شعرهای زن و دختران

شعر سپید ای دختر نترس در امان هستی

شعر سپید شماره 24

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته 

 

1394/1/25

دیدی, عصیانگر باد, امشب ... می غرد ؟

از پشت پنجره های خانه


ای دختر ... نترس !

حتی اگر شیشه پنجره را بشکند اندوه هر شب تو

خانه ای هست که آجرهایش, محکم

در دارد , و چهارچوبی محکمتر ...

چه باک ؟ .. باد میغرد ؟!


ای دختر ... نترس !

باد, از محکمی خانه تو, عصیان کرد

تا خود, خانه خود, ویران نکنی

فریادها , هیچ کاری نتوانند کنند


نترس ... محکم باش !

در امان هستی , سقف بالای سرت

آسمانیست که خداوند بزرگ بر پا کرد


هرگز... زیر آوار نخواهی ماند , دختر !

شاعر الهه فاخته

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 26بار
  • انتشار : دوشنبه 04 فروردين 1399 - 4:26
شعر سپید عادت داشتم و غافل از احوال خودم دفتر شعر 1394

شعر سپید شماره 19

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

 

1394/1/23

 

 

نگرانم , نگران شکوفه های درخت

افتاده بر سینه خاک

) میوه ای بی حاصل !(


نگران مردم مانده در زیر تگرگ


نگران ...

دست خشک کودک کوچک که مادرهم دارد !


نگران رفتگر کوچه یمان که دوشب نیست !


ناگهان, یک نفر گفت : به احوال خودت مینگری ؟

و من حس کردم, برخیزم

از زن همسایه,

دو عدد گوجه قرمز بگیرم با غذایی , بخورم

آخر, این عادتم بود یک روز

خشکید عادت هر روزه

و در آییینه دیدم چقدر ...

سرمه , به چشمان سیاهم می آید !


چند روز است , نا غافل ..

تمام وجودم میگوید : به فکر خودت باش کمی!


هیچکس نگرانم نشد تا اکنون

من از درد, فریاد نزدم تا اکنون


روزی عادت داشتم

عادتی که به من حس خوبی می داد

خوابیدم ... عادت خوابید

خواب ... مرا در خود بلعید

تا نفهمم, چه دردهایی دارم

اما

خوابیدم و جا ماندم .... از زندگی ام !

شاعر الهه فاخته 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 6بار
  • انتشار : دوشنبه 04 فروردين 1399 - 3:39
شعر سپید رها کن دامن چین دار این زن را دفتر 1394

شعر سپید زن شماره 13

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

1394/1/23

 

تو ای اندوه دامن گیر

رها کن دامن چین دار این زن را


فرو پاشید مرگ, از هیاهوی محبت

دولت خورشید آمد

درخشید, شعر سپید ... بی قلم !


در دفتر اشعار

دل, روشن شد از این د لگیری مزمن !


صدایم کن, کمی بیشتر مدارا کن

تو ای اندوه !

رهایم کن .. رهایم کن ...

 

 

شاعر الهه فاخته

شعر  دامن چین دار این زن 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 35بار
  • انتشار : دوشنبه 04 فروردين 1399 - 3:23
شعر شهرت بر در این خانه حلقه می زند

 

شعر شهرت زن

 

شهرت بر در این خانه حلقه میزند 

تا که باشد بنده این پیرِ زن


پیر راهم, خشم آلود از نگاه شهوتم

خسته از بایدهای ظالمان حسرتم


شهرت, رنگ می بازد از بدی

ناز نازان, خوب خوبان

می شود شهرت, حلقه کرده بر دلم


بقیه شعر شهرت در ادامه ... 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 10بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 16:10
یک زن هستم , دختری درون من است

من یک زن هستم 

نویسنده نوشته الهه فاخته

 

من یک زن هستم !

وقتی وارد دهه چهارم زندگی خود شدم و سی سالگی را چشیدم متوجه شدم آنقدر پخته و آبدیده شده ام که حتی می توانم به جوانتر از خودم کمک کنم یا پندهایم این بار برای بزرگتر از خودم نیز مفید خواهد بود . پندهایی که حاصل تجربه ای از زندگی سختم بود.

و این با تجربه بودن, و این فهیم بودن یعنی زن بودن . 

