نوشته های الهه آجرلو فاخته

 دلنوشته عبادتی برای خدا در قله کوه
 

دلنوشته عبادت برای خدا 

به قلم الهه فاخته

میان صخره ها نشسته بودم. چشمهایم را بستم و انگار به خواب فرو رفتم. چشمهایم را باز کردم.

سگی به رنگ سیاه از پشتم رد شد. آنی ترسیدم. خوابم پرید.

چندی بعد سگ دیگری آمد. اما دقیقا پشتم نشست.
گمان کردم از من ترسیده.
اشاره کردم وگفتم که برو دوستت رفت. با تو کاری ندارم.
چشمهایش ترسیده بود اما ازجایش تکان نمیخورد.
جورابهایم را پوشیدم. کفشهایم راهم. به راه افتادم.
سر گردنه کوه. دیدمش. مردی سنگی به سمتش پرتاب کرد. گمان کردم رفت.
اما...
دقایقی بعد آن را پشت خود دیدم!
به دوراهی رسیدم اما آن سگ باز هم پشت من بود!
چنانی که اگر می ایستادم، پوزه اش به پایم میخورد.
هربار که برمیگشتم ونگاهش میکردم همانجا می ایستاد. چشمهایش میترسید. سرش پایین بود اما قدمی به عقب نمیرفت.
گمان کردم پایم را میگیرد. برترسم غلبه کردم. نفس عمیقی کشیدم و به خدایم توکل کردم.
به زمین صاف که رسیدم، ایستادم. آن سگ دوان دوان رفت. نفس عمیقی کشیدم و مسیرش را رفتم. پشت پیچ، قله را دیدم.
یادم افتاد نیت کرده بودم به ایستگاه رسیدم چندرکعتی نماز بخوانم.
خدا آن سگ را برای یادآوری، دنبالم فرستاده بود.
سگی که میترسید اما یک قدم هم به عقب برنمیگشت!
ومن چقدر فراموشکارم که یادم میرود.
وچه مهربان خدایی دارم❤️

خدایا دوستت دارم. به اندازه تک تک ذرات آفرینشت شکر میگویم 🌹
یاحق

  • مرداد 1399
  • الهه آجرلو - فاخته
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 1بار
  • انتشار : شنبه 18 مرداد 1399 - 22:6
دلنوشته ای برای خدا مرداد 99

دلنوشته ای برای خدا 

خدایا ... !

روی چمن های سبز این فصل نشسته ام و صدای نفسم را میشنوم 

آرام آرام .. موسیقی طبیعت , ریتم آرامش روح مرا تنظیم میکند 

صدای پرنده ای می آید , و من اکنون تپش قلبم را میشنوم 

خود را در حبابی از آرامش می یابم که غرق در نور شده ام 

میدانم این نور از آن توست که به سمت من آمده است ! 

به آسمان آبی پاک نگاه کنم یا دستم را روی قلبم بگذارم که اشاره ای به تو کند و بگویم دوستت دارم 

و من چقدر گاهی کم تو را دوست دارم 

این ریتم آرامش من است که گاهی بهم میریزد و اشک هم گاهی ناتوان از آرامش من !

تو را میخوانم و اینچنین آرام میگیرم 

بارالها ! 

از نور خود بر من ببخش ! 

آرامم کن

مهربانم 

پدرم باش , مادرم باش , رفیقم باش ! 

اگر فراموشت کردم مرا ببخش و تو مرا از یاد نبر ! تو فراموشم نکن ! تو نگاهم کن 

من از تو گنج قارون میخواهم 

ثروتی عطایم که اگر دزد هم بزند تمام نشود , راستش آرامشم که بهم میریزد , دیوانه میشوم ! 

پر از غم میشوم , درونم گل آلود میشود 

 

خداوندا در عرش کبریایی خویش , مرا بپذیر ! 

