close
دانلود آهنگ جدید
آسمان پنجم کتاب دختر غم زده
سایت رسمی الهه فاخته
بخش سوم از قسمت اول کتاب دختر غمزده    پیرمردی با موهای سپید, و چشمانی عمیق با لبخندی مهربان منتظر اوست . ..... (در این شش آسمان تمامی لبخندها زیبا هستند . تمامی لبخند ها بوی خدا را می دهند.) .... روی صندلی فرتوتی نشسته است که بوی تازگی می دهد اما سپید است . چون برف سرد . به اطراف نگاه می کند همه جا سپید است و او سردش شده است . پیرمرد با صدای بلند می خندد , دانه های برف از روی زمین جدا می شوند و روی تن دخترک را می گیرند . دخترک از سرما سرخ می شود . اما وقتی برفها تن او را می پوشانند…,, چهارشنبه 02 بهمن 1398,, کپی اشعار بدون ذکر نام شاعر الهه فاخته ممنوع است
img
الهه فاخته
مشاهده مطالب سايت

الهه فاخته

الهه فاخته
سایت رسمی الهه فاخته
به سایت رسمی الهه فاخته خوش آمدید ♥      الهه فاخته  ( مستعار ) متولد 1366 شاعر معاصر و نویسنده و استاد رزمی ست.   تاکنون چند کتاب شعر نوشته است از جمله کتاب شعر گاهی انتشارات مایا و کتاب شعر فاخته و دفتر 1394 که بصورت ناشر مولف به چاپ رسیده است .    کتاب شعر جونی جونی یار جونی که شامل اشعار محاوره و شعر معروف لالایی که دکلمه آن در کانال آپارات موجود است .    دیگر اشعار ایشان که دارای مجوز می باشند بخاطر ایرادات جزیی در حال اصلاح است و در آینده در قالب مجموعه کتاب به چاپ خواهد رسید .      الهه فاخته دوبار در سن 18 و 30 سالگی عمر دوباره یافته است .      پینوشت : زندگی آنقدر ها هم پیچیده نیست که دنبال دلیلش بگردیم . شاد بودن , عاشق بودن و حال خوب داشتن و درستکار بودن شاید نتیجه سختی هایی باشد که هر انسانی در زندگی خود خواهد داشت که بالاخره به آن خواهد رسید .      می خواهم پرواز کنم چون پرنده ای آزاد رها و اوج بگیرم تمام شاعرانگی من در حس مشترک است حسی بین قلب من و تو من به پرواز ایمان دارم یا حق !       اینستاگرام : @elahe_fakhteh   تلگرام : @elahe_fakhteh   آپارات : aparat.com/elahe_fakhteh   کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که برای فروش آماده هستند 1- کتاب شعر گاهی ( انتشارات مایا ) 2- کتاب شعر فاخته 3- کتاب دفتر سال 1394  کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که بخاطر تغییرات در وزن اصلاح شدند و در یک مجموعه شعر جمع آوری شده اند که به زودی به چاپ می رسد . 1- کتاب شعر صدای حق 2- کتاب شعر و شاید عشق 1 3- کتاب شعرواره های سپید من 4- کتاب شعر جونی جونی یار جونی 5- کتاب دلنوشته عاشقانه هایی برای همدردی برای خرید کتاب های الهه فاخته به مدیریت سایت پیام بدید
مدير سايت
img
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی... بی تو از خدا هیچ نخواهم هرگز.
کتاب وشاید عشق
تو و من سوگولی قلب خداییم .
کتاب صدای حق
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی .. معرفت با یک نفر عشق .. اوج باور تو به من است.
کتاب شعرواره های سپید من
غصه بی رحم ترین قصه این دنیاست.
کتاب شعرواره های سپید من

شبکه های اجتماعی الهه فاخته

الهه فاخته

صفحه نخست سایت
img
آسمان پنجم کتاب دختر غم زده
یکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت 0:59

بخش سوم از قسمت اول کتاب دختر غمزده 

 

