شعر لالایی بازم شب شد

لالا ..لالا .. لالا لالا لالاییی 
لالا ..لالا... لالا لالا... لالا لالا لالایی
بازم شب شد . درومد ماه زیبا 
دوباره پنجره شد مونس آرامش تو
لالا لالا بخواب ای دختر تنهای شب ها
لالا لالا بخواب ای دختر تنهای شب ها
دوباره شب شد و رویا درومد
که تو رویا یکی عاشق ترینِ
بسان جوجه های جفت و عاشق

لالا لالا دوباره شب رها شد 
دوباره گرد و خاک یک خیال ساده و پاک
به چشمان نگاه دختری ، طوفان به پا کرد

شب آمد با خودش تصویرها ساخت
کسی را در آغوش کسی دیگر رها ساخت
عاشقی را به رویایی فرو برد
و دلتنگی به پایانش رسید و چشم خوابید!

چه شب زیباست ! لالا لایی لالایی
بخواب ای دختر عاشق به رویا
که شاید باز خوابش را ببینی
که اینبار آمده از نو بسازد
همان کاخی که ویران کرد با خشم
لالا لالا بخواب ای عاشق تنهایی شب
خیال را بس کن و چشمها را فرو بند
اگر دانی خدا داند .. و بسپار
می آید روزی که جبران تمام اشکهای شبانه ست
لالا لالا لالایی کن عزیزم
لالا لالا لالایی کن عزیزم
#الهه-فاخته

۱۹ شهریور ۱۳۹۷
یا حق

  • نوشته: elahe_fakhteh
  • بازدید : 34بار
  • انتشار : پنجشنبه 29 فروردين 1398 - 1:35