دلنوشته غم درویش حال خراب مرا بنگر

درویش !

گفته بودی مرهم حال خراب را خدا می دهد به تو !
درویش ! 
گفته بودی اشک های شبانه ات را پاک می کند آن که به تو دل داد 
هاااای درویش 
حال خراب مرا بنگر 
های درویش اشکهای شبانه من را نظاره کن 
به آینه نگاه می کنم
آینه با من اشک می ریزد 
دلتنگ عشقی شده ام که سرگردانم کرده است 
امشب برای حال خراب و سرگردانم پاسخ درستی بیاور
از آینده بگو 
امشب می میرم ؟
انگار آخر دنیا همین الان است 
چشمه دیدگانم جوشان است 
خدایا , این غم مرا چند روزیست مثل مرده ها ... خیره ام کرده به آسمان نگاه اشک بارم را 
خدایا , درویش دروغ گفت ؟ درویش و دروغ ؟ 
خدایا .. من تو را می خواهم , آتش درونم را بنشان 
آه خدایا می خواهم بخوابم , میسوزم خدایا آتش درونم را بنشان
  • الهه فاخته
  • اردیبهشت 1398
  • نوشته: الهه فاخته
  • بازدید : 36بار
  • انتشار : پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 - 1:30