close
دانلود آهنگ جدید
سایت رسمی الهه فاخته - 4
سایت رسمی الهه فاخته
الهه فاخته , معرفی , شعر ها , نوشته های ادبی و دلنوشته های عاشقانه , آخرین اشعار و کتاب های الهه فاخته ,, یکشنبه 24 آذر 1398,, کپی اشعار بدون ذکر نام شاعر الهه فاخته ممنوع است
img
الهه فاخته
مشاهده مطالب سايت

الهه فاخته

الهه فاخته
سایت رسمی الهه فاخته
به سایت رسمی الهه فاخته خوش آمدید ♥      الهه فاخته  ( مستعار ) متولد 1366 شاعر معاصر و نویسنده و استاد رزمی ست.   تاکنون چند کتاب شعر نوشته است از جمله کتاب شعر گاهی انتشارات مایا و کتاب شعر فاخته و دفتر 1394 که بصورت ناشر مولف به چاپ رسیده است .    کتاب شعر جونی جونی یار جونی که شامل اشعار محاوره و شعر معروف لالایی که دکلمه آن در کانال آپارات موجود است .    دیگر اشعار ایشان که دارای مجوز می باشند بخاطر ایرادات جزیی در حال اصلاح است و در آینده در قالب مجموعه کتاب به چاپ خواهد رسید .      الهه فاخته دوبار در سن 18 و 30 سالگی عمر دوباره یافته است .      پینوشت : زندگی آنقدر ها هم پیچیده نیست که دنبال دلیلش بگردیم . شاد بودن , عاشق بودن و حال خوب داشتن و درستکار بودن شاید نتیجه سختی هایی باشد که هر انسانی در زندگی خود خواهد داشت که بالاخره به آن خواهد رسید .      می خواهم پرواز کنم چون پرنده ای آزاد رها و اوج بگیرم تمام شاعرانگی من در حس مشترک است حسی بین قلب من و تو من به پرواز ایمان دارم یا حق !       اینستاگرام : @elahe_fakhteh   تلگرام : @elahe_fakhteh   آپارات : aparat.com/elahe_fakhteh   کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که برای فروش آماده هستند 1- کتاب شعر گاهی ( انتشارات مایا ) 2- کتاب شعر فاخته 3- کتاب دفتر سال 1394  کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که بخاطر تغییرات در وزن اصلاح شدند و در یک مجموعه شعر جمع آوری شده اند که به زودی به چاپ می رسد . 1- کتاب شعر صدای حق 2- کتاب شعر و شاید عشق 1 3- کتاب شعرواره های سپید من 4- کتاب شعر جونی جونی یار جونی 5- کتاب دلنوشته عاشقانه هایی برای همدردی برای خرید کتاب های الهه فاخته به مدیریت سایت پیام بدید
مدير سايت
img
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی... بی تو از خدا هیچ نخواهم هرگز.
کتاب وشاید عشق
تو و من سوگولی قلب خداییم .
کتاب صدای حق
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی .. معرفت با یک نفر عشق .. اوج باور تو به من است.
کتاب شعرواره های سپید من
غصه بی رحم ترین قصه این دنیاست.
کتاب شعرواره های سپید من

شبکه های اجتماعی الهه فاخته

الهه فاخته

صفحه نخست سایت
img
شنبه 28 ارديبهشت 1398 ساعت 0:37

چون فاخته ای دل شکسته و غمگین

نشسته ام بر سر شاخه خشک درخت

جوجه هایم گرسنه و نالانند

هر کسی آمد و راهی گفت ..... و رفت

راه ها بلدم لیک اکنون

جوجه هایم گرسنه شدند , چه کنم ؟

جمعه 27 ارديبهشت 1398 ساعت 1:18

صبح یک کبوتر از قفس پرواز کرد

آرزوی تازه ای آغاز کد

رفت سمت ساحل دریای دوست

جز صدف چیزی ندید

گریه کردو رازی از دل را گشود

گفت :

بارالها، مهربان

روزی آن گنجشک پیر

گفت : خالق زیبای ما

در ساحل است

آمدم ساحل ولی اینجا نبودی مهربان

چه تفاوت می کند این قفس یا آن قفس!

