواهد دیگر خجالت نکشم, حال و هوای دخترانگی ام را فراموش نکنم

.بی تا بیهای بی اغوش را .. بی همدم بودنهایم را .. بچه نداشتنم را ..

تنهایی سختم را ...

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 59بار
  • انتشار : پنجشنبه 21 شهريور 1398 - 15:3
مقدمه کتاب شعر گاهی

 

مقدمه کتاب شعر گاهی

شاعر الهه فاخته

 

با احترام,
تقدیم به تمام دوستداران شعر پارسی
و تمام کسانی که احساسات زیبایشان,
آرامش جان
همسفران زندگیشان شده است .

یا حق!
الهه فاخته

به نام خالق سلطان قلبها
الله
خدایا از تو چه پنهان ؟!
….. نگرانم
تو که کنارم هستی نمی ترسم ، اما عجیب نگرانم!
بنشینی!
میدانم محال است تو کنارم باشی و ساکت
این را هم خوب میدانم، رفاقت کردی که اسمت را رفیق گذاشتم آن هم تنها رفیق …
.قلب است دیگر
شکسته است
لبه اش تیز است
گاهی خودم را می خراشد
من امید نمی خواهم یقین میخواهم
بارالها ارامم کن …
آمین

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 29بار
  • انتشار : چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 - 19:10