سعی کرده ام خوب باشم و بدی های دیگران و بد کردن های دیگران مرا بد نکند ! مرا ببخش بخاطر اشتباهم گرچه فرشتگان میگویند انسان جایز الخطاست اما من از روزی که رویت را از من برگردانی میترسم , اگر تمام مردمان دنیا رویشان را از من برگردانند خیالی نیست وقتی که تو را دارم , اما ... تحمل دلخوری تو را از خویش ندارم 

به هر اتفاقی که نگاه میکنم و فکر میکنم , میبینم هر کاری کنیم تو میتوانی سلامتمان بداری یا بمیرانی یا دنیایمان را نباتی کنی یا عضوی از بدنمان را بگیری و این همه بخواست توست ! این نشانه ها به من یادآوری میکنند که باز هم تسلیم تو باشم اما غفلت نکنم ! 

یاری ام ده باز هم باز هم , و قدرتم را باز گردان , بازوان بی نهایتت را برایم باز کن , که تنها تو اعتماد کامل من هستی ! 

 

دلنوشته ای برای خدا در ادامه مطلب

 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 9بار
  • انتشار : پنجشنبه 02 مرداد 1399 - 0:46
اگر مادر باشی میفهمی دلنوشته ای از ته قلبم

چندسالی هست که بعضیها دلم را میشکنند، آن هم بی رحمانه

میگویند تو مادر نیستی، نمیتوانی بفهمی!

میگویند تو مادر نیستی تا اضطراب و استرس مارا بفهمی

میگویند تو مادر نیستی تا ....


نمیدانم تصور آنها از مادر بودن چیست!؟ زاییدن است؟ خب گربه هم میزاید، سگ هم میزاید، موش هم میزاید. تمام پستانداران میزایند

تمام پستانداران به فرزند خود شیرمیدهند.


چندی پیش دیدم گربه ای، بچه اش را به دندان گرفته و به بیمارستان آورده. تا بلکه محبت بی دریغ انسان شامل حالش شود.

چندی پیش سگی را دیدم که بالای فرزند خود غمگین نشسته وناله میکند، انسانی برای کمک آمد اما قصد حمله داشت! او اعتماد مادر را جلب کرد و فرزند را با علم ومحبت بی دریغش درمان کرد.

ذات مادر محافظت است. این ذاتیست. این در ذات زن است

ومن یک زن هستم.

ذات انسان خوبیست! ومن یک انسان هستم.

آیا خدا به خودش فخر میورزد؟ ذات من و تو به خدا میرسد که اشرف مخلوقات شده ایم.


بقیه اگر مادر باشی میفهمی در ادامه مطلب ... 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 27بار
  • انتشار : جمعه 27 تير 1399 - 18:17

عشق چیست ؟ دلنوشته ای تقدیم به شما عزیزانم


روزی عشق در خانه قلبم را زد ! 

دیدم مظلوم است , تنهاست , کوچک است ! به خانه دلم راهش دادم . 

عشق همیشه در خانه من را میزد , شکلاتی میدادم و میرفت ! 

گاهی صدایش میکردم و با چشمهایش آرام میگرفتم !

اما اینبار در خانه قلبم را زد که همیشگی باشد .

میگفت : او خواسته , او گفته .. باید در خانه ات باشم !


سخت بود , روزهایی که بی قراری می کرد ! هر چه می دادم آرام نمیشد ! چیزی میخواست که از توانم خارج بود .

اما من صبوری کردم !

به حرمت مظلومیتش ! به حرمت تنهایی اش و فکر کردم این کار خداست , من آن روز در تنهایی خویش عشق واقعی خواستم چون محبت بی دریغ و عشق ورزیدن را مدام اشتباه می گرفتم ! و نتیجه کار دل شکسته ام میشد 

من آن روز از خدا خواستم فقط عشق باشد !

 

بقیه عشق چیست ؟ دلنوشته ای تقدیم به شما عزیزانم در ادامه مطلب 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 16بار
  • انتشار : جمعه 20 تير 1399 - 23:6
برای ریحانه عامری دختر جوانی که به قتل رسید

ریحانه عامری فقط یک دختر جوان بود که نیاز به حمایت داشت

 

پدر!!!

مقام محترمیست

.... باغبان خوبی باش!