  • پیرمردی با موهای سپید, و چشمانی عمیق با لبخندی مهربان منتظر اوست . ..... (در این شش آسمان تمامی لبخندها زیبا هستند . تمامی لبخند ها بوی خدا را می دهند.) .... روی صندلی فرتوتی نشسته است که بوی تازگی می دهد اما سپید است . چون برف سرد . به اطراف نگاه می کند همه جا سپید است و او سردش شده است . 
    پیرمرد با صدای بلند می خندد , دانه های برف از روی زمین جدا می شوند و روی تن دخترک را می گیرند . دخترک از سرما سرخ می شود . اما وقتی برفها تن او را می پوشانند سرما را احساس نمیکند . 
    از بازتاب آفتاب روی برفها , حس مطلوبی می گیرد . به پیرمرد نگاه می کند . 
    می گوید: اینجا کجاست ؟ اسم این سرزمین چیست ؟ آیا من باید رسالت خود را در این سرزمین به انجام برسانم؟ ...... ( با خود فکر می کند تحمل این سرما برای رسیدن به آسمان هفتم می ارزد . )..... اما پیر مرد افکار او را با کلمه ای متراکم می کند ... ..... زمستان ... در زمستان سرد, نغمه گرماییست
    که اگر عاشق باشی,می فهمی
    تن عاشق گرم است,وقتی
    هر لحظه از حس تو می جوشد.... شعرواره های سپید من .....الهه فاخته... دخترک می گوید زمستان ؟ زمستان دیگر چیست ؟ ......( در کولاک تنهایی زمان 
    باران خیس اشک, چشمان خسته مرا دارد نگاه
    آیا سوزش استخوانها را چشیده اید ای بیت های سپید؟
    سردی زمستان عجول و, هم سردی تنهایی خموش 
    در این ورطه سرد و غریب ... یاد تو است پشتوانه گرم تنم!
    در اوج این سرمای دل فریب ) ... شاعر الهه فاخته ........ 1385 
    پیرمرد می گوید زمستان تحمل بر سختی است . تو برای انجام رسالتت بارها زمستان را تجربه خواهی کرد اما به یاد داشته باش همیشه راهی هست . همانطور که سرمای تن تو را همین دانه های برف چون پوششی به گرما تبدیل کردند , می توانند بر تمام زندگیت ببارند و تو اگر راهی نیابی از سرمایش خواهی مرد و رسالتت را به پایان نخواهی رساند حتی شروع هم نخواهی کرد . 
    دخترک گفت : 
    من چگونه باید در برابر این سرمای عجیب دوام بیاورم ؟ ( ... فریاد زدم : نقطه آخر اینجاست ؟
    دل اندوهم گفت : نه 
    و چنان روشن گفت 
    که تمنای سکوت, جان غمگینم را گرفت 
    آرام شدم درس خود را خواندم ... صبر ! .... شاعر الهه فاخته 1385) 
    پیرمرد با نگاه مهربانش خردمندانه خندید و گفت : انسان موجودیست که در هر شرایطی راهی خواهد یافت!
  • پیرمرد نزدیک دختر شد . دستان او را گرفت و یک بلور برف به او داد . بلوری زیبا و درخشنده , آنقدر شفاف که دخترک چهره خود را در آن دید . چهره ای که با آن بیگانه بود . چهره ای که شباهتی به چهره واقعی او نداشت . 
    پیرمرد در گوش دختر زمزمه کرد . این هدیه من از زمستان است به تو . تا هر وقت بلور برف را دیدی یاد حرفهای من بیافتی و بدانی که همیشه یک راهی هست ! 
    به من بگو, حال که این سرما را دیده ای باز هم می خواهی رسالتت را شروع کنی و به سرانجام برسانی ؟ 
    دخترک با صدای بلند و محکم گفت : بله 
    پیرمرد گفت : حالا به آسمان چهارم برو و حرفهای مرا از یاد نبر .
دوستان عزیز اشعار و دلنوشته ها و داستان های الهه فاخته را با اسم شاعر کپی کنید و حق کپی رایت را رعایت فرمایید ...نظرات
ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
img