الهه فاخته - 2

سی سالگی سن عجیبی ست ! متن و دکلمه

 دلنوشته سی سالگی ! 

دکلمه سی 30 سالگی در ادامه مطلب 

 

سی سالگی دقیقا آبیست !

شبیه همان صبح های دل انگیزی که پنجره را باز میکنی و بلند میگویی : امروز چقدر آسمان آبیست ! 

سی سالگی دقیقا همان پنجره ایست که صبح ها باز میکنی و از دیدن پرواز پرندگان لذت میبری ! 

به دنبال زیبایی میگردی , و دلت با دیدن سبز بودن یک درخت هم باز میشود 

سی سالگی همان کلیدییست که برای باز گشایی از قفس خودت به تو رسیده است یا آنقدر به همراه قفس خود رشد کرده ای که کلید اندازه قفلش شده است ! 

اکنون زمان باز کردن بالهایم شده است 

بی آنکه از کسی خجالت بکشم ! 

بی آنکه احساسم را فرو بلعم ! 

حس درون من است که میگوید تو دیگر بزرگ شده ای حقت را بگیر و چه کسی میتواند حق یک زن سی ساله را پایمال کند , منظورم کوچکترین و بزرگترین حق است ! 

سی سالگی رسیدن به همان قله کوهیست که همیشه آرزو میکردی به آن برسی ولی وقتی به آن رسیدی میبینی قله ای بزرگتر پشتش قرار گرفته و بجای باز دویدن و دویدن و عجله کردن اینبار رو به بیست سالگی ات و درست در همان قله که روزی آرزوی صعودش را داشته ای مینشینی و یک لیوان چای سبز میخوری و لبخند میزنی و به تمام روزهای پشت سر گذاشته ات مینگری و میخندی و میخندی و میخندی و نگاهی به پشت سرت می اندازی و قله بزرگتر را میبینی و باز میخندی و به آسمان نگاه میکنی و میبینی بالای هر قله ای, آسمان یکیست ! 

 

برای شنیدن و دانلود دکلمه به ادامه مطلب بروید .. 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 144بار
  • انتشار : یکشنبه 30 شهريور 1399 - 14:16
کتابهایی که در مدرسه میخوانیم به چه دردمان میخورد ؟

کتابهایی که در مدرسه میخوانیم به چه درد ما میخورد ؟!

 
سلام عزیزانم!
بارها پیش آمده که از خودمان پرسیده ایم درسهایی که خوانده ایم به چه درد میخورد؟
میدانم کتابهای درسی باید در راستای آموزش و پرورش باشد.
این پرورش درجهت خودشناسی، شناختن توانایبها و تستعدادها و پرورش آن باشد.
باید صفات خوب و بد آموزش داده شود تا دانش آموزان یادبگیرند، برای خوب بودن و خوب ماندن تلاش کنند تا جهان بهتری داشته باشیم
اما...
من اینگونه ندیدم
مدارک دانشگاهی هم پشتش پول پدر است و کم هستند کسانیکه با درس خواندن خود را به جایگاه بالایی رسانده باشند.
 
از اینها که بگذریم...
میخواهم تاثیر حداقل دروس را بر ذهن برایتان بگویم.
 
ریاضی و جبر و حل مسائل، چون آموزشی است و به ذهن مسائلی را ارائه میدهد که باید حل شود، مغز برای انجامش به دنبال راه تازه میگردد، راهی به جز آنچه بلد هستید. واین درگیری ذهنی باعث زیاد شدن لایه های خاکستری مغز و درنهایت رشد مغز میکند!
 
