close
دانلود آهنگ جدید
آسمان اول کتاب دختر غم زده
سایت رسمی الهه فاخته
به سرزمینی رسید . شش آسمان را پشت سر گذاشته بود تا به این سرزمین برسد . اما احساسش با تمام احساسی که در سفر داشت فرق می کرد . یک دنیای کوچک قرمز رنگ . جایی را خوب نمیدید . و فقط می شنید . کسی او را نوازش می کرد اما هر چقدر می چرخید نمی توانست چهره اش را ببیند . مدتی گذشت تا دنیای او کوچک و کوچک تر شد . دخترک دنیای کوچکش را دوست داشت . او هر روز نوازش میشد. این نوازشها او را یاد نوازشهای خدا می انداخت . دخترک دنیایش را دوست داشت . اما هنوز می دانست رسالتی دارد . ناگهان احساس…,, یکشنبه 29 دی 1398,, کپی اشعار بدون ذکر نام شاعر الهه فاخته ممنوع است
img
الهه فاخته
مشاهده مطالب سايت

الهه فاخته

الهه فاخته
سایت رسمی الهه فاخته
به سایت رسمی الهه فاخته خوش آمدید ♥      الهه فاخته  ( مستعار ) متولد 1366 شاعر معاصر و نویسنده و استاد رزمی ست.   تاکنون چند کتاب شعر نوشته است از جمله کتاب شعر گاهی انتشارات مایا و کتاب شعر فاخته و دفتر 1394 که بصورت ناشر مولف به چاپ رسیده است .    کتاب شعر جونی جونی یار جونی که شامل اشعار محاوره و شعر معروف لالایی که دکلمه آن در کانال آپارات موجود است .    دیگر اشعار ایشان که دارای مجوز می باشند بخاطر ایرادات جزیی در حال اصلاح است و در آینده در قالب مجموعه کتاب به چاپ خواهد رسید .      الهه فاخته دوبار در سن 18 و 30 سالگی عمر دوباره یافته است .      پینوشت : زندگی آنقدر ها هم پیچیده نیست که دنبال دلیلش بگردیم . شاد بودن , عاشق بودن و حال خوب داشتن و درستکار بودن شاید نتیجه سختی هایی باشد که هر انسانی در زندگی خود خواهد داشت که بالاخره به آن خواهد رسید .      می خواهم پرواز کنم چون پرنده ای آزاد رها و اوج بگیرم تمام شاعرانگی من در حس مشترک است حسی بین قلب من و تو من به پرواز ایمان دارم یا حق !       اینستاگرام : @elahe_fakhteh   تلگرام : @elahe_fakhteh   آپارات : aparat.com/elahe_fakhteh   کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که برای فروش آماده هستند 1- کتاب شعر گاهی ( انتشارات مایا ) 2- کتاب شعر فاخته 3- کتاب دفتر سال 1394  کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که بخاطر تغییرات در وزن اصلاح شدند و در یک مجموعه شعر جمع آوری شده اند که به زودی به چاپ می رسد . 1- کتاب شعر صدای حق 2- کتاب شعر و شاید عشق 1 3- کتاب شعرواره های سپید من 4- کتاب شعر جونی جونی یار جونی 5- کتاب دلنوشته عاشقانه هایی برای همدردی برای خرید کتاب های الهه فاخته به مدیریت سایت پیام بدید
مدير سايت
img
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی... بی تو از خدا هیچ نخواهم هرگز.
کتاب وشاید عشق
تو و من سوگولی قلب خداییم .
کتاب صدای حق
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی .. معرفت با یک نفر عشق .. اوج باور تو به من است.
کتاب شعرواره های سپید من
غصه بی رحم ترین قصه این دنیاست.
کتاب شعرواره های سپید من

شبکه های اجتماعی الهه فاخته

الهه فاخته

صفحه نخست سایت
img
آسمان اول کتاب دختر غم زده
پنجشنبه 29 فروردين 1398 ساعت 1:33


به سرزمینی رسید . 
شش آسمان را پشت سر گذاشته بود تا به این سرزمین برسد . اما احساسش با تمام احساسی که در سفر داشت فرق می کرد . یک دنیای کوچک قرمز رنگ . 
جایی را خوب نمیدید . و فقط می شنید . کسی او را نوازش می کرد اما هر چقدر می چرخید نمی توانست چهره اش را ببیند . 
مدتی گذشت تا دنیای او کوچک و کوچک تر شد . دخترک دنیای کوچکش را دوست داشت . او هر روز نوازش میشد. 
این نوازشها او را یاد نوازشهای خدا می انداخت . دخترک دنیایش را دوست داشت . اما هنوز می دانست رسالتی دارد . 
ناگهان احساس عجیبی کرد . بعد از چند دقیقه متوجه شد, سقف دنیای کوچکش از او دور می شود او ترسید و چشمهایش را بست , 
گفت: نکند باز هم مثل زمستان سردم بشود یا مثل خزان دردم بگیرد ... چشمهایش را بست و شروع به فریاد زدن کرد . آنقدر گریه کرد و فریاد زد تا کم کم چشمهایش را باز کرد . دید دنیای کوچکش که پر از مهربانی بود دیگر نیست . به خود گفت: اینجا کجاست ؟ آیا بهار است؟ تابستان یا پاییز است ؟آیا زمستان است ؟ ( صدا, صدای باد نبود ... صدای بال مهاجران آسمان نبود!
صدای تنفس یک قاصدک راه نبود ... صدا صدایی نرم بود 
که از عمق محبت جان گرفته بود !
صدا, صدای دل مسافری شاد و کوچک است 
که از سفر آمده بود ! .... شاعر الهه فاخته ) 
چندی بعد در مقابل چشمانش دو چشم دید که دارند به او لبخند می زنند.. او آن لبخند را شناخت . همان لبخند آشنای پیر مرد سپید پوش, پسر جوان , دختر بچه , فرشته نگهبان صف . و .... لبخند زد . 
به خودش گفت: یعنی رسالت من همین است ؟ ( مسافر به سن پیر رهنما, آشنای راه بود!
راه, تجسم یک عشق کهنه را 
به واژه های سنگ ها یاد داده بود
و او آشنای راه بود , آشنای راه عشق! 
و آسمان, آشنای دل ! دل عاشقی که شب را 
برای تپش های عشق برگذیده بود 
این بود دلیل انتخاب ... عشق خالصانه ای در دل بزرگ او ... شاعر الهه فاخته 1386 ) 
روزها گذشت و بزرگ و بزرگ تر شد و آن زنی که روز اول به او لبخند زد همیشه در کنار دخترک ماند . دخترک خیالش راحت شد . ( کسی در کنارم هست که همیشه از من مواظبت می کند ) . گمان کرد خدا کسی را فرستاده که برای انجام رسالتش در کنارش بماند .

43w
دوستان عزیز اشعار و دلنوشته ها و داستان های الهه فاخته را با اسم شاعر کپی کنید و حق کپی رایت را رعایت فرمایید ...نظرات
ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
img