الهه فاخته - 23

شعر سپید از انتقام تو گذشتم و دل شکسته ام

شعر سپید شماره 9

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

1394/1/13

 

از انتقام تو گذشتم
ساده گذشتم ... با اشک !


تلافی دردی که به آن مبتلا گردیدم
سوزاندن عکسهای تو بود !


من قدرتم را در دلی دیدم که شکست


مدام در پی گوشه ای می گردم
چون حبابی معلق و گردان
در فضایی دقیقا وسط هیچستان !
کاخ رویاهایم ریخت , و غرورم که شکست
گوشها کر شده اند , چشمها ندید
اسم خدا را گفتی , اذان میخواندی
تو خدا را فهمیدی؟ ... پس من چی ؟
در کدام آیین , چنین قانونی هست
که خدا را بستایی اما شیشه نازک دل, خرد کنی ؟


از تو گذشتم چون قلبم که شکست , ناتوان گشتم
انگار ... عشق ... رفت ,

از اول عید شادی ...
در کدام دنیایی که با شکستن یک دل , شادی ؟
خدا جواب میدهد ... ایمان دارم


شاعر الهه فاخته

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 17بار
  • انتشار : یکشنبه 25 اسفند 1398 - 20:33
شعر سپید چون فاخته ای بی هراس از سکوت پنجره

شعر سپید شماره 8

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

1394/1/13

 

-کجا نشسته ای ؟
-به روی بام
-چرا شکسته ای ؟
- (سکوت می کنم ) 
-چرا به باغ نمی روی ؟
- (سکوت می کنم ) 
-گرفته است صدای تو ... دمی بخوان !
-باشد, به چشمهای من نگاه کن , کمی ...
-چرا غصه ها را گره زدی ؟
-غصه های من کلاف عاصی اند
.....-
-
چون فاخته ای بی هراس
از سکوت پنجره , چو پنجره سکوت کرده ام
تا پرنده ای, بی هراس, مقابل صدای ساکتم
تاب خورد با صدای بالهای خویش!
وقتی .. سکوت پنجره به سنگ شکسته شد
نترس, فاخته خجسته بال !
تمام آرزوی من , صدای توست ..

رها شدم چو پنجره نترس ... برو
بمان .. آرامشم شدی !
نفس بکش
تو معجزه شدی برای من !

شاعر الهه فاخته

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 48بار
  • انتشار : شنبه 24 اسفند 1398 - 2:58
شعر سپید شنیده ای بال داران رازداران از دفتر 1394

شعر سپید شماره 7

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

1394/1/13

 

شنیده ای بال داران ؟

کبوتر, گنجشک, فاخته یا قناری ! بال دارند ؟
شنیده ای رازداران ؟ ... الهه , فاخته , ... راز دارند ؟!


تمام لحظه هایم, پر از سر نهانیست
نمیدانم بگویم یا نگویم ؟!
اگر گویم به که گویم؟ .. نگویم , پس چه گویم ؟


چه قدر سنگین شده است اسرار نهانی
من هر روز, آرامتر هستم
درونم خیس خیس است


دلم را که شکستند , صبر ...لبریز شد و ریخت
نه جان راه رفتن برایم مانده و نه جانی برای آرمیدن
بگویم یا نگویم فرق دارد؟ , بگویم , چه کسی درک دارد ؟


چه قدر سنگین شدم
من جزء رازدارانم , غریبم , هم جنس ندارم
چه قدر سخت است روزهای ب وفایی
کاش دری از رحمتت را می گشودی
دلم پر شد خدایا ...

