الهه فاخته - 6

من یک زن هستم زن بودن یعنی چه به قلم الهه فاخته

زن بودن یعنی چه 

من یک زن هستم , دختری درون من است 

 

چه چیزی در من است که مدام در من تکرار میشود تا دختر بودنم را زن بودنم را حفظ کنم.

گاهی مشت هایم را گره کنم و نه بگویم. این نه گفتن مرا مرد نمیکند بلکه از من یک زن قوی میسازد!


من یک زن هستم , دختری درون من است 

 

من درون خود دختری دارم که هیچ گاه پیر نمیشود، این دختر طراوت روح من است. که نباید بشکند، نباید آسیب ببیند، بلکه باید طراوتش حفظ شود.

من یک زن هستم. دیگر خام و پراشتباه نیستم.

من هنوز هم با یک شاخه گل، روحم تازه میشود.

من هنوز هم با یک هدیه، کادوپیچ شده به وجد می آیم. نجیب نگاه میکنم ودخترانه فریاد می کشم و شبیه یک انسان سالم از ته دل میخندم.

من پذیرفته‌ ام ذاتم را، جسمم را، توانایی هایم را

پذیرفته ام نمیتوانم ادای یک مرد را درآورم وهرگاه قدرتم مرا بالا بکشد، گاهی می ایستم ونفس تازه میکنم!


من یک زن هستم , دختری درون من است 

بقیه دلنوشته من یک زن هستم در ادامه مطلب بخوانید
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 26بار
  • انتشار : جمعه 05 ارديبهشت 1399 - 3:20
مناجات با خدا نامه دلنوشته برای خدا به قلم الهه فاخته

مناجات با خدا

دلنوشته ای برای خدا

به قلم الهه فاخته

خدایا خیلی دوستت دارم❤️

مرسی که مرا آنی به حال خود نمیگذاری❤️
مرسی که همواره یاورم هستی تا سختی ها را تحمل کنم و پاداشم میدهی
خدایا آدمهای خوب را کنارم نگهدار
آدمهای بد را بیصدا ازکنارم دور کن
ومرا به حکمت هردو آگاه کن

دلنوشته ای برای خدا


کاش میشد که مرا بپذیری که من این دنیا را با تو زیبا میبینم. از فراموشی و غفلت خویش به درد آمده ام. خدایا توهرچه هستی، دوستت دارم💓
و بازهم میگویم تو را به اندازه تک تک ذرات آفرینشت سپاس میگویم.
روح مرا از نور خود سرشار کن.
من بی تو هیچ نیستم چون تو درمنی ونمیشود که نباشی مگر نخواهم و غرور کنم، من تلاش میکنم توهم کنارم باش، یارم باش، قدرتم باش، رفیقم باش!

دلنوشته ای برای خدا


صدایت میکنم، سختی های زندگیم زیاد بوده و هست. مرا درخود فرو میبرد.
قلبم شکسته است از این همه سختی، روحم زخمی شده است.
سختی ها را بر من آسان کن ونگذار این دعا را از یاد ببرم. مهربانم
آه من چقدر غافلم، ازخود خسته ام چرا فراموش میکنم تورا سپاس بگویم.
تنهایم نگذار، تنهایم نگذار پادشاه عالمیان ❤️

دلنوشته ای برای خدا


تورا قسم به اشکهایم مرا دچار فراموشی از یادت نکن.
من تورا میخواهم. با تمام وجود خویش میخواهم
میدونم که عاشقانه کنارم هستی❤️
خالصانه دوستت دارم💓
یا حق

  • اردیبهشت 1399
  • الهه آجرلو-فاخته
  • مناجات با خدا دلنوشته برای خدا

 

دلنوشته ای برای خدا


  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 25بار
  • انتشار : جمعه 05 ارديبهشت 1399 - 3:13
دختر کابلی دلنوشته ای به قلم الهه فاخته از کتاب عاشقانه هایی

دختر کابلی دلنوشته 

از کتاب الهه فاخته

 

از مقابل آینه می گذرم .