زن بودن یعنی آهسته گریه کردن ولی به کار خود ادامه دادن 

زن بودن یعنی فداکاری کردن , بخشیدن گناهان بزرگ دیگران , جبران کردن , خود بودن ,خود را شناختن و با خود واقعی زندگی کردن . و این فرقی نمی کند که مجرد باشی یا متاهل !!

اما ... 

 

 

بقیه متن من یک زن هستم در ادامه مطلب 

 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 74بار
  • انتشار : سه شنبه 20 اسفند 1398 - 2:26
شعر دخترک قالی باف دفتر 1394

شعر دختر قالی باف 

شاعر الهه فاخته 

 

دخترک قالی می بافت

هر رجی را که می بافت به آواز بلندی می خواند

 (غزلی رویایی از عشق ! )

دخترک نخهای گره خورده را, شانه می زد

هر رج, از رج دیگر ... زیباتر

من از او پرسیدم :

شاهزاده رویاهایت در خواب است

آخر عشق کجاست ای جانم ؟

گفت : عشق ...

قدرتمند ترین نیروی جهان است !

که نمیفهمم, انگشتانم تاول زده است

کمرم درد دارد و پاهایم بی حس است

نان شب, شام است و امیدم بافتن این قالیست !

تا که شاید زیر پایی افتد ,

خانه ای را از بوی عشقی که من

به تک تک گلهایش بخشیدم.. لبریز کند !

دخترک گفت :

فکر کن , فردا روز مرگ تو است

هر کسی خوبی کرد, ببوس

 

هر کسی بد کرد ,

بخشش کن حتی به قیمت گریه کردن چشمانت !

اما از خودت هرگز نگذر !

چه کسی می داند .... فردا, از کجا می آید ؟!

 

  • 1394/1/9
  • شاعر الهه فاخته
  • دفتر شاعر 1394
  • شعر نو شماره 5
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 50بار
  • انتشار : یکشنبه 08 ارديبهشت 1398 - 1:41
شعر دنیای دختران

دنیای دختران
عروسک و لاک و تل و سنجاق نیست
دنیای دختران یک بغل آرامش است و بازی کودکانه اش
دنیای دختران اشک و غم و سرکوب نیست
این دختر است که نباشد می میرد طبع لطیف شعر
می خشکد اشک شوق در چشم آدمی
این دختر است شاد ، پرعشق ، اوج مهربانی خدا بر روی زمین
دختر لطف خداست چرا ناسپاسی اش کنید؟
چرا غصه اش دهید تا یک زن شود
آنگاه از درد زن بگویید و مثلا همدلش شوید؟
دنیا فراز و فرود دارد
گاه خنده و گاه غصه و اشک دارد
اما نه غصه ای که مداوم است و برای جنس زن است
نه غصه ای که حل شدنیست 
این مملکت شاه ندارد که الگوی مردمش شود
شاهی که زنش ، کنارش نشیند و مردم ببینند ملکه بودن چه حالت است
آن گاه هر مرد شاه خواهد شد و ملکه یار باقیش!
فرزند یا پرنسس است یا شاهزاده عزیز!

درد این است
چرا خنجر به روح دختران زدید
که وقتی یک زن شود ، جسور شود غصه هایش ریشه دار شده زخمش عمیق تر

جسارت فریاد زدن از دختر گرفته اید
غم باد شده است و آتش به زن بودنش زدست

من دخترم 
که ناز دارم و الهه عشق و مهربانی ام
گرچه صد جفا به من شده است
بخشیده ام
دوباره عشق می ورزم و از نو مهر می دهم
چگونه دلت آمده که مرا به اشک واداری
وقتی جنگیده ام قوی شده ام اما
دستهای یک مرد جلویم ایستاده است
که نکن.نرو .نگو.ساکت باش
هیییس ! چرا دختر فریاد می زند؟
غم باده میکند به درونش
وقتی که زن شود، می بازد تمام جوانیش!

هیس ممنوع
دختر فریاد بزن
بخند آری بلند بخند شادی کن
هر که گفت هیس ، بلندتر بخند 
هوای دل دختران با باباست
دختری که پدر ندارد ، بابایش خداست
ناز کش عشوه دختران مادر
دختری که مادر ندارد، مادرش باز خداست

دختر بخند، شادی کن
وقتش که رسید بجنگ ، تلاش کن ...خود را ساز

هر دختر یک گل است
هوا بهاریست در جمعی که دختران بسیارند
مواظب گلها باشید.
مواظب این گلستان باشید.

