قلب من براستی شکسته بود دلنوشته هایی از گذشته

صفحه نخست سایت الهه فاخته 

متن قلب من شکسته بود 

دلنوشته هایی از گذشته 

به قلم الهه فاخته

سال 1392

 

در آینه دختریست .... دختری با موهای مشکی که پریشان از خواب برخواسته است ... چشمانی قهوه ای پف آلود با ظاهری خاموش فقط به آینه می نگرد ... موهایی فر که انگار از خوابش آشفته تر هستند . این چشمان همان چشمان اسرار آمیز من است ... من در آینه هستم ....

 

زباله را یادم رفت ببرم ، دیدم کرم گذاشته است ... کرمهای سفید ... از حرکت کرم ها ترسیدم همانطور که از کودکی از مورچه های کوچک می ترسیدم ... ناگهان نگاهم به در باز اتاقم افتاد . اتاقی که در آن می خوابم . دلم به حال خودم سوخت آرام گریستم . من روزی در همین اتاق خواهم مرد ؟ به زود کرم ها به تن نرم من حمله خواهند کرد. آن زمان فرق جسم من با این زباله چیست ؟ کرمها بی رحمند یا چیز دیگریست ؟


 

آری دلم برای خودم سوخت ... قلبم درد می کند احساس می کنم به سختی می تپد . و این نیروی عشق است که قلبم را وادار به حرکت می کند .آن قدر سخت است که گاهی از تپش قلبم تمااااااااااام روحم به درد می آید .

این صدای خسته ی من است .برمی خیزم می نشینم ... می نوشم ... هیچ لذتی نیست ! هیچ آرزویی نیست ! و من قلبم تیر می کشد .
مابقی متن های دل شکسته ام در ادامه مطلب

 

 

آه که چه قدر درد دارم درد .

وقتی به کسی می گویم قلبم شکسته است گمان می کند زمان مرهمش خواهد بود اما مرهم قلب شکسته حتی با معجزه هم نیست .

می گویم تو درد داری نه قلب شکسته


قلبهای شکسته آرام هستند

قلبهای شکسته ، اه های عمیقی دارند

قلبهای شکسته با وجود ترانه می خوانند 

 

  • به قلم الهه فاخته
  • دل شکسته
  • سال 1392
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 7بار
  • انتشار : شنبه 06 مهر 1392 - 20:2