مینشینم تا صفحه ای سفید را باز کنم و در آن خاطره ای را بنویسم .

هیچ فکر نمی آید به ذهنم . و لحظات پر تکرار یکی پس  هم می گذرد .

دختری کابلی پیامی به من می دهد .

 

بقیه دختر کابلی در ادامه مطلب

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 20بار
  • انتشار : چهارشنبه 03 ارديبهشت 1399 - 23:40
عاشقانه ای برای تو عاشقانه دونفره

عاشقانه ای برای تو

عاشقانه دو نفره 

 

آن قدر دوستت دارم که نمیتوانم بگویم نفسم امده است

 

آخر مجنون هم که باشی یک روز نفست در سینه قفل میشود

 

هیهات که نمیدانی چه میکشم در سفری که قرار بود زودتر از موعد بیایی

عاشقانه ای برای تو 

 

امشب دلم چه قدر هوای آغوشت را کرده است

 

لباس گرم بپوش

 

 

 

بقیه عاشقانه ای برای تو در ادامه 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 20بار
  • انتشار : چهارشنبه 03 ارديبهشت 1399 - 23:18
خوبی ميکنم بدی ميبینم اعتماد

چرا خوبی ميکنم بدی ميبینم 

چرا اعتماد ميکنم بی اعتمادی ميبینم

 

این بار ميخواهم از احساسی بگویم که شاید بارها برایم تکرار شده است و مرا تا مرز افسردگی پیش برده است , احساسی شبیه یک نوع باختن 

 

سوالاتی که مرا درگیر خود ساخته است 

 

چرا وقتی خوبی ميکنم , بدی ميبینم !

 

چرا وقتی اعتماد ميکنم بی اعتمادی ميبینم !

 

چرا رویای زیبایی که میسازم , و به دوستی اعتماد ميکنم , بی توجه از زیبایی رویای من , کاخ آرزوهایم را یک شبه ویران ميکند ! و اصلا برایش مهم نیست !

 

چرا خوبی میکنم بدی میبینم

 

شما تابحال آرزویی داشته اید ؟ 

 

گاهی ما چنان غرق در آرزوهای خود هستیم و دنیایی را به تصویر ميکشیم که حالمان در آن خوب است و دلمان نميخواهد خراب شود , اما وقتی کسی نقش رویایمان را بر هم ميزند چون چیزی برای جایگزینی اش نداریم , تمام حالمان بهم مي ریزد . نميخواهیم باور کنیم آدمها همانقدر که باعث شادی ما ميشوند ميتوانند به ما بدی کنند . برای همين است که بهتر است هميشه چند آرزو داشته باشیم که اگر یکی از آنها نقش بر آب شد بهانه ای برای برگشتن به زندگی داشته باشیم .

 

چرا خوبی میکنم بدی میبینم


مثالی ميزنم :

 

داستان آن زن را شنیده اید که لخت ميشود و چند وسیله کنار خودش ميگذارد و روی کاغذی مينویسد هر کاری ميخواهی با من بکن !

ابتدا او را نوازش ميکنند , ميبوسندش , مراقبش میيشوند اما بعد که ميگذرد و آن زن مثل یک تندیس بی جان تکان نميخورد , همانها که نوازشش ميکردند , به او دست درازی ميکنند , طناب را دور گردنش می اندازند , ميخندند , روی بدنش با چاقو خراش ایجاد ميکنند . 

 

مي دانی هدف آن زن چه بود ؟ می خواست ثابت کند قوانین برای حفاظت از خود ما بنا ميشوند .

 

در زندگیمان اگر محبت دیگران را نادیده بگیریم دیگر به ما محبت نميکنند , اگر به آنها نگوییم دوستشان داریم , آنها نميفهمند ! 

