دنیای سی سالگی به قلم الهه فاخته

دنیای سی سالگی به قلم الهه فاخته

دلنوشته دنیای سی سالگی

تقدیم به تمامی عزیزانی که وارد سی سالگی شده اند 

 

به سي سالگي که نزديک شدم ،غم هايم تمام شد

به سي سالگي که نزديک شدم آرزوهايم نيز تمام شد

به سي سالگي که رسيدم، عشق هم رهايم کرد

من شانس آورده ام،شانس آورده ام

اگر گرد جواني از صورتم مي ريخت

همه مي فهميدند پير صدساله ام

زندگي آدم‌ها شبيه هم است

و تو زماني مي‌فهمي استثنا نيستي که سي ساله شده اي

 

فکر مي کردم خوبم، اما فهميدم در سي سالگي همه پا به دنياي مشترک مي گذارند

پس من چه هستم؟

چه فرقي دارم؟

آري چه فرقي دارم منِ هيچکس با ديگري؟

فرق من هيچکس بودن است

وقتي آرزويم يک کسي بودن بود، هيچکس شدم

و هر چه درخود دارم،زياد نمي بينم 

آه چقدر کوچکم براي بدست آوردن رضايت الله

  • نویسنده الهه فاخته
بقیه دلنوشته های سی سالگی را در ادامه مطلب بخوانید

 

بالاخره ?? دي ماه رسيد و من وارد سي سالگي شدم.

سي سالگي تحولي عظيم در درون هر انسانيست .

و من از عمر سي ساله بيست و نه سال را در مصيبت و بلا و سختي بوده ام و يکسال را در خلا... !

 

به اندازه اي خود را به مرگ نزديک احساس مي کنم که اگر دستم را دراز کنم فقط کمي با نوک انگشتانم فاصله دارد مرگ!

 

هر کسي بمن گفت زمان زود مي گذرد و بي رحم است باور نکردم اما بيست و پنج سالگي را که رد کردم ديدم اي واي جواني ام کجا  مي رود؟

هدف داشته باش و يادت باشد هر موفقيتي تاواني دارد. نبايد تسليم شد.

در اين دنيا مدرک داشتن حرف اول را ميزند اما براي زندگي کردن خوب ببين، خوب بشنو و کم حرف بزن.

بد کسي را نگو و بد براي کسي نخواه

بيش از حد محبت نکن

حد وسط را رعايت کن تا تعادل در روح تو حل شود.

عشق بورز و براحتي اعتماد نکن

به قول عزيزي هر کس نان دلش را ميخورد.خوب باش اما بيش از حد نباش

بيش از حد خوب،بيش از حد پرتلاش،بيش از حد جدي ، بيش از حد نباش کمتر از حد هم نباش

اميدوارم حامي خوبي داشته باشي که دلت را قرص کند در راهي که انتخابش کردي .ادم بي پشتيبان ، خدا را دارد اما خدا مدام مي آزمايد هوشيار باش اگر به او ايمان داري.

  • الهه فاخته

 

 

دي اي دي ماه ..ماه تولد من تو را چه شده؟

براي اولين بار با دو شب يلدا آمدنت را فرياد زدي

هوا، هنوز هم پر از دود است

دي ماه اي دي ماه 

امسال براي بعضي ها ماهي شدي که اولينشان در توست

اما اما چه اتفاق بزرگي که ملا رفت

چه اتفاق بزرگي که کاخ رويا فرو ريخت و قهرماني مرد

و آتشي به جان و قلب همه زد

دي ماه!

من دلم شکسته ، تو چرا چرکيني؟

من دلم شکسته ، تو چرا غمگيني 

چرا انتقام مي گيري؟

دي ماه آه دي ماه به آمدنت باليدم ماهِ تولد من

تو را چه شد که پر از نفرت و کين شده اي

دي ماه

دل من شکسته شده ، تو چرا انتقام جوي بشر شده اي؟

آه دي ماه ، خداحافظ 

اما بگو ، چرا انتقامت را اکنون گرفته اي که سي ساله شدم؟

چه هياهوي غريبي به پا کردي

چه گردبادي !!!!

کاش آنچه دگرگون مي شد ، زندگي من بود نه حس همدلي آدم‌ها!

دي ماه خدا حافظ...

  • الهه فاخته
  • دلنوشته های سی سالگی

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 47بار
  • انتشار : جمعه 20 ارديبهشت 1398 - 1:30