نمیشود تا گلی پژمرده شد،

یا دچار آفت شد

از ریشه نابودش کنی

چون باغبانش هستی

باید راهش را پیدا کنی

چقدر وقت برای تربیت دخترت گذاشته ای

؟

چقدر با او رفیق بوده ای؟

درخانه تو آرامش داشته است؟

چقدر گذشت داشته ای دربرابر خطاهای کودکی وجوانیش؟

آیا تربیت کرده ای؟ عشق ورزیده ای؟ آیا خودت میتوانی کمی فکر کنی تا هدایتش کنی؟

اگر نمیتوانی، چندبار مشاوره از متخصص گرفته ای؟

سواد به تحصیلات دانشگاهی نیست

سواد دیگری داریم به نام سواد اجتماعی

چقدر سرکوب شده ای که سرکوب میکنی؟

 

عیب ازشماست که جاهلیت میکنید

دوباره پیامبر میخواهید؟

بخواب زده اید و بیدار نمیشوید

 

بقیه دلنوشته برای ریحانه عامری در ادامه مطلب ... 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 37بار
  • انتشار : پنجشنبه 29 خرداد 1399 - 16:42
برای رومینا اشرفی دختر زیبای ایران زمین

 

برای رومینا اشرفی دختر زیبای ایران زمین

 

 

او یک دختر است

با تمام نازها و مهرطلبی هایش

برایش پدر خوبی باش

او را غرق در محبت خود کن تا محبت را از غریبه ها طلب نکند.

 

مگر زیر هجده سال بدون اجازه پدر میتواند ازکشور خارج شود؟

مگر زیر هجده سال برای هرکاری رضایتنامه از ولی نمیخواهد؟

مگر مغز انسان در 22 سالگی کامل نمیشود آن هم قسمت منطقش؟!

پس چرا حرف ازدواج میشود عددها را جابه جا میکنید؟

 

مگر دخترها، وسیله اند که به اندازه نیاز مردان کم یا زیاد شود سن ازدواجشان؟! افسوس بر پدر ومادری که بخواهد برای پسرش دختر زیر هجده سال بگیرد یا بخواهد دختر زیرهجده سال خود را شوهر دهد که ازبار مسوولیتش شانه خالی کند واسمش را بگذارد رسم!

 

 

بقیه متن رومینا اشرفی دختر زیبا را در ادامه مطلب بخوانید 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 140بار
  • انتشار : پنجشنبه 08 خرداد 1399 - 13:35
ملکه بودن عادت هر روز من است خودت باش

ملکه بودن عادت هر روزه من است

صبح ها که از خواب برمیخیزم کافیست آسمان آبی باشد تا ناز نگاهم تراوش کند به #چشمان #پنجره

فقط کافیست قاصدکی ناگهانی و بازیگوش به روی فرش بغلتد و بغض دلتنگی ام فروکش شود و یک لبخند از ته دل، آرامم کند

 

آری ملکه بودن عادت من است

خودت باش!


 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 40بار
  • انتشار : سه شنبه 30 ارديبهشت 1399 - 0:24
دلنوشته بانو جان بانوی زیبای من

دلنوشته بانو جان 

بانوی زیبای من 

 

بانو ای بانوی مهربان

بایست !

اکنون وقت یک لیوان چای است روی صندلی رو به پنجره ای که از آن آسمان کاملا پیداست

برای ادامه زندگیت اول آرامش میخواهی


گاهی دست نگهدار، برای خودت یک لیوان چای بریز و کنار چیزی که دوستش داری بنوش!

دقایقی را سکوت کن و به صدای قلبت و صدای نفست گوش بده!


آرامش شیره جان یک زن است

اجازه نده کسی یا اتفاقی آرامش تورا بهم بریزد ❤️

 

بقیه دلنوشته بانو جان در ادامه مطلب 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 39بار
  • انتشار : چهارشنبه 24 ارديبهشت 1399 - 0:4
دنیا تمام میشود تعبیر یک خواب

دنیا تمام میشود !

 

دنیا تمام میشود!

