الهه فاخته - 24

شعر نو لیلی کجاست مجنون کجاست

لیلی کجاست ؟ مجنون کجاست ؟
شیرین کجاست ؟خسرو کجاست ؟ فرهاد کجاست ؟
دو ر ... دورتر ... دورتر ..


رفته است از خاطره , ماجرای عشق تازه
روزگاری داستان عاشق و معشوق بود
اکنون بسان افسانه ای , در شک درستی مانده ام ؟!
دور گشته قص ههای عاشقی


آه ... عاشق و معشوق کم شدند
شاید ... گم شدند
ای فاخته عاشقی ؟ معشوق شدی ؟
هیهات نه ای دل خوش باورم ... هر چه هست بی باوریست.

 

  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر فاخته 
  • شعر نو کوتاه شماره 40
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 12بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 اسفند 1398 - 23:45
شعر نو خیالهای پریشانم اسیرم کرده در کنج اتاقم

شعر خیال های پریشانم

دفتر شعر فاخته 

شاعر الهه فاخته

 

خیال های پریشانم
اسیرم کرده در کنج اتاقم
قفس گشته , در و دیوار خانه
چو فاخته بی زبانم


خیالی از غبار غم
خیالی از اندوه و پریشانی
اسیر غم شدم در اتاق ساکت و خالی!


زبان شیرین و سیمین بر !
بیا راهی نشانم ده
که از هجر تو ..
من ..


اسیر غم شدم .. آری

خیال های پریشانی که دوست دارند
غبارهای اتاق ساکت من را .. !

 

  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر فاخته 
  • شعر نو شماره 39 - خیالهای پریشان
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 22بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 اسفند 1398 - 23:42
شعر نو مراقب باش زبانت سرت را می دهد بر باد

مراقب باش زبانت, سرت را م یدهد بر باد !
بنما در این دنیا, اجدادت کجا رفتند , ای دوست !
بنما در این دنیا, چه کس عمرش هزار است ؟
مراقب باش , کلامت .. شاه توست..


مگر باید مدام مست باشی و لنگان
تا نبینی غصه های دل و جان ؟


مراقب باش که این دنیای خوش روزی
ندارد .. رفاقت با آدم بی عهد


اگر دستان, پر از درّ و طلا گردد
مراقب باش که اینجا تازه, اول راه است
ای فاخته مراقب باش که ایمان , نگهبان کلام توست
مبادا هرز گویی, که برگشتی ندارد

 

  • شاعر الهه فاخته
  • کتاب شعر فاخته 
  • شعر نو کوتاه شماره 38
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 35بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 اسفند 1398 - 23:39
شعر نو چه عیبی دارد از اسم خود بگویم فاخته

چه عیبی دارداز دنیا نخواهم جز رفاقت ؟
چه عیبی دارد از بازوی خود نانی در آرم ؟
چه عیبی دارد از اسمم بگویم : فاخته ؟
چه عیبی دارد این که جای اشک,
می خندم و شادم ؟
چه عیبی دارد به لطف حق, زیبایم !
چه عیبی دارد ز کوی یار, یک شاخه حس نو بچینم
چه عیبی دارد از الطاف ایزد, به جایگاهی رسیدن


تمام عیب هستی در من و توست
بجای خود نباشیم و نبودیم
ولی تشنه به جای دیگری هستیم و حسودیم


تمام عیب این دنیا همین است
بجای عشق ورزیدن, از خود دوریم

 

  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر فاخته
  • شعر نو کوتاه شماره 37
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 9بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 اسفند 1398 - 23:35
شعر نو عاشقی مقامیست که به هر کس ندهند

عاشقی ..
مقامیست که به هر کس ندهند


خو شحالم , که مقامم بالاست
عاشقم ,
.... گرچه بی سر و سامان تر شده ام
.... گرچه رخم زرد شد از دوری تو


شاید جهان در گذر است
اما فاخته
راه تو را م یرود و به مهتاب شبش ایمان دارم ... !

 

  • شاعر الهه فاخته
  • کتاب شعر فاخته
  • شعر نو کوتاه عاشقانه شماره 36
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 10بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 اسفند 1398 - 23:33
شعر نو قطعا تو بودی از کتاب صدای حق

در زندگی

هر وقت گریه کردم, ماجرا قطعاً تو بودی

دریا اگر از جنس اشک من است ,
دلیلش .. قطعاً تو بودی


گر بدنام و رسوا گشته ام از بی قراری ,
علتش قطعا تو بودی


گمراه راه عشق شدم , مجرم منم, علت تو بودی
اینجا اگرحرف تو است , پرهیز ندارم

راهی که علتش قلب تو است , پروا ندارد


عقل , راه دگر را مینماید بر دلم
راهی که عقل گوید , حلال است

لیک عقل, از دل سواست
من راه عشق را میروم ,
علت کوچ دل فاخته ... قطعا توهستی

 

  • شاعر الهه فاخته
  • کتاب شعر فاخته 
  • شعر نو کوتاه شماره 35
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 7بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 اسفند 1398 - 23:28
شعرنو چهره ام برافروخته شد

چهره ام بر افروخته شد

دل غمگینم , سوخته شد

انگار خیاط , به اندازه روحم دوخته است
این ردایی که زجنس غم و اندوه , شده است
این حجابی که میان من و توست
ساخته حاسدانیست که داستان مرا فهمیدند
این درست نیست که احساس مرا بفروشی به زر ناب

تنم زار شده از داستانی که دروغ ست و به جانم زده اند ...

قلب بشناس رفیق !... که یک رو شده ام

فاخته , هر چه درون ساخته است , راز نگاهش شده است
قلب شناس رفیق ! ... قلب , راز نیت انسان شده است

 

  • شاعر الهه فاخته
  • کتاب شعر فاخته
  • شعرنو کوتاه شماره 33
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 12بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 اسفند 1398 - 23:23