با قلبی پر درد  الهه فاخته

  • نوشته: elahe_fakhteh
  • بازدید : 93بار
  • انتشار : سه شنبه 07 اسفند 1397 - 23:30
شعر بانو خودت را فراموش نکن

شعر دلنوشته بانو 

نویسنده الهه فاخته

 

بانو،ای بانو چرا خودت را فراموش کرده ای!

آغوشت را باز کن، تا فرشتگان سبد سبد گلهای شقایق و نرگس تقدیمت کنند اینبار پشت کن به تمام کسانی که نفست را می گیرند از قدم زدن های تو در خیابان شهر . در خلوت خود باز هم گریه کن،گریه چیزی از ارزشهای تو کم نخواهد کرد .

بانو سرت را بالا بگیر، تو کم نیستی، ضعیف نیستی، تو خلق شده بالاترین قدرت هستی،سرت را بالا بگیر و باز هم لبخند بزن و باور کن اگر لبخند تو نبود ، این دنیا جز فریاد چیزی نداشت!

 

 بانو،تو خود یک گل هستی ،مواظب خودت باش که گلها خشک می شوند، پژمرده می شوند و خدایی ناکرده می میرند .

اینبار جلوی آیینه بایست،به خودت لبخند بزن و شاعرانه ترین شعر دنیا را برای چشم هایت بخوان . اگر تنهایت گذاشته اند، خود را به دیگران وامگزار خودت،خودت را تنها نگزار و باور کن دنیا با حضور تو زیبا شده است بی خیال حرفهای هیچ!

الهه فاخته

 

Instagram.com/elahe_fakhteh .

Telegram.me/elahe_fakhteh

 پ.ن: فقط این شعر ،شاعرش الهه فاخته است و شعرهای مشابه فقط منتسب هستند. ⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐

  • نوشته: elahe_fakhteh
  • بازدید : 221بار
  • انتشار : سه شنبه 07 اسفند 1397 - 11:43

 

 

تو ای اندوه دامن گیر

رها کن دامن چین دار این زن را

فرو پاشید مرگ,

از هیاهوی محبت

دولت خورشید آمد

درخشید, شعر سپید ... بی قلم !

در دفتر اشعار

 

دل, روشن شد از این دلگیری مزمن !

صدایم کن, کمی بیشتر مدارا کن

تو ای اندوه !

رهایم کن .. رهایم کن ...

الهه فاخته
  • نوشته: elahe_fakhteh
  • بازدید : 35بار
  • انتشار : دوشنبه 06 اسفند 1397 - 2:27
دلنوشته کفش های پاشنه دار به قلم الهه فاخته

دل‌نوشته کفش های پاشنه دار من 

موضوع : زن و دختران

به قلم الهه فاخته

 

کفش هاي پاشنه دارم را دوست دارم

بخصوص آنهايي که تق تق صدا ميدهند

وقتي حرفهاي نابه جا و سفيهانه برخي آدمها که اسمشان را گذاشته اند مَرررررد در کوچه خلوت به گوشم مي رسد ، پاشنه هاي خود را به زمين مي کوبم تا با رعشه صدايش ، در دهان کسي بکوبد که اينک حتي صداي خودش را هم نمي‌شنود ... بايد بدانند من با کفش‌هاي پاشنه دار تق تقي ام به اندازه يک گُردان ، قدرت دارم تا دروازه دهانش را ببندم .


من کفش‌هاي پاشنه دارم را دوست دارم چون هر بار که آن را مي پوشم حس مي کنم بالاي ابرها پرواز مي‌کنم ... دوست دارم بدوم و از حجم بي عقلي مردانِ بي غيرت رها شوم

 

تمام دلخوشي من همين چيزهاست که گاهي کفش هاي پاشنه دارم را از جا کفشي در بياورم و بگويم امروز روز پرنسس است آماده باشيد براي رفتن 

چه فرقي مي کند سه سانتي باشد يا ده سانتي ..مهم اينجاست ?? .. قلبي که با کفش هاي پاشنه دار احساس آرامش مي کند


و چه قدر سعادت مند خواهم بود وقتي مردمان شهرم بجاي قضاوت کردن و وراجي، فکر مي کردند و سکوت مي کردند تا کسي را از دنياي سيندرلايي اش بيرون نکشند 

آه

  • نویسنده الهه فاخته
  • دلنوشته درباره زن - کفشهای پاشنه دار
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 96بار
  • انتشار : سه شنبه 09 شهريور 1395 - 3:13