هندسه، قدرت تصویر سازی را تقویت میکند
تاریخ، آگاه سازی را رشد میدهد!
ادبیات، فن بیان و کلام زیبا را تقویت میکند!
فیزیک، رابطه ها را برایمان روشن میکند!
نوشتن، رابطه بین عضله و عصب را تقویت میکند.
خواندن و خواندن صبوری را یادمان میدهد که تلاش کن و متوقف نشو بالاخره نتیجه میگیری.
دیگر درسهای حفظ کردنی، سوای از ارزش و اهمیت و صرفا برای حفظ کردن باعث میشود حافظه تقویت شود. وقتی حافظه تقویت شود حواس جمع تر و هوشیارتر خواهیم بود.
ورزش باعث تحرک میشود.
در مدرسه بودن تمرین در اجتماع بودن است.
مدیر نشانگر اینست هرکسی هرجایی باشد باید به قوانین آنجا عمل کند و با کمک همان قوانین از خود دفاع کند.
نمیشود دزدی کنیم و اسمش را آزادی بگذاریم چون ممکن است از خود ما هم دزدی شود
و دیگر موارد...
 
 
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 70بار
  • انتشار : جمعه 28 شهريور 1399 - 0:31
دلنوشته برای نوید افکاری کشتی گیری که دیگر نیست

دلنوشته برای نوید افکاری 

 

نوید ! 

مثل اسمش شاید پر از سخن های امیدوارکننده ! 

مژده دهم یا پیک تلخ شراب را بنوشم ؟ ! 

این حق نیست و میسوزم از حقیقتی که روشن است ! 

 

آهای ای گل زیبای هستی 

بخواب آروم که دنیا جای تو نیست 

بخواب آروم که این دنیا پر از گرگِ

پر از تلخی و جام زهر 

آری جای تو نیست 

کسی که در پی حق و عدالت , اشک میریزه 

نمیتونه بمونه , نمیتونه بمونه 

 

زمین گرده , بالاخره یه روزی 

حقیقت فاش میشه 

دلم میگه که حق با توست اما 

توانم همین قدره عزیزم 

بخواب آروم گل نازم , گل زیبای آبی 

برو تا هفت آسمان , بگو یا رب 

به پیشت اومدم با غم 

 

خدا دستت رو میگیره 

دوای دردُ میبخشه 

تو رو درمان نکرده , نمیفرسته بهشتت 

 

نوید دست های آسمونی 

بخواب آروم که اینجا جای تو نیست 

مگه یک گل میتونه میون خارهای وحشی بمونه ؟ 

مگه اینکه خودش یک خار باشه , خارِ گلدار ! 

 

نوید جانم , پسر جانم 

به جرم نکرده , جان تو رفت 

ولی 

این دنیا بی رحمه میدونم 

میدونم چقدر سخته که حق با تو باشه 

اما 

دهانت بسته باشه از گفتن حق

چقدر سخته 

پهلوون باشی و نتونی 

ضعیف باشی عزیزم 

 

کسی که قدرتی داره 

باید مثل یه شیر , سلطان باشه ! 

ضعیف ها را به بی رحمی نیاویزید 

 

خدا شاهد , خدا بیننده حاضر 

ولی وقتی به انسان قدرت بسیار داده است 

صبوری میکند 

تا کی 

خدا داند ! 

خدایا ! تر و خشک با هم نسوزن 

من از بی عدالتی ها سخت میترسم 

و از خشمی که از سوی تو آید ! 

 

حسین یک عمر , جسارت کرد و پای حق , جان داد 

حسین ها رفته اند و ما پی چه هستیم ؟

زمین مال خداست ! حاکم ندارد 

چرا چون کفتارها , به جان آنچه افتادید که حق شما نیست ! 

 

نوید جانم , پسر جانم , پهلوانم 

بخواب آرام , بخواب که اینجا جای تو نیست 

 

با دلی شکسته برای نوید افکاری ♥  : الهه آجرلو - فاخته 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 29بار
  • انتشار : دوشنبه 24 شهريور 1399 - 13:23
ایمان خود را چگونه حفظ کنیم دلنوشته

ایمان خود را چگونه حفظ کنیم 

تقدیم به شما خوبان ♥

 
 
ایمان
چیزی که این روزها آن را گم کرده ایم
یکتا پرستی یعنی ... اول الاه !
هیچ کس،هیچ آرزو و هیچ چیزی را در حد خدا نپرستیم و نخواهیم.
 
