اشعار و دلنوشته های پاییز به قلم الهه فاخته

اشعار و دلنوشته های پاییز به قلم الهه فاخته

دلنوشته پاییز سال 1397

پاییز در آخرین روزهای خود از باران هایت دست نمیکشی!

چه کسی منکر میشود تو تا آخرین روز هم زیبا بارانت زیباست و هم ذاتت❤

#الهه_فاخته 

روز بارانی زیبایتان ماندگار🍁🍂🍃

 

 

شعر درباره پاییز 

 

چه کسی می گوید پاییز غم است؟

چه کسی می گوید زرد و سرخ رنگ غم است؟

پاییز پر از احساس است

پاییز پر از باران است

باران پیوسته و نم نم ، بسان لالایی در شب ، یا زمزمه عاشقانه در روز

 

پاییز شاید ، زندگی دوباره انسانیست که عاشق بوده و به معشوق نرسیده!

آن گاه که شروع خواهد شد

رنگ رنگی، رقصان میپیچد مقابل هر چشم

میلرزاند قلبها را 

انگار عاشقی برای معشوقش میخواند شعر!

 

پاییز فصل رها شدن احساس است

خشک شدن منطق به زیر پای قلب!

و لذت خش خش از برگهای زرد!

 

پاییز مرا بنگر ! که چگونه عاشقانه منتظرت هستم

تا با هم

عاشقی کنیم فصلی!

دلم از رنگ هایت میلرزد

عجب شوری داری پاییز !

پاییزتان زیبا🍂🍁🍂🍁🍁🍁🍂

الهه فاخته

۳۱ شهریور ۱۳۹۷

یا حق

 

 بقیه اشعار و دلنوشته های پاییزی را در ادامه مطلب بخوانید ....

 

شعری درباره پاییز

 

درست است که پاییز به انتهای روز آخرش میرسد ولی... 

من به نهایتش ایمان دارم

شاید معجزه ای آمد 

در پاییز

همانطور که یلدا 

معجزه زمستان را صدا میزند

تبلوری خوابیده 

و ظهوری از پس خش خش برگ ها!

دو قدم مانده که پایان یابد 

اما

من به نهایت پاییز ایمان دارم

الهه فاخته

 

🍂🍁🍂🌹🍁🍂🌹🍂🍁

 

شعر پاییز از کتاب فاخته 


خلوت گذیده ام در روز نیایش و اول پاییز

صبح است و خواب می‌رباید چشمان خسته مرا

یک دم بپرس , که من را چه حاجت است ؟

راهی که با نیایش حق, باز می‌شود ,

از دیگران خواستن .. نوعی .. تمنای یاوه است

 

شاه نیازم .. تو بی‌نیاز من

تقاضا ز تو , احتیاج واجب است

 

صبح است و من پر از زمزمه دعا و ستایشم

محتاج یک نفس , یک نگاه تو

بر آشوب دل نیاز دار من

 

من, بی‌نوا از نبود دل‌خوشی

دست دعا به سوی حاکم حق برم

بکن عنایتی و شفاعتی

 

امروز ... روز نیایش است و اول خزان

آغاز فصل شاعران بی‌درنگ

 

ای فاخته , برخیز از تصور زمان

فرصت, مغتنم شمار و نیاز کن

امروز روز حاجت است !

 

الهه فاخته

کتاب شعر فاخته

1396

 

 


دلنوشته پاییز

 

پاییز ، پاییز دارد تمام می شود

یلدا می آید تا شروع فصل مرا فریاد بزند

یلدا می آید تا ماه سرد مرا فریاد بزند

و من هنوز زمستان و برفش را ندیده ،یخ میزنم

خنجری که در قلبم فرو کرده ای ، هنوز در جای خود مانده است ...

و این قلب...این قلب بیچاره ... دلش برای یلدا تنگ شده است

چرا که یلدا .... خوش خبریست

یلدا .. آمدن تولدم را فریاد میزند .. و من باز امسال از خدا هدیه ای خواهم گرفت .

شب پاییزی بارانیتان ، آرام 💖

الهه فاخته

2015

 

 

شعر پاییزی تقدیم به شما عزیزانم 

 

باز پاییز رسید 

فصل رویاها رسید 

فصل ساده , بی اراده از پی تغییر 

فصل شعر و فصل عشاق 

فصل عجیب رنگهای کهکشان 

باز پاییز رسید

قلب شاعر تکانی میخورد 

ماه می لرزد ..قصه ای می آید از اعماق دل 

مثل پاییز پیچیده و زیبا 

شاعری کن تا میتوانی ای رفیق! .

 

کتاب شعرواره های سپید من 

شاعر الهه فاخته

 

دکلمه شعر پاییز ... چه کسی می گوید پاییز غم است در کانال آپارات الهه فاخته 

شاعر و دکلمه : الهه فاخته

 

شعر نو کوتاه درباره پاییز 

پاییز تورا چه شده؟
روزهای آخرت را گریز پای شده ای؟!
با این شوق به سوی کدام دیار می دوی وقتی عاشقانت اینجا هستند؟ تو خیالت راحت است.
برگ ریزان راه انداختی، باران از سقف آسمان چکاندی و فردا دخترت یلدا را میفرستی تا غوغا کند.
تو همیشه میزبان خوبی هستی.
تو ماندنی هستی انگار مامهمان هستیم هرفصل هرسال!!
میدانم تمام شوق تو برای دی ماه است😁 ماه یکی شدن درسنت.
ماه آمدن من 😎
فقر گرما و ثروت عشق کنار هم بودن
انشالله که خیر باشد.
رفیق قدیمی 32 بار آمده ای
دمت گرم❤️

پاییز 1398

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 88بار
  • انتشار : یکشنبه 08 ارديبهشت 1398 - 2:0