close
دانلود آهنگ جدید

اشعار تقدیمی الهه فاخته

دلنوشته ای برای حضرت محمد پیامبر مسلمین

دلنوشته برای حضرت محمد (ص)

به قلم الهه فاخته 

 

نمیدانم مسلمانی یا مسیحی

یهودی یا زرتشتی

یا بدون دین

هر کسی هستی باش

این را خوب میدانم هر کسی با ایمانش الله را صدا میزند.

اما موضوع محمد است

محمدپیامبر بزرگ من

محمد بزرگترین مرد زندگیم

محمد صبورترین انسانی که جهل جاهلان ازارش داد اما تسلیم نشد

محمد امین که احمد نام دیگرش است.

محمد که مهربان و قوی است

محمدی که کاملترین انسان روی زمین است

محمدی که هنوز هم بیشترین اسم روی فرزندان .. درایران اول نام اوست..

محمدی که هربار صدایش میزنم مهربانی میکند .محمدی که قران بواسطه او نازل شد در همان ماه مبارک رمضان ماه اراده و ایمان. ماه برکت.

در قران چهاربار اسم محمد نگاشته شده و یکبار به اسم احمد.

روی ابرها..کوه..امواج دریا... برای کسانی که چشم بصیرت دارند اسم محمد در کنار اسم الله دیده میشود

.نه الله را میتوان منکر شد و نه قران را.

گاهی بعضی از اداب. ادب را میبرند.

محمد رفیق دلهاست

درست صدایش بزن ♥

 

به قلم الهه فاخته

این دلنوشته تقدیمی ست برای پیامبرم محمد رسول الله که لبخندی به اندازه به تمام زیباییهای دنیا دارد 

1393

 

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 21بار
  • انتشار : جمعه 08 فروردين 1399 - 22:40
دلنوشته ای تقدیم به پزشکان و پرستاران کرونا

دلنوشته ای برای پرستاران و پزشکان تمام جهان 

مبارزه با کرونا ویروس

نویسنده الهه فاخته

برگی از برگی دیگر شتاب میگیرد
به انتظار بهار نشسته بودیم که ناگهان پاییز شد!

دستی مهربان ، صورت تب دار مرا لمس میکند.
در این وحشت دامن گیر، کسی به هم خون خود رحم نمی کند، دلها ترسیده اند و دستی، بازوی ناتوانی نمی گیرد.

دستی مهربان، به لبهای شعله گرفته ازاین مرگ سیاه، جرعه ای می نوشاند که کسی جراتش را نمی کند.

اینجا سنگر است، مرز بین زندگی و مرگ!
می دانند که ممکن است بمیرند اما می آیند
می دانند که اینجا حال همه خراب است.. اما.. می مانند

این لشگر فرمانده ندارد. اما.... سرباز دارد!
سربازی که نه برای پول، نه برای شهرت آمده است
سربازی که برای خنثی کردن.. مین.. آمده است

آههههای سرباز، تو نه تنها سرباز وطن بلکه سرباز هم وطن شده ای!
آهای سرباز، تمام قد برایت می ایستم و برایت پا می کوبم
جانم فدای جانت
یا حق

الهه آجرلو فاخته
دلنوشته های کرونایی من
بامداد پنجم فروردین هزار و سیصد و نود و نه

تقدیم به تمام پرستاران و پزشکان سرزمینم که این روزها جان خود را در دست گرفته و برای نجات یا تسلی بیماران می کوشند.
تنتان سلامت 
  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 36بار
  • انتشار : چهارشنبه 06 فروردين 1399 - 4:33
شعر میخواهم معامله کنم عمرم را به پروانه ها

شعر سپید شماره 38

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

1394/02/13

هر چه پروانه هست می گیرم

حتی , پروانه های کلکسیون های شیشه ای را

 

میخواهم معامله کنم با ابر قدرت دنیاها !!!

قسمتی از عمرم را بردارد و به پروانه های زیبا بخشد

پروانه هایی که عاشق گل هستند

پروانه هایی که کودکان را می خندانند

 

پروانه ها,

با عمر کوته اما چقدرررر گرانبها هستند !