اگر نماز میخوانیم ،انرژی های منفی خود را تخلیه میکنیم تا حضور الاه را بهتر لمس کنیم.
اگر خوبی می کنیم میخواهیم به قدرتمان بیافزاییم چه بسا خوبی کردن ، انرژی مثبت را درونمان به گردش میاورد!
 
روزه میگیریم تا بر امیال مادی ودنیوی چیره شویم و از الاه غافل نشویم!
 
هرچه خوبتر باشیم، زندگی بهتر داشته و آرامش را عمیق تر تجربه خواهیم کرد!
چراکه او بی نیاز است.
 
خانواده چیزیست که درطبیعت هم یافت میشود
اگر ما پیامبران و امامانمان را دوست داشته باشیم مشکلی نیست
مشکل زمانی شروع میشود که آنها را بیشتر از جل جلاله صدا میکنیم و این شریک قائل شدن است.
 
 
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 32بار
  • انتشار : یکشنبه 16 شهريور 1399 - 16:59
چگونه انرژی خود را زیاد کنیم و انرژی خود را حفظ کنیم

چگونه انرژی خود را زیاد کنیم و انرژی خود را حفظ کنیم

 

انرژی ,غیر قابل انکار چه از لحاظ فیزیک و متافیزیک و چه از نظر علم  چه از نظر تجربه یا معنویات نمیباشد , کسی نیست که منکر شود انرژی وجود ندارد . این انرژی درون ماست !

!!!در واقع در این دنیا هر چیزی که انرژی داشته باشد جان میگیرد حال یا رشد میکند یا حرکت

در دنیای ما که دنیای تبادل است , بعضی از آدمها هستند که ساده ترین راه را برای انرژی گرفتن انتخاب میکنند , چرا که اگر انررژی نباشد انسان میمیرد یا اگر کم باشد , دچار افسردگی و عوارض آن و بیماریهای دیگر

میشود !

 

  • چرا بعضی ها ناگهانی از ما خسته میشوند و ما را رها میکنند 

ساده ترین راه گرفتن انرژی,  از دیگران است , ما فکر میکنیم  کسی که به ما انرژی میدهد معشوقه ما یا رفیق ماست , وقتی او از اینکه ما اینقدر انرژی اش را تخلیه میکنیم و  خودش نمیتواند جایگزین کند خسته شده,  رهایتان کرده و به سمت کس دیگری میرود که بتواند سطح انرژی اش را بالا ببرد !

اکثر این افراد خود اهل زیاده روی در خوردن یا  زیاد سفر کردن یا زیاد ورزش کردن و ...  هستند . یعنی آنها هرگاه سطح انرژیشان افتاد با لذتی که از خوردن میگیرند یا انرژی که از سفر میگیرند باطریشان را پر میکنند .

این افراد هر لقمه ای را که در دهان میگذارند آنچنان با لذت میبلعند که انگار انرژی را لقمه کرده و با قورت دادن وارد بدنشان میکنند ! یا کسانی که اهل سفر هستند , انرژی خود را از سفر کردن میگیرند .

اگر این افراد متوجه شوند که شما با تمام خصوصیت های خوب , دزد انرژی آنها هستید و هنگامیکه بعد از مدتی یا چندسالی دیگر شما به او انرژی نمیدهید بلکه فقط اوست که باید سعی کند تا شما را شاد و پرانرژی نگه دارد , رابطه اش را قطع میکند !

 


 

  • چگونه انرژیمان کم میشود ؟

هر فعالیت فکری یا جسمی باعث میشود قسمتی از انرژی ما تخلیه شود , بصورت طبیعی با بیرون بودن , قدم زدن , پیاده روی کردن , دلخوش بودن به کارهای ساده و کوچک باعث میشود این انرژی تمدید شود ! اما اگر ماه های زیادی بگذرد و این دلخوشی های ساده ما کم باشد , سطح انرژی کم میشود و این میشود که ما به سمت طبیعت میرویم .