بالاخره یک روز به دور از تمام حدسیات و معادلات دنیا آنچنانی تمام میشود که سیل ناگهانی می آید 

بالاخره یک روز دنیا چنان پایان میگیرد که زلزله در دو دقیقه همه چیز را ویران می کند و هیچ کس نمی تواند جلویش را بگیرد حتی نمی تواند زمان آمدنش را بفهمد

 

دیشب خواب عجیبی دیدم , خواب دیدم آب دریاها و اقیانوسها بالا آمده و حتی بزرگترین برج های جهان را هم در خود فرو می برد و چنان با سرعت و شتاب بود که هیچ کس نتوانست فرار کند !

این سیل بود یا چه نمیدانم , اما آب زلال و شفاف بود و یک فرق بزرگ داشت ! همه چیز را در خود می کشید ! هر چه در زمین بود و هر چه در آسمان بود !

من در خواب هراسان شدم و خدا را صدا زدم آب را در بر گرفت چشمهایم را بستم چون از غرق شدن بدم می آید , فرشته ای همراهم شد که صدایش را شنیدم آنگاه فهمیدم , به من گفت تو آمدنت با بقیه فرق دارد , خنده ای کرد و گفت برویم !

چشمهایم را که باز کردم خود را در جهانی دیگر دیدم ! در جایی انگار میان جنگل و کوه ! پر از درخت اما درختهایی خاص ! متفاوت از جنگل آدمها !

میان جمعیتی بودم به خودم گفتم اینجا کجاست ! 

 

بقیه متن دنیا تمام میشود در ادامه مطلب

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 22بار
  • انتشار : چهارشنبه 10 ارديبهشت 1399 - 15:30
من یک زن هستم زن بودن یعنی چه به قلم الهه فاخته

زن بودن یعنی چه 

من یک زن هستم , دختری درون من است 

 

چه چیزی در من است که مدام در من تکرار میشود تا دختر بودنم را زن بودنم را حفظ کنم.

گاهی مشت هایم را گره کنم و نه بگویم. این نه گفتن مرا مرد نمیکند بلکه از من یک زن قوی میسازد!


من یک زن هستم , دختری درون من است 

 

من درون خود دختری دارم که هیچ گاه پیر نمیشود، این دختر طراوت روح من است. که نباید بشکند، نباید آسیب ببیند، بلکه باید طراوتش حفظ شود.

من یک زن هستم. دیگر خام و پراشتباه نیستم.

من هنوز هم با یک شاخه گل، روحم تازه میشود.

من هنوز هم با یک هدیه، کادوپیچ شده به وجد می آیم. نجیب نگاه میکنم ودخترانه فریاد می کشم و شبیه یک انسان سالم از ته دل میخندم.

من پذیرفته‌ ام ذاتم را، جسمم را، توانایی هایم را

پذیرفته ام نمیتوانم ادای یک مرد را درآورم وهرگاه قدرتم مرا بالا بکشد، گاهی می ایستم ونفس تازه میکنم!


من یک زن هستم , دختری درون من است 

بقیه دلنوشته من یک زن هستم در ادامه مطلب بخوانید
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 23بار
  • انتشار : جمعه 05 ارديبهشت 1399 - 3:20
مناجات با خدا نامه دلنوشته برای خدا به قلم الهه فاخته

مناجات با خدا

دلنوشته ای برای خدا

به قلم الهه فاخته

خدایا خیلی دوستت دارم❤️

مرسی که مرا آنی به حال خود نمیگذاری❤️
مرسی که همواره یاورم هستی تا سختی ها را تحمل کنم و پاداشم میدهی
خدایا آدمهای خوب را کنارم نگهدار
آدمهای بد را بیصدا ازکنارم دور کن
ومرا به حکمت هردو آگاه کن

دلنوشته ای برای خدا


کاش میشد که مرا بپذیری که من این دنیا را با تو زیبا میبینم. از فراموشی و غفلت خویش به درد آمده ام. خدایا توهرچه هستی، دوستت دارم💓
و بازهم میگویم تو را به اندازه تک تک ذرات آفرینشت سپاس میگویم.
روح مرا از نور خود سرشار کن.
من بی تو هیچ نیستم چون تو درمنی ونمیشود که نباشی مگر نخواهم و غرور کنم، من تلاش میکنم توهم کنارم باش، یارم باش، قدرتم باش، رفیقم باش!

