الهه فاخته - 63

داستانهای المپیکی قهرمانان تو هم می توانی

 داستان المپیک و قهرمانی 

به قلم الهه آجرلو فاخته

 

المپیک ، داستان عجیبیست !

بهترینها انتخاب می‌شوند و موضوع حق است

حق، مسلما فقط تمرین زیاد نیست. !
حق، اینبار به ایمان است ..
و صاحب حق به قهرمان فرصت می دهد صدایش کنند و قلبا باورش داشته باشند و قلبا تمام هدفشان پاک باشد .

یکی محمد گفت، یکی حسین، یکی علی، یکی مسیح را .
خب ایمان که فقط برای ایرانی‌ها نیست

داستان المپیک جنگ با خود است ، یک آزمون سخت !
که اگر سیاست واردش شود می بازی
اگر نیتت درست نباشد می‌بازی .
سخت است
شاید هم باید ببازی تا چیزی بدست آوری 👌

همه تلاششان را کرده اند ، شکی نیست که همه تلاش کرده اند و می‌خواهند برنده شوند
اما...
اما....
اما....‌
کسی که تمام حواسش این بوده خوب باشد، منت نگذارد، توکل کند آیا مستحق مدال نیست؟



بقیه داستان المپیک در ادامه ...


 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 11بار
  • انتشار : دوشنبه 01 شهريور 1395 - 4:28
دلنوشته های روزانه من از عصر پاییز 1392

دلنوشته عصر پاییزی 

به قلم الهه فاخته

 

عصر پاییزی 30 آبان 1392

12.00

شب بارانی پاییز رسید . چک ، چک ، چک بارید بر شیشه ها باران . از دیشب بارید تا خود صبح و تا عصر حال .

ای باران که می باری آرام ، هوا سرد است . سوز دارد سردی این فصل . بر صورتم تازیانه می زند گرمای خانه بخاری نشین . اما باران که می بارد هوا سرد تر می شود و من همیشه عاشق باران هستم . هوا سرد ، آسمان سرد، و من هم سرد . انگار سالهای بسیاری است که پنجره ها آموخته اند ، تا باران پاییزی بارید سرد باید بود ، سرد ...

صدای تیک تیک ساعت در سرسرای سکوت شیشه ای می نشیند . تمام اجسام خانه ام خوب می فهمند دختری آرام سکوتش را نباید شکست باید چون او آرام بود و بی هرج و مرج .

صدایم آن قدر خسته است که حتی تا سوی بیرون پنجره ها نمی رود . آری من دارم ، بی صدا فریاد می زنم . و صدای لرزانم را فقط برگ ریزان پاییز می فهمد و بس .


دلنوشته الهه فاخته

 

 
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 10بار
  • انتشار : پنجشنبه 30 آبان 1392 - 22:37

متن قلب من شکسته بود 

دلنوشته هایی از گذشته 

به قلم الهه فاخته

سال 1392

 

در آینه دختریست .... دختری با موهای مشکی که پریشان از خواب برخواسته است ... چشمانی قهوه ای پف آلود با ظاهری خاموش فقط به آینه می نگرد ... موهایی فر که انگار از خوابش آشفته تر هستند . این چشمان همان چشمان اسرار آمیز من است ... من در آینه هستم ....

 

زباله را یادم رفت ببرم ، دیدم کرم گذاشته است ... کرمهای سفید ... از حرکت کرم ها ترسیدم همانطور که از کودکی از مورچه های کوچک می ترسیدم ... ناگهان نگاهم به در باز اتاقم افتاد . اتاقی که در آن می خوابم . دلم به حال خودم سوخت آرام گریستم . من روزی در همین اتاق خواهم مرد ؟ به زود کرم ها به تن نرم من حمله خواهند کرد. آن زمان فرق جسم من با این زباله چیست ؟ کرمها بی رحمند یا چیز دیگریست ؟


 

آری دلم برای خودم سوخت ... قلبم درد می کند احساس می کنم به سختی می تپد . و این نیروی عشق است که قلبم را وادار به حرکت می کند .آن قدر سخت است که گاهی از تپش قلبم تمااااااااااام روحم به درد می آید .

این صدای خسته ی من است .برمی خیزم می نشینم ... می نوشم ... هیچ لذتی نیست ! هیچ آرزویی نیست ! و من قلبم تیر می کشد .
مابقی متن های دل شکسته ام در ادامه مطلب
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 8بار
  • انتشار : شنبه 06 مهر 1392 - 20:2
بیایید قدر هم را بدانیم و حرمت قلب را نگه داریم

 دلنوشته درباره قدر همدیگر را بدانیم

نویسنده الهه فاخته

 

هی .... هی با تو هستم پیاده ....
چه کسی گفت که هی ، بی ادبی است . من سر این کوچه ای که تمام آسفالت سردش را غبار تنهایی گرفته است ، سالهاست که منتظر هستم . منتظر تو ...
هی ... صمیمی با تو هستم !!!
با تویی هستم که بی دریغ می بخشی !
با تویی هستم که بی دروغ ، صادق هستی !
با تویی هستم که شاید یک روز باور کنی قصه زندگی همین دم زدن هاییست که بین نفس من با تو می شود یک سلام و یک علیک سلام !


اینبار دفتر خاطرات من ، چشمان توست . چشمان زیبای تو با هر رنگی ! سبز ، آبی یا قهوه ای ... با چشمان بی ریایی که گاه برق معصومیت دارند و گاهی برق جادو.
با تویی هستم که هنوز قلب داری !