گاهی , بعضی ها با بدگویی و غیبت و دروغگویی باعث میشوند سوراخهایی در انرژی شما ایجاد شود که هربار با او ملاقات کنید یا حرفهایش را بخاطر بیاورید , سطح انرژی کم و کم تر میشود !

گاهی اتفاقات سخت و ناگهانی برایمان رخ میدهد که خالیمان میکند

گاهی بخاطر فصل یا آب و هوا , سطح هورمونها , خوب استراحت نکردن یا خوب غذا نخوردن ... میزان انرژی کم و کمتر میشود

و چیزهای دیگری که اگر خودتان به آن فکر کنید قطعا متوجه خواهید شد که اگر خواستید میتوانید زیر این مقاله , کامنت بگذارید .


 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 58بار
  • انتشار : یکشنبه 09 شهريور 1399 - 20:0
سکوت کن ! به خود آی و خودت را بشناس

دلنوشته سکوت کن و به خود آی 

 

گوش کن !

کمی سکوت کن !

سکوت کردن که یاد بگیری

کمی نماز خواندن آن هم با معنی تک تک جملاتش

کمی به قله کوه بنگری و آسمان را تنفس کنی

 کمی به گلهای زیبای آفتاب گردان بنگری که طلایی و زنده و پر از حسِ زندگی هستند

یا گندم زارهایی که طلایی هستند و زنده !

کمی به آسمان پر ستاره نگاه کنی و ماه را بنگری که به تو و به روح و جان تو سلام میدهد ,

آنگاه صدای فرشتگان خداوند را میشنوی ! 

میبینی که چه با دقت به تو یادآوری میکنند تا کارهایت را درست و منظم انجام دهی ! 

یا به تو میگویند از چه مسیری بروی که خطر نداشته باشد ! 

 

وقتی درونت , سکوت را بفهمد میشود میعادگاه فرشتگان, و صدایی که به عرش رَب میرسد .

مثل یک پادشاه دلسوز و مهربان به فرشتگانش میگوید تا به یاری تو بیایند ! از این زیباتر ؟  آرامش  از این بیشتر ؟

از با اقتدارتر بیشتر ؟

چه میخواهی ؟

چه میخواهی که خودت را بخاطر یک داشته یا یک مال یا یک موفقیت, آنچنان درگیر و شلوغ میکنی که سکوتِ درونت بهم میریزد؟!

 

دیگر چه میخواهی ؟ 

خودت را پر از بدی ها کرده ای و پاداش هم میخواهی ؟ 

زندگی پر از روزی میخواهی در حالیکه درونت پر از عقده های آرزوهاییست که حتی برای رسیدن به آن تلاش هم نکرده ای یا زود تسلیم شده ای ؟ 

 

تو ثروت میخواهی نه برای زندگی آرامتر بلکه میخواهی تقلید کنی از آنانکه به ثروت رسیده اند , فکر میکنی هر آنچه آنان دارند را تو داشته باشی خوشبخت میشوی در حالیکه تو اگر بی حساب هم صاحب روزی شوی باز نا آرام هستی می دانی چرا ؟

چون خودت را نشناخته ای ! 

خودت را گم کرده ای و بیرون از خودت به دنبال خودت میگردی و میخواهی یک خود جدید بسازی ! 

خودت را پیدا کن 

یاد بگیر گاهی , نه همیشه ! گاهی سکوت کنی ! 

اقیانوس درونت را بشناس ! 

ماهی هایش را , صدف ها و مروارید هایش را , طوفانها و آرامشش را ! 

قایق هایش را ! مارماهی هایش را ! مرجانهایش را ! اعماق کشف نشده بکرش را ! و حتی آسمان بی همتایش را !

