چشمهای زیبای طوقی را دخترک دید

طوقی ! چشمهای شما , مهربان می خندد ؟

چه وصف کاملی از چشمهای شیرین یک پرنده ی مانده از آواز!

دخترک ناله نکن , شوق بجوی,

دخترک غصه نخور, شاد بخند,

طوقی آرام آرام راه می رود روی سنگ فرش کوچه ای که به خیابان می رسد

.

صدای ظریف دختر بچه ای به ناگه در فضای ساکت کوچه می پیچد , و راه

می افتد کوچه به کوچه . انگار که در کوه فریاد بزنی و صدایش چند بار

منعکس شود ...

دخترک می گوید :

“پرنده کوچولو,... قربون چشمهات برم که اینقدر مهربون می خندن “

طوقی ! چشمهای شما , مهربان می خندد ؟

چه وصف کاملی از چشمهای شیرین یک پرنده ی مانده از آواز!

دخترک ناله نکن , شوق بجوی,

دخترک غصه نخور, شاد بخند,

دخترک عیب ندارد که پدر چشم بر همگان دارد،ناپاک است!

دخترک عیب ندارد کوچه خالی ست, و تو تنهایی

دخترک شاد بخند .

طوقی قصه ی ما , به صدایت ایمان دارد.به صدایی که از عمق دلت می آید

دخترک شاد بخند , شاد بمان . دخترک پاک بمان ! یا حق !

  • کتاب عاشقانه هایی از جنس همدردی 
  • نویسنده الهه فاخته 
  • پ.ن: زیبایی ها را ببین 
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 45بار
  • انتشار : جمعه 12 مهر 1398 - 22:20