شاعر الهه فاخته 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 9بار
  • انتشار : شنبه 24 اسفند 1398 - 2:53
شعر سپید در آیین خداوندی اگر بهر محبت یک دلی بشکست

شعر سپید شماره 4

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

1394/1/3

 

در آیین خداوندی اگر بهر محبت یک دلی بشکست ,
فقط ... فریاد رس .. اوست !
امید و آرزوی دل, شکسته , اوست


خدا می گوید ای انسان محبت را زمن بستان
نگیر دستان خود را برای قسمتی از آن


خدا گوید محبت اوست
محال است نازِ نازداران را نگیرد او
فقط او می تواند مهر ورزد
بدون حرف آنهایی که می گویند:
" جاهلی یا عاقلی ! "


خدا میداند و می گیرد اندوهت
محبت را فقط از ایزد منان طلب کردم , دلم نشکست !
محبت را از آن انسان طلب کردم که شهرت داشت , دلم بشکست !
ظلم دیدم, هزاران فتنه را دیدم ,


و فهمیدم محبت را فقط از خالم خواهم !

شاعر الهه فاخته

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 21بار
  • انتشار : شنبه 24 اسفند 1398 - 2:49
شعر سپید عاشقانه کجایی مونس جانم منم عاشق وفادارم از دفتر 1394

شعر سپید عاشقانه شماره 3

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

1394/1/3

 

مست از بوی بهار , زیر باران شعری خواندم :
کجایی مونس جانم , منم عاشق, وفادارم
دلم را تو شکستی لیک, همه خندیدند از این باور
تو باور کرده ای من را
اما ....

نشد و نخواستند
تا بفهمیم عاشقی را , بیشتر , با هم !
طوفان زد امشب .. آسمان در حال تغییر است
وسال نو, پر از تغییر
آرزویم بوده ای هر شب, هر روز ..
مونس تنهایی ام ... چشمهایت شد


گردباد نامردی انسان, به پایم پیچ خورد و لرزیدم
تو را آن گردباد برد !
و من در ماجرای این فلاکت ها, شکستم


عشق ... سخت است
کمی نزدی کتر باش !

شاعر الهه فاخته 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 13بار
  • انتشار : شنبه 24 اسفند 1398 - 2:43
شعر سپید قرآن سببی ساز سبب ساز تویی از دفتر 1394

شعر سپید شماره 2

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

1394/1/1

 

قرآن سببی ساز , سبب ساز تویی !
من بیدار شدم, عالم بیدار تویی !


در روز تولد , از حمد تو خواندند در این گوش
در گوش خود از تو خبری شد


قرآن تو کلامی , از سوی خدایی
نادان نشوم, از تو چه پنهان !

علت این قلب پر از مهر, تو هستی !


قرآن سببی ساز که من شعر بگویم
خطی بنویسم, و از راز تو گویم ..


در ماتم کده, قلمم رنگ ندارد
آنگه که زتو, آیه اسرار بخوانم , سخت است نوشتن !
سخت است با این الفبا , چیزی بنویسم که سخن از تو بگوید
نالم ... زکه نالم ؟
هر عشق, معمای بزرگیست
من عشق تو را با قلم خویش , نیابم !


قرآن سببی ساز که صبرم شده لبریز ....
سبب ساز ! سبب ساز ..... سبب ساز !

شاعر الهه فاخته

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 17بار
  • انتشار : شنبه 24 اسفند 1398 - 2:40
شعر سپید عاشقانه من از غربت چشمهای تو به اینجا رسیدم

 

شعر سپید عاشقانه شماره 1

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

1394/1/1

 

من ازغربت چشمهای تو, به اینجا رسیدم
اگر چشمهای تو, با دلم
با غزل های یک عاشق خسته دل , غریبه نبود
من اینجا نبودم .... 


بودم در کنارت ...
در آغوش گرمت , میان بازوانت !
برایت غزلها, غز لها مینوشتم !
اگر این همه غربت از مهربانی وعشق, درونت نبود !
من هم از این غربت تار مبهم رها م یشدم
کمی بیشتر ببین ای عزیز !
کمی بیشتر دلم را ببین !


الهه فاخته 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 11بار
  • انتشار : شنبه 24 اسفند 1398 - 2:32