دلنوشته ای برای خدا


صدایت میکنم، سختی های زندگیم زیاد بوده و هست. مرا درخود فرو میبرد.
قلبم شکسته است از این همه سختی، روحم زخمی شده است.
سختی ها را بر من آسان کن ونگذار این دعا را از یاد ببرم. مهربانم
آه من چقدر غافلم، ازخود خسته ام چرا فراموش میکنم تورا سپاس بگویم.
تنهایم نگذار، تنهایم نگذار پادشاه عالمیان ❤️

دلنوشته ای برای خدا


تورا قسم به اشکهایم مرا دچار فراموشی از یادت نکن.
من تورا میخواهم. با تمام وجود خویش میخواهم
میدونم که عاشقانه کنارم هستی❤️
خالصانه دوستت دارم💓
یا حق

  • اردیبهشت 1399
  • الهه آجرلو-فاخته
  • مناجات با خدا دلنوشته برای خدا

 

دلنوشته ای برای خدا


  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 18بار
  • انتشار : جمعه 05 ارديبهشت 1399 - 3:13
باغبانم باش دلنوشته و دکلمه الهه فاخته

باغبانم باش دلنوشته به همراه دکلمه

نوشته و صدا الهه فاخته

 

باغبانم باش

مثل گل هستم.
اگر پژمرده و بی حال شدم مثل آفتاب، برمن عشق بورز. آنگاه معجزه عشق را درمن خواهی دید که چگونه روز به روز شاداب تر می شوم.
مرا نادیده نگیر
چون باغبانی مهربان، روح مرا نادیده نگیر.
دل من، با دستهای مهربان تو میشکفد، آفتاب عشق ات را بر من بتابان، تا از شکفتن غنچه هایم روح تو را پر از نور خدا کنم.
این ما هستیم
من و تو!
عشق در من به تو خواهد رسید
و عشق درتو به من خواهد رسید
وما را از نور بینهایت سرشار خواهد کرد.
اگر این پیوستگی، در جریان باشد عشق بین مارا خالقمان تضمین خواهد کرد.
فقط کافیست تو باغبان خوبی باشی و من هم گل بودن خود را باور کنم.
یاحق
اسفند 1398

 

دانلود دکلمه mp3 , و دکلمه آپارات باغبانم باش در ادامه مطلب 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 50بار
  • انتشار : شنبه 16 فروردين 1399 - 20:13
دلنوشته هایی برای دل های شکسته و بی تاب

نوشته ای برای دل های شکسته 

به قلم الهه فاخته

 

دوستت دارم های یک دل شکسته را باور کن 

دلی که میشکند معنی بی مهری را خوب می فهمد 

دلی که میشکند غم دارد 

دلی که میشکند اگر عاشق شود ، اسطوره خواهد شد و اگر دوباره بشکند خواهد مرد . 

دلی که میشکند فقط درد ندارد 

دلی که میشکند خالقش نیز برای شکستنش گریه می کند . 

دلی که میشکند راست می گوید . 

دلی که میشکند همه چیزش واقعی است . 

دلی که میشکند هنوز هم غرور دارد . اشک دارد . حجب و حیا دارد . 

دلی که میشکند باز هم بغض دارد و اشک . اگر بغضش را نمی فهمی با حرفهایت آزارش نده . 

تویی که دلی را میشکنی بهتر است بدانی اگر هزار بار بگویی آن زمان جنون داشتی باز هم هیچ چیز درست نمی شود گرچه بخشیده شوی ، اما دلی که میشکند دیگر مثل روز اول نمی شود حتی اگر تمام وجودش شادی و خنده شود. 

دلی که می شکند حقیقت را دیده است .