بقیه متن بیایید قدر همدیگر را بدانیم در ادامه ....

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 31بار
  • انتشار : پنجشنبه 28 شهريور 1392 - 17:25
درد و دل با خدا صحبت های یه بنده

متن درد و دل یه بنده با خدا
به قلم الهه فاخته

 

آهای خدای مهربون 

امروز استاد می گفت خوشبختی درون اینجاست ♥ . خوشبختی درون آدمهاست ... حتی اگه نفس کشیدن رو خوب یاد بگیری می فهمی نباید بیرون از خودت دنبال خوشبختی بگردی .

پس خدا 

می شه بگی چی می شه دل آدم می شکنه 

وقتی از ته دل می خنده 

دوباره یه بغض سنگین هی له له می زنه بپره بیرون 

گاهی باید ببلعیدش 

گاهی باید روتو کنی اونور 

امااااااااااااااا 

چرا گاهی دنیای همه ی آدمها میشه عکس و عکس و عکس 

چرا آدما گاهی می فهمن تو کارت غلط بوده می رن زیر تیغ عمل ! 

بازم زشتن 

امروز استاد حرف قشنگی زد : توی خودت باید دنبال خواسته هات بگردی !

آره زیبایی بیرون آدمها نیست که اگه بهش تظاهر کنی باید بینیتو عوض کنی حتی لباتو یا گاهی چشمهاتو ... این کفرانه نعمته ... درسته ! 


الله 

چه قد خوشحالم که مهربونی 

که به من گفتی واسه تو قشنگم ، من که می دونم دماغم گنده است اما وقتی تو می گی مگه کسی جرات داره بهم بگه دماغ گنده ... 


استاد امروز همون اول کلاس گفت : ما هنریا ذاتمون حساسه چه به غبار روی پیانو ، چه به اینکه بگن بالای چشت ابروا ... 

منم جدی گفتم آنرمالیم :) حواسم نبود .خوبه ناراحت نشد . 

 

بقیه متن درد و دل با خدا در ادامه ... 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 37بار
  • انتشار : پنجشنبه 28 شهريور 1392 - 0:19
تولد اولین وبلاگ الهه فاخته سال 1392

سلام

امروز روز تولد وبلاگ منه .... جایی برای حرفهای سخت ...

نمی دونم چرا این وبلاگ رو ساختم ! یه احساس درونم چرخید چرخید چرخید . همیشه به حرف دلم اعتماد می کنم .

 برای هر کسی که با صدای من ، با نوشته های من ، یا با لبخند من انرژی مثبت می گیره و دلش می خواد همون موقع یه آرزو کنه .... مثل خیلی ها میگه یا فقط نگاه می کنه ، تنها چیزی رو که دارم تقدیم می کنم ، قلبم رو ♥

نمی دونم چجوری احساسم رو وصف کنم . وقتی می نویسم دستهایم نیست وقتی حرف می زنم زبانم نیست ، انگار که در دنیای دیگری هستیم و کسی به جای من می نویسد و حرف می زند

فقط می دونم وقتی می خونم چرخیدن فرشته ها رو در اطرافم احساس می کنم .شاید خودخواهی باشه اما خوب احساس می کنم .

پروردگارا از تو ممنونم که بندگانت را اینقدر زیبا آفریدی

به یکی لبخند دادی

به یکی صدای دل نشین

به یکی نگاه عجیب

به یکی مهربانی

و برای آنکه لیاقت نگه داشتنش را پیدا کنند به آنها سختی دادی تا قدر داشته یشان را بدانند

چه قدر بزرگی !

چه قدر عظیمی !

چه قدر مهربانی که اجازه می دهی من با دل شکسته ام هر شب روی نوک انگشتان شما بخوابم .

الهه فاخته

 

 

نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۶/۲۷ ساعت 3:11

 

 

 

بقیه در ادامه...

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 11بار
  • انتشار : چهارشنبه 27 شهريور 1392 - 3:11
متن آدم دل شکسته یادتان باشد آدم دلشکسته ...

متن آدمی که دلش شکسته است

به قلم الهه فاخته

 

و یک دل می شکند


یادتان باشد دلی که شکسته است
زودتر می شکند


آدم دل شکسته آهش زود می گیرد و دعایش زودتر
پس مواظب باش و هر وقت به دل شکسته ای رسیدی آرام تر قدم بزن و آرام تر صحبت کن ...


آدم دل شکسته دست خودش نیست ترد تر شده است
تنها تر شده است
و در پشت چشمانش غم دارد
اگر درکش نمی کنی
لااقل آزارش هم نده


یادت باشد آدم دل شکسته به خدا نزدیکتر است
پس راحت او را قضاوت نکن
یعنی اصلا قضاوتش نکن
فقط رهایش کن و او را همانطور که هست بپذیر


آدم دل شکسته تنهاترین تنهاست
و بزرگترین غم را دارد
سادگی
که نشود با آن دفاع کرد
چون قاصدک پر رمز
و چون قمری خوش خبر
و چون باران پر برکت


یادت باشد
با دلهای شکسته آرام تر صحبت کنی
آنها زود تر می شکنند


  • الهه فاخته

  • متن آدم دل شکسته

  • نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۶/۲۶ 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 7بار
  • انتشار : سه شنبه 26 شهريور 1392 - 22:36