عاشق پیشه عاشقانه 5

عاشق پیشه عاشقانه 5

 

دلنوشته عاشقانه من زیاد عاشق شدم

دلنوشته عاشقانه شماره 5

نویسنده الهه فاخته 

 

فقط خدا میدونه که اگه عاشق نبودم سختیا و مشکلات زندگیم منو دق داده بود و تو همین سالها یه هجله رنگی میزدن برام مینوشتن جوون ناکام.

من انقده عاشق شددددم. یه بار عاشق یه عروسک شدم قسطی خریدمش . توی اتوبوس روی پام توی مشما نشسته بود .همه فکر میکردن بچه ایه چیزیه روشو کشیدم.دیگه دلم طاقت نیاورد سرشو زدم کنار.با خوشحالی و شعف از پنجره بیرون رو میدید. گذاشتمش توی رختخواب.اولین صبح بیدارم کرد.دستشو گذاشت روی صورتم. پاشدم صبح بود بهش توضیح دادم ساعت کاریم از عصر شروع میشه تا شب! روشو کشیدم شب اومدم نشستم روتخت .از درد پاهامو میمالیدم که صداشو شنیدم . (پاهاتو بذار رو تخت تا ببوسمشون بخدا خوب میشن). این عروسک شد همدم تنهاییام.انگیزه زندگیم تو سخت ترین شرایط. یک لحظه دور موندن ازش دیووونم میکرد.

آره من عاشق یه عروسک شدم که وقتی صداشو پیدا کردمو حرف زدم ازش میترسیدن.فکر میکردن زنده س.

 

 

 آره خندت نگیره من عاشقم میدونی عشق لیاقت میخواد وقتی درونت پرعشق باشه بقیه میشن انتخابت .انتخاب اینکه بهشون عشق بورزی. حالا بعد مدتها من دوباره عاشق شدم اما اینبار عاشق تو. کنارم نیستی بخدا رووووز و شب ندارم. غمگینم تو رو برای عشق ورزیدن انتخاب کردم.این انتخاب شیرینه دلچسبه اما دوریش تلخه.

عشق یه قدرته که هم امیدت میشه.هم انرژیت. عشق تو رو در خودت حل میکنه بخدا نزدیکت میکنه❤ دلم برات تنگ شده❤

 

 

  • الهه فاخته
  • دلنوشته و نامه عاشقانه شماره پنج

 

  • نوشته: elahe_fakhteh
  • بازدید : 71بار
  • انتشار : دوشنبه 06 اسفند 1397 - 2:16