 

 نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۷/۱۰ ساعت 12:16 

 

بقیه دلنوشته های بی تابی و غمگین در ادامه مطلب 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 16بار
  • انتشار : دوشنبه 11 فروردين 1399 - 22:46
دلنوشته ای برای حضرت محمد پیامبر مسلمین

دلنوشته برای حضرت محمد (ص)

به قلم الهه فاخته 

 

نمیدانم مسلمانی یا مسیحی

یهودی یا زرتشتی

یا بدون دین

هر کسی هستی باش

این را خوب میدانم هر کسی با ایمانش الله را صدا میزند.

اما موضوع محمد است

محمدپیامبر بزرگ من

محمد بزرگترین مرد زندگیم

محمد صبورترین انسانی که جهل جاهلان ازارش داد اما تسلیم نشد

محمد امین که احمد نام دیگرش است.

محمد که مهربان و قوی است

محمدی که کاملترین انسان روی زمین است

محمدی که هنوز هم بیشترین اسم روی فرزندان .. درایران اول نام اوست..

محمدی که هربار صدایش میزنم مهربانی میکند .محمدی که قران بواسطه او نازل شد در همان ماه مبارک رمضان ماه اراده و ایمان. ماه برکت.

در قران چهاربار اسم محمد نگاشته شده و یکبار به اسم احمد.

روی ابرها..کوه..امواج دریا... برای کسانی که چشم بصیرت دارند اسم محمد در کنار اسم الله دیده میشود

.نه الله را میتوان منکر شد و نه قران را.

گاهی بعضی از اداب. ادب را میبرند.

محمد رفیق دلهاست

درست صدایش بزن ♥

 

به قلم الهه فاخته

این دلنوشته تقدیمی ست برای پیامبرم محمد رسول الله که لبخندی به اندازه به تمام زیباییهای دنیا دارد 

1393

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 29بار
  • انتشار : جمعه 08 فروردين 1399 - 22:40
دلنوشته بانو ملکه سرزمین خودت باش

ملکه سرزمین خودت باش 

 

بانو ! ملکه سرزمین خودت باش !

به دور از تمام باید ها و نباید ها و قانونهایی که تو را در یک چهارچوب مضحک اسیر می کند ,

خودت را باور کن و باور داشته باش تو .....  آری تو با همین دستهای ظریف و لاک زده ات , و با همین موهای پریشانت می توانی لذت موفقیت را بچشی !

فقط کافیست خودت را باور داشته باشی !

 

ملکه سرزمین خودت باش


بانو ! تو برای گام های بلند خویش اول باید خودت را بشناسی  

خودت را با تمام داشته هایت بپذیر , با همین ظرافت تن , لطافت پوست , اشک ها و عشوه هایت 

آن گاه برای خوب بودن برخیز 

اجازه نده دست هیچ مردی , یا دست هیچ قانونی سد راهت بشود 

قوی و پر قدرت ادامه بده و خود را چون ملکه ای در کاخ سرزمین درونت بدان . 

ملکه ای که از درون , برتر است 

ملکه ای که یک شاه مهربان دارد 

 

یک گل بخر ! و گاهی عصرها مقابلش بنشین و یک لیوان چای سبز بخور ! ببین چه قدر شباهت است بین تو و آن گل زیبا ! 

 

 

بقیه دلنوشته ملکه سرزمین خودت باش در ادامه مطلب 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 126بار
  • انتشار : چهارشنبه 06 فروردين 1399 - 23:24
دلنوشته ای تقدیم به پزشکان و پرستاران کرونا

دلنوشته ای برای پرستاران و پزشکان تمام جهان 

مبارزه با کرونا ویروس

نویسنده الهه فاخته

برگی از برگی دیگر شتاب میگیرد
به انتظار بهار نشسته بودیم که ناگهان پاییز شد!

دستی مهربان ، صورت تب دار مرا لمس میکند.
در این وحشت دامن گیر، کسی به هم خون خود رحم نمی کند، دلها ترسیده اند و دستی، بازوی ناتوانی نمی گیرد.

