شعر چشم چشم دو ابرو لب و دهن و یه جادو

شعر چشم چشم دو ابرو لب و دهن و یه جادو

چشم چشم دو ابرو .. لب و دهن و یه جادو

جادو برات یه عشقه

می مونه و می جنگه

تا که نشه برات غم قصه دیو بدی

چشم چشم دو ابرو .. لب و دهن و یه لبخند

گوش گوش فراموش .. قصه ی هر چه بدی

چوب چوب یه دشمن .. میره که وقتی هستم

تیک تیک یه ساعت .. زمان بودن من , میره هر چی که غصه ست

دنگ دنگ یه زنگه .. وا میشه درای رحمت

چشم چشم دو ابرو .. لب و دهن و یه جادو

جادو برات یه عشقه

می مونه و می جنگه

تا که نشه برات غم قصه دیو بدی

 

وای وای چه رنگه ؟رنگ قشنگ عیده

وقتی که هستی عیده لبای ما پر عیده

تیک تیک ساعت می گه زمان گذشته

زمان همش تو ، هستی

عزیز دل تو هستی

گوش گوش فراموش .. هرگز نشه فراموش

شاه دلا تو هستی ... سوگول رب تو هستی

دلم می خواد که باشی .. آسمون قشنگ من تو هستی

فقط خدا می دونه .. کی هستم و چی هستم

نه دوره گرد عشقم .. نه من گدای عشقم

فقط بگم که عیده دلم برات گرفته

کسی اگه شده بد

منو نسنج با بدی ترازوش

من یکی دیگه هستم

از شهر دیگه هستم

دینگ دینگ

چه عیدی اگه نباشی عید نیست

  • 2 آبانماه 1392
  • شاعر الهه فاخته
  • کتاب شعر جونی جونی یار جونی
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 79بار
  • انتشار : یکشنبه 29 ارديبهشت 1398 - 1:14