close
دانلود آهنگ جدید
شعر عاشقانه بلند فصل سرد کتاب صدای حق
سایت رسمی الهه فاخته
تو به من گفتی آن روز کوچه تاریک راه به جائی دارد! شبنمی لرزید روشنی آمد و در قلبم ماند گفتن حس عجیبم, سخت است تو به من گفتی آن شب که شرافت در طلب قلب تو است   بادی آمد برگی از دور رها شد در باد چشم ترسانم را به لب چشم تو چسبانیدم بین ما گرما بود, ترسیدم لحظه ای آمد و رفت و تو یادم دادی بی خدا خندیدن جرم است من به چشمان تو دل داده شدم و تو رفتی, آسان .. و من اینجا بی یار مانده از خندیدن, مانده از زجه زدن قلب بیتابم را, هدیه دادم به شما و تو رفتی از پس کوچه گنگ   بقیه در ادامه مطلب ... من…,, سه شنبه 21 آبان 1398,, کپی اشعار بدون ذکر نام شاعر الهه فاخته ممنوع است
img
الهه فاخته
مشاهده مطالب سايت

الهه فاخته

الهه فاخته
سایت رسمی الهه فاخته
به سایت رسمی الهه فاخته خوش آمدید ♥      الهه فاخته  ( مستعار ) متولد 1366 شاعر معاصر و نویسنده و استاد رزمی ست.   تاکنون چند کتاب شعر نوشته است از جمله کتاب شعر گاهی انتشارات مایا و کتاب شعر فاخته و دفتر 1394 که بصورت ناشر مولف به چاپ رسیده است .    کتاب شعر جونی جونی یار جونی که شامل اشعار محاوره و شعر معروف لالایی که دکلمه آن در کانال آپارات موجود است .    دیگر اشعار ایشان که دارای مجوز می باشند بخاطر ایرادات جزیی در حال اصلاح است و در آینده در قالب مجموعه کتاب به چاپ خواهد رسید .      الهه فاخته دوبار در سن 18 و 30 سالگی عمر دوباره یافته است .      پینوشت : زندگی آنقدر ها هم پیچیده نیست که دنبال دلیلش بگردیم . شاد بودن , عاشق بودن و حال خوب داشتن و درستکار بودن شاید نتیجه سختی هایی باشد که هر انسانی در زندگی خود خواهد داشت که بالاخره به آن خواهد رسید .      می خواهم پرواز کنم چون پرنده ای آزاد رها و اوج بگیرم تمام شاعرانگی من در حس مشترک است حسی بین قلب من و تو من به پرواز ایمان دارم یا حق !       اینستاگرام : @elahe_fakhteh   تلگرام : @elahe_fakhteh   آپارات : aparat.com/elahe_fakhteh   کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که برای فروش آماده هستند 1- کتاب شعر گاهی ( انتشارات مایا ) 2- کتاب شعر فاخته 3- کتاب دفتر سال 1394  کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که بخاطر تغییرات در وزن اصلاح شدند و در یک مجموعه شعر جمع آوری شده اند که به زودی به چاپ می رسد . 1- کتاب شعر صدای حق 2- کتاب شعر و شاید عشق 1 3- کتاب شعرواره های سپید من 4- کتاب شعر جونی جونی یار جونی 5- کتاب دلنوشته عاشقانه هایی برای همدردی برای خرید کتاب های الهه فاخته به مدیریت سایت پیام بدید
مدير سايت
img
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی... بی تو از خدا هیچ نخواهم هرگز.
کتاب وشاید عشق
تو و من سوگولی قلب خداییم .
کتاب صدای حق
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی .. معرفت با یک نفر عشق .. اوج باور تو به من است.
کتاب شعرواره های سپید من
غصه بی رحم ترین قصه این دنیاست.
کتاب شعرواره های سپید من

شبکه های اجتماعی الهه فاخته

الهه فاخته

صفحه نخست سایت
img
جمعه 27 ارديبهشت 1398 ساعت 1:3

تو به من گفتی آن روز

کوچه تاریک راه به جائی دارد!

شبنمی لرزید

روشنی آمد و در قلبم ماند

گفتن حس عجیبم, سخت است

تو به من گفتی آن شب

که شرافت در طلب قلب تو است

 

بادی آمد

برگی از دور رها شد در باد

چشم ترسانم را به لب چشم تو چسبانیدم

بین ما گرما بود, ترسیدم

لحظه ای آمد و رفت

و تو یادم دادی بی خدا خندیدن جرم است

من به چشمان تو دل داده شدم

و تو رفتی, آسان ..

و من اینجا بی یار

مانده از خندیدن, مانده از زجه زدن

قلب بیتابم را, هدیه دادم به شما

و تو رفتی از پس کوچه گنگ

 

بقیه در ادامه مطلب ... 

من به تو گفتم :نور در جاده ی باریکیست

که در آن اثر پای خداست

و تو رفتی با ترس

ماندم من هم با ترس

بی وفایی کردی!

دل من, تو تاوان گناهی داری؟

و گناه آمدن است!

ای خدا! این که بی انصافیست

 

روزی تو به من گفتی

قلبی داری, که سراسر بی تابی داشت

اما بی وفا رسم رفاقت به کجا ساییدی

که تن خسته من حادثه این سختیست ؟

رنگ بودن سخت است

کاش بهر این بی وفائی ها,درمان بود

چاره چیست؟

دل من, بی قرار چشمان تو است .

 

تو که از رنگ خدایی, من تو را می گویم

سردی دوری تو

قصه داغی شب های کویر است

پیل تن حادثه قصه شدم

قصه حرام است اگر عشق نباشد

من به رویای تو دل داده شدم

لیک تو محرم این راز نبودی؟؟؟

تو شاهد این حرمت پاکی!

 

قصه گو, قصه سرای ... قصه کم است, شعر بگو

شعر کم است

آینه از حرمت این شیشه قلب من و دوست بگو

چه کلامی, چه کلامی

چه کلامی که بگوید راز آن شب که بلند بود

عهد شکستی؟

 

قهرمان ترس به دل راه نده

قهرمان چاره بجوی

محرم این دل و دل, باز خداست

قهرمان, معرکه را ترک نکن

تو که زخمی شده میدانی

ترک نکن

 

اشک چشم, پا در آستین گلویم زده است

حالت من حس قشنگی ست

گرچه سخت است ولی رنگی از چشمان تو است

کاش راستی قلب مرا, می فهمیدی

ارزش قلب مرا هر کسی می داند که خدا شاهد

اوست

 

وای ازین سردی فصل

من تنم می لرزد .

دوستان عزیز اشعار و دلنوشته ها و داستان های الهه فاخته را با اسم شاعر کپی کنید و حق کپی رایت را رعایت فرمایید ...نظرات
ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
img