 

در زندگیمان اگر جلوی بدی های یک آدم را نگیریم روی بدن ما را خراش ميدهد و ميخندد تا سرگرم شود چون هیچ فکری نميکند از اینکه تو از درون ناراحت شوی چون همیشه بدی هایش را تحمل کردی!

 

نميشود بخاطر بد بودن کسی , بد شد !

 

چرا خوبی میکنم بدی میبینم


ما باید برای خوب بودن بجنگیم , بدی چندش آور است , تعادلمان را بهم می زند و آرامش را از ما می گیرد ! شما آدم بد دیده اید که آرامش داشته باشد ؟ همیشه نگران است , از درون نا آرام است مثل کتری در حال جوش !بدی مثل همان لکه های سیاه روی ملحفه سفید است که رسوایمان ميکند . ذات آدمی به سمت خوبی و زیبایی جذب می شود , و آدمها ذاتا سمت خوبیها و زیباییها جذب می شوند . بالاخره از آدمهای بد خسته می شوند و آدمهای بد بالاخره همانطور که تاریخ نشان داده تنهای تنها می شوند ! 

 

شایدآدمهای خوب هم تنها شوند اما چون ذات پاکی دارند , آدمها گاه و بیگاه به سمت آنها می آیند و از او فرار نميکنند . آدمهای خوب را خدا نگاه می دارد ♥

 

واما چرا هر چه خوبی ميکنیم بدی ميبینیم ؟

 

بقیه متن خوبی ميکنم بدی ميبينم چرا  درادامه مطلب 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 176بار
  • انتشار : سه شنبه 02 ارديبهشت 1399 - 5:13
رفیق شفیق و اصل انسانیت دلنوشته

رفیق شفیق

 

و هرچه شوق هست بخاطر حضور او در قلب است .

رگ حیات جان دوباره می گیرد و زندگی رنگ می بازد با به یاد آوردن یاد بزرگ مقدس الله .

چه خوب است نوشتن از برای او ، با یاد او .... درود بر خالق انسان .


می نویسم با چشمهای تو

آری چشمهای تو ، بهانه ای برای نوشتن هستند .

آسمان بی کران خدا انگار در چشمهای پا ک و شفاف تو معنا شده است .

ای رفیق شفیق بی آنکه بدانی دوستت دارم و قلبم با یاد چشمهای تو آرام میگیرد 

 

  • الهه فاخته
  • رفیق شفیق
  • کتاب عاشقانه‌هایی ازجنس‌همدردی


دلنوشته ای دیگر درباره اصل انسانیت در ادامه مطلب
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 22بار
  • انتشار : سه شنبه 02 ارديبهشت 1399 - 4:19
آشنای غریب شعری ناب دلنوشته ای زیبا

آشنای غریب , دلنوشته ای زیبا 

 

صدای پای آشنا می آید

آشنایی چه غریب

در ظلمت تاریکی شبهای تنهایی من !

آشنایی ظاهرا غریب ، غریب چون بوی دیار غریبی از سمت او می آید .

آه ، ای آشنای ناشناس

تو را می بینم ، هر لحظه بویت می کنم هر لحظه در شمار ثانیه در کنارم هستی و تبسم تو را می بینم .

 ای آشنا! انگار سالهای زیادیست که تو را میشناسم و با تو زندگی کرده ام .

یکبار هم از دیدن چهره زیبای تو خسته نمی شوم . هر لحظه در یادم بمان ، شاید معجزه در همین لحظه ها بیاید ، قلبم به شدت می تپد، هر جا که هستی ، ای آشنا دوستت دارم .

  • نویسنده الهه فاخته
  • کتاب عاشقانه هایی ازجنس همدردی
  • آشنای غریب دوستت دارم 
آشنای غریب دلنوشته ای دیگر در ادامه ...

 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 15بار
  • انتشار : سه شنبه 02 ارديبهشت 1399 - 3:8