جمعه 27 ارديبهشت 1398 ساعت 1:3

تو به من گفتی آن روز

کوچه تاریک راه به جائی دارد!

شبنمی لرزید

روشنی آمد و در قلبم ماند

گفتن حس عجیبم, سخت است

تو به من گفتی آن شب

که شرافت در طلب قلب تو است

 

بادی آمد

برگی از دور رها شد در باد

چشم ترسانم را به لب چشم تو چسبانیدم

بین ما گرما بود, ترسیدم

لحظه ای آمد و رفت

و تو یادم دادی بی خدا خندیدن جرم است

من به چشمان تو دل داده شدم

و تو رفتی, آسان ..

و من اینجا بی یار

مانده از خندیدن, مانده از زجه زدن

قلب بیتابم را, هدیه دادم به شما

و تو رفتی از پس کوچه گنگ

 

بقیه در ادامه مطلب ... 

جمعه 27 ارديبهشت 1398 ساعت 0:53

دنیا, به وجودت می نازی؟

تو که چند ساله شدی

رنگ شدی

تو به دیرینگی خاک تنت می نازی

تو که در خاموشی , موی تجربه را می بندی

جمعه 27 ارديبهشت 1398 ساعت 0:40

دلنوشته عاشقانه شماره 46

 

مرا در بوسه های خودت مست کن 

چشمهای تو شراب من است 

بی تو دلتنگم

 

  • نویسنده الهه فاخته
  • عاشقانه شماره 46
  • ا3اردیبهشت 1398
جمعه 27 ارديبهشت 1398 ساعت 0:22

دلنوشته عاشقانه شماره 45

 

تــنــهــایــے هــمــ، مــرا قــوے کــرد هــم تــورا!

تــنــهــایــے مــرا آب دادن بــه یــک گــلــ، حــرف زدنــهــاے عــزیــزانــم ، خــریــد کــردن و نــوشــتــن و خــیــلــے چــیــزهــاے دیــگــر پــر مــیــکــنــد 

مــن .. تــو را بــراے تــنــهــایــے خــویــش نــمــیــخــواهــم !

مــن ... تــو را مــیــخــواهــم تــا کــنــارم بــاشــے و ســخــتــے هــا آســان تــر شــونــد، خــنــده هــایــم دلــچــســب تــر شــونــد و شــادیــهــایــم را بــا تــو دوچــنــدان حــس کــنــمــ.

جمعه 27 ارديبهشت 1398 ساعت 0:16

نامه عاشقانه شماره 44

 

بــیــا بــالــهــایــمــان را بــاز کــنــیــم و در گــردبــاد بــهــارے ایــن روزهــا پــرواز کــنــیــمــ.

مــن و تــو زیــبــاتــریــن قــصــه عــاشــقــانــه دنــیــا را در جــهــان ثــبــت خــواهــیــم کــرد 

جمعه 27 ارديبهشت 1398 ساعت 0:13

نامه عاشقانه شماره 43

 

مــرد مــنــ

تــو کــه بــاشــے حــالــم خــوب اســتــ

تــمــام غــم هــایــم بــه یــکــبــاره مــے رود بــا یــکــبــار نــگــاه تــو بــه چــشــمــهــایــمــ❤

جمعه 27 ارديبهشت 1398 ساعت 0:8

امــشــب هــوس شــراب کــرده امــ

پــر مــیــکــنــم جــامــم را

بــه ســلــامــتــے چــشــمــهــایــت کــه مــاواے دل بــے قــرارم شــده اســتــ

امــا ...

پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت 0:37

قهرمان 

 

روزی روزگاری در کنار پنجره ای خاک گرفته, طوقی کوچکی زندگی

می کرد . پرنده ای تنها که تمام امیدش به لبخندهای یک مرد بود !

یک مرد چون پرنده تنها ...

پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت 0:37

قهرمان 

 

روزی روزگاری در کنار پنجره ای خاک گرفته, طوقی کوچکی زندگی

می کرد . پرنده ای تنها که تمام امیدش به لبخندهای یک مرد بود !

یک مرد چون پرنده تنها ...

img