از کرمی کوچک, پروانه شدن .. کم نیست !

در کاخی از ابریشم ,

با رنگ دل فریب , طناز در پرواز !

گلستان را پر کردند

 

اگر قرار به بخشیدن باشد

می خواهم قسمتی از عمرم را ببخشم

به ساکنان پیله ابریشم

عیبی دارد؟

شاعر الهه فاخته

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 0بار
  • انتشار : دوشنبه 04 فروردين 1399 - 18:38
شعر سپید باید یک مادر باشی تا بدانی حضور یک مادر الزامیست

شعر سپید مادر شماره 22

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته 

 

1394/1/19

باید مادر باشی تا درک کنی , دستان مادر یعنی چه ؟!

وقتی غم داری و با دستانش , آرام شوی

ای جانم

مادر , غصه های عالم را م یروید از تن تو

مادرانگی یعنی

یک رفاقت ابدی, بخاطر آنچه هستی ... !

کسی که ناف محبت تو با او

تا آخر دنیا, گسسته نخواهد شد

کسی که در اندامش بودی , درد و د لها م یکرد !

که کسی جز تو , محرم اسرارش نیست

تو نه خدا بودی و نه بالغ

یک جنین, آماده ظهور به دنیای خاکی

باید مادر باشی تا بفهمی, وجود یک مادر

چه قدر الزامی ست !

شاعر الهه فاخته

تقدیم به تمامی مادران ♥

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 3بار
  • انتشار : دوشنبه 04 فروردين 1399 - 3:49
شعر نو من کیستم من الهه نازم چون فاخته ای آزادم از دفتر 1394
  • 17/09/1392
  • شاعر الهه فاخته

  • دفتر شعر 1394

  • شعر نو شماره 1

 

من کیستم !؟؟؟
من الهه نازم .. چون فاخته ای آزادم
در شهر پرهیاهو , دور از تر بودن اشک
میخوانم و میسازم


من فاخته ای آزادم
دل بر سنگ ندادم
با زخم و کینه و درد ... کوه خالی نسازم


من آزاد آزادم
با بالهای فراخم ..
رو به آسمان آبی .. پر می زنم دمادم


دانی چه عمری دارم ؟
عمری پر از زخم و درد , بدون حسرت و خشم
دل بسته ام به خالق
در شهر پر هیاهو , دل بسته ام به قلبم
این پیر صد ساله .. عمرش فنا نشد دوست !


من, دنیا را گشتم .. به خالقم رسیدم
دیگر جانی ندارم
) عمرم به گیسوی زمان , طعنه میزد .. من پیر چند سالم ؟ (

نه اشک و آه و نفرین , عاری زهر خیانت
دل بسته ام به قلبها .. آخر رسالتم چیست ؟
جز خنده و تبسم , بر قلب های خسته
راهم کجاست ای دل ؟
آخر کجاست ای دل ؟
آخر تو هستی ای دل ! تنها سبب تو هستی
باید صبور باشم .. بر قلب های خسته
بر قلب دلشکسته , دردی فرو نشانم
من تلخ تر از گذشته , جامی ندیدم اکنون
ای دوست .. دوست دیرین
این قلب, تنها بهانه , برای ماندن ماست
بفهم راز خلقت , تنها دلیل... دلهاست !

یا حق 

الهه فاخته

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 5بار
  • انتشار : جمعه 23 اسفند 1398 - 18:27
شعر بانوی من از الهه فاخته کتاب صدای حق

 

شعر نوشت بانو 

نویسنده الهه فاخته

 

گرچه دنیا, این جهان فانی آوارگان

بد جفاکار است و من بر دست آن !

لیک ای بانوی من، بانوی زیبای خدا

غصه کم کن ای شده در راه حق

خالق زیبای ما این راه را کم می کند

 

بقیه شعر نوشت بانو در ادامه مطلب قرار دارد

 

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 22بار
  • انتشار : جمعه 16 اسفند 1398 - 3:15