آرامش را که تجربه کنی راهی برای ادامه اش پیدا کن ! 

 

گاهی در خود فرو برو مثل لاکپشت , بگذار سختی ها تو را با لاک سخت خود پس بزنند ! 

این تو هستی 

انسان ... !

 

الله فرشتگانی آفرید که همواره به او سجده میزنند ! 

الله فرشتگانی آفرید که همواره در رکوع او هستند !

الله فرشتگانی آفرید که همیشه به قامت ایستاده اند ! 

و همگی به تسبیح و ذکر پروردگار مشغولند ! 

چون یاهو, خالق عشق است و به هر کس عشق بدهد و بدی ندهد او را در نیایش با پروردگار خواهید دید ! 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 48بار
  • انتشار : شنبه 08 شهريور 1399 - 11:53
مادر بودن را مدیون تو هستم ! دلنوشته

خداوند میان مادر و فرزند عشقی قرار داده است که گرچه پاک و زیباست اما بالاتر از عشق او به مخلوقش نیست!

مال و فرزند لطف خداوند است به بندگانش تا لذت را در دنیا تجربه کنند.

در قرآن آمده است میتواند وسیله آزمایش الهی باشد. چنانچه مادر وپدر چنان درعشق ولذت فرزند غرق شوند که او را به اندازه خدا دوست داشته باشند و یا بجای خواستن از خداوند، از او بخواهند!شرک است.

همانطور که درقرآن خوانده ام،. احترام به مادر ازآن جهت واجب است که او فرزندش را ماه ها در شکم نگاه میدارد و دوسال به اوشیر میدهد قابل احترام است. وپدر ومادر از آن جهت قابل احترام هستند که بخاطر رابطه دوستانه وعاشقانه اگر فرزند از خدا غفلت کرد و یکتابودن خالق را نادیده گرفت، بخاطر این رابطه مادر وپدر او را به سمت خدا برگردانند.

هیچ کسی اجازه ندارد با فرزند خود فخر بفروشد یا تکبر ورزد، چرا که فرزند مثل مال، وسیله لذت بردن از زندگی و وسیله آزمایش الهی ست.

اگر کسی فرزندی ندارد، دلیل بر بی لیاقتی نیست بلکه لطف خدا در قسمتی دیگر از زندگیش شامل حالش شده.

همان کس که داده، همان کس هم میگیرد.

بودن ونبودن فرزند دلیل بر شایستگی نیست همانطور که ثروتمندبودن یا فقیر بودن دلیل برشایستگی نیست.

خداوند به دعای یک فقیر باران میفرستد اما نذرهای بیشمار یک ثروتمند را نادیده میگیرد.

همه ما نزد خداوند یکسان هستیم و چیزی که مارا بر دیگری شایسته تر میکند اول باور یکتا بودن خداوند و سپس اعمال شایسته یمان است.

 

با داشته هایی که خداوند برایتان مقرر کرده به دیگران فخر نفروشید!

او به هرکس بخواهد روزی بی حساب میبخشد

و هرگاه بخواهد کسی را به زیر میکشد.

به خودت بنگر که چه میکنی!

در لذت دنیا غرق شده ای یا به رضای پروردگار توجه میکنی؟

اگر فرزند داری،ثروتمند هستی، بدان کسی بیشتر از تو دارد پس کبر نورز

و بدان کسی کمتر از تو دارد پس شاکر پروردگار عالمیان باش!

اگر جملات مرا درک نمیکنی یعنی دریچه قلبت را بسته ای. به خودت واعمالت آگاه باش وعمیقا یکتا پرست باش.

اگر به فرزند و مال خود بیش از حد عشق بورزی یعنی برای او شریک قرار داده ای و این کفر است.

یا حق

مردادماه 139‪0

الهه آجرلو فاخته

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 34بار
  • انتشار : شنبه 08 شهريور 1399 - 11:33