دستی مهربان، به لبهای شعله گرفته ازاین مرگ سیاه، جرعه ای می نوشاند که کسی جراتش را نمی کند.

اینجا سنگر است، مرز بین زندگی و مرگ!
می دانند که ممکن است بمیرند اما می آیند
می دانند که اینجا حال همه خراب است.. اما.. می مانند

این لشگر فرمانده ندارد. اما.... سرباز دارد!
سربازی که نه برای پول، نه برای شهرت آمده است
سربازی که برای خنثی کردن.. مین.. آمده است

آههههای سرباز، تو نه تنها سرباز وطن بلکه سرباز هم وطن شده ای!
آهای سرباز، تمام قد برایت می ایستم و برایت پا می کوبم
جانم فدای جانت
یا حق

الهه آجرلو فاخته
دلنوشته های کرونایی من
بامداد پنجم فروردین هزار و سیصد و نود و نه

تقدیم به تمام پرستاران و پزشکان سرزمینم که این روزها جان خود را در دست گرفته و برای نجات یا تسلی بیماران می کوشند.
تنتان سلامت 
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 50بار
  • انتشار : چهارشنبه 06 فروردين 1399 - 4:33
راز خلقت رنگ ها

دیشب چیزی فکر من را بخود مشغول کرد.
داستان از آنجایی شروع شد که میخواستم بفهمم اگر رنگ گلدان سفید باشد تاثیر مثبتی بر رشد گلهایم دارد یا خیر!

متوجه مطلبی شدم. با رسم یک شکل. در آن رنگ سیاه اینگونه تعریف شده بود که سیاه تمام رنگهارا جذب میکند.
بعد از رسیدن نور به سطح جسم، رنگی که منعکس میشود رنگ آن جسم هست.
مثلا موز..
رنگ موز زرد نیست اما وقتی رنگ سفید که مجموعه ای از تمام رنگهاست به آن میخورد، پوست موز فقط رنگ زرد را برمی گرداند بخاطر همین زرد دیده میشود.

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 12بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 16:5
دلنوشته چرا اینقدر دچار غم می شویم

 

چرا اینقدر غمگینم 

نویسنده الهه فاخته

 

شاید....

اگر هم سفره هم شویم، ما شویم

دستانمان به سمت خدا، دعا شود

تمام شود هر حرف علیه خدا و خلقتش

آنگاه تمام شود غم که همیشه آبستن است در این دیار!

  • بقیه چرا اینقدر غمگینم به همراه دکلمه 

  • در ادامه ....

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 76بار
  • انتشار : یکشنبه 04 اسفند 1398 - 23:0
دلنوشته دختر به قلم الهه فاخته
 

دلنوشته برای دختر 

نوشته الهه فاخته 

 

آهای دختر 
بیا.. با تو هستم بیا...
بیا جلوی آینه خودت را ببین😊
تو چقدر زیبا هستی🌹
این زیبایی بخاطر روح زیبای توست!
روح تو، همیشه زیباست تا زمانیکه... یک زن شوی!

اد امه دلنوشته دختر در ادامه مطلب
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 62بار
  • انتشار : شنبه 03 اسفند 1398 - 21:25
خدایا مرابه خود وامگذار
دراین تنگنایی لحظه ها، قلبم تند تند می تپد و من سعی می کنم خوب باشم و خوب بمانم.
دراین لجن زار بدی ها بخواهی و نخواهی به لجن آغشته می شوی. باید مدام خودت را پاکیزه نگهداری.
خدایا مرا تنها نگذار، قلبم در التهاب مزمنی می سوزد اما... زندگی درجریان است
و این زندگی من است که مرا باخود در جریان خویش غرق کرده است.
روح خسته ام از رگ های حیات جان گرفته است انگار ریشه هایم کاملا سالم مانده است از بین برگهای خشکیده ام دوباره جوانه است زندگی در روح من

خدایا مرابه خود وامگذار

الهه فاخته
دی ماه 1398
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 33بار
  • انتشار : یکشنبه 06 بهمن 1398 - 3:24