close
دانلود آهنگ جدید

الهه فاخته

یک زن هستم , دختری درون من است

من یک زن هستم 

نویسنده نوشته الهه فاخته

 

من یک زن هستم !

وقتی وارد دهه چهارم زندگی خود شدم و سی سالگی را چشیدم متوجه شدم آنقدر پخته و آبدیده شده ام که حتی می توانم به جوانتر از خودم کمک کنم یا پندهایم این بار برای بزرگتر از خودم نیز مفید خواهد بود . پندهایی که حاصل تجربه ای از زندگی سختم بود.

و این با تجربه بودن, و این فهیم بودن یعنی زن بودن . 

زن بودن یعنی آهسته گریه کردن ولی به کار خود ادامه دادن 

زن بودن یعنی فداکاری کردن , بخشیدن گناهان بزرگ دیگران , جبران کردن , خود بودن ,خود را شناختن و با خود واقعی زندگی کردن . و این فرقی نمی کند که مجرد باشی یا متاهل !!

اما ... 

 

 

بقیه متن من یک زن هستم در ادامه مطلب 

 

 

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 43بار
  • انتشار : سه شنبه 20 اسفند 1398 - 2:26
دلنوشته کرونایی از روزهای کرونایی من 4

دلنوشته کرونایی شماره 4

نویسنده الهه فاخته

 

امروز 21 فروردین ماه است اما در تهران برف می بارد .

البته اینجایی که من هستم دقیقا وسط شهر تهران است و فقط باران می بارد شاید هم دانه های برف بسیار ریز باشند من هنوز دستم را از پنجره بیرون نبرده ام . 

فقط کمی پنجره را باز کرده ام . تا باد مهربانیش را به گلهایم تمام کند . 


باد که بی حوصله باشد , به هر چه که سر راهش بیاید سیلی می زند اما بسیار مهربان است حالش که خوب باشد همه را می بوسد و نوازش می کند . و الان بهار است فصلیست که حال باد خوب است!

و امروز از همان بهارهاییست که مدام می بارد و رنگ خود را , بوی خود را از بین درزهای پنجره به داخل خانه ها می پراکاند 

نمی دانم خوشحال باشم یا ناراحت !

خوشحال از اینکه امسال با کلی نعمت و مهربانی خداوند شروع شده است 

و ناراحتی از اینکه برف برای زمستان است و تا زمانیکه هوا سرد باشد این ویروس کرونای راحت طلب از دیار من نمی رود !

 

 

بقیه دلنوشته کرونایی از دلنوشته های روزانه من در ادامه مطلب

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 7بار
  • انتشار : پنجشنبه 21 فروردين 1399 - 19:12
افسانه فاخته پرنده ای با صدای حزن انگیز داستانک

افسانه فاخته 

داستان کبوتری از نسل فاخته

نوشته شده به قلم الهه آجرلو-فاخته

 

فاخته را کبوتری می دانند که ذاتا صدای سوزناکی دارد . داستانش را شنیدم همان داستانی که می گفت عروسی یک نامادری بدجنس داشت و در زمستان گوله های برف را در صندوق جهیزیه اش گذاشت تا بهار تمام پارچه هایش بپوسند و نوعروس غمگین شود . عروسی که می خواهد یک زندگی بسازد با درد بزرگی روبه رو می شود اما اینها جبران دارد .

من گمان می کنم واقعیت چیز دیگریست 

 

بقیه افسانه فاخته با فایل صوتی mp3 آواز فاخته در ادامه مطلب

 

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 20بار
  • انتشار : سه شنبه 19 فروردين 1399 - 17:44
فاخته صدای فاخته و داستانهایش پرنده کوکو

فاخته پرنده یا کوکو

صدای فاخته mp3

دو داستان و افسانه از پرنده فاخته

جوجه های فاخته 

 

فاخته (نام علمی: Cuculus canorus)؛ که کوکوی معمولی یا کوکوی اروپایی نیز نامیده می‌شود

پرنده‌ای از خانواده کوکو راسته کوکوسانان است که در اروپا، آسیا، و آفریقا زندگی و مهاجرت می‌کند.فاخته رنگ شبیه کبوتر و کمی کوچک‌تر از آن که دور گردنش طوقی سیاه دارد

آواز فاخته نرم و حزن‌انگیز و شبیه کلمه «کو کو» است. این آواز اغلب در آغاز فصل بهار شنیده می‌شود. بیشتر مردم تصور می‌کنند که پرندهٔ ماده آواز می‌خواند ولی اینطور نیست زیرا برعکس، فاخته ماده نمی‌تواند آواز بخواند و پرندهٔ نر آواز می‌خواند. فاخته نر و ماده شبیه هم نیستند. رنگ فاخته نر مایل به خاکستری سیاه است، درحالی که پرندهٔ ماده پرهای خاکستری فاتح رنگ با لکه‌های سفید دارد.

 

 

هر آنچه از فاخته می خواهید بدانید در ادامه مطلب بخوانید ..
  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 24بار
  • انتشار : دوشنبه 18 فروردين 1399 - 19:31
باغبانم باش دلنوشته و دکلمه الهه فاخته

باغبانم باش دلنوشته به همراه دکلمه

نوشته و صدا الهه فاخته

 

باغبانم باش

مثل گل هستم.
اگر پژمرده و بی حال شدم مثل آفتاب، برمن عشق بورز. آنگاه معجزه عشق را درمن خواهی دید که چگونه روز به روز شاداب تر می شوم.
مرا نادیده نگیر
چون باغبانی مهربان، روح مرا نادیده نگیر.
دل من، با دستهای مهربان تو میشکفد، آفتاب عشق ات را بر من بتابان، تا از شکفتن غنچه هایم روح تو را پر از نور خدا کنم.
این ما هستیم
من و تو!
عشق در من به تو خواهد رسید
و عشق درتو به من خواهد رسید
وما را از نور بینهایت سرشار خواهد کرد.
اگر این پیوستگی، در جریان باشد عشق بین مارا خالقمان تضمین خواهد کرد.
فقط کافیست تو باغبان خوبی باشی و من هم گل بودن خود را باور کنم.
یاحق
اسفند 1398

 

دانلود دکلمه mp3 , و دکلمه آپارات باغبانم باش در ادامه مطلب 

 

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 30بار
  • انتشار : شنبه 16 فروردين 1399 - 20:13
خاطرات دوران نوجوانی بیماری ریوی

 

خاطرات دوران نوجوانی 

دلنوشته ای بر گذشته نوجوانی خویش

الهه فاخته

 

باران , باران که میبارد حالم خوب میشود 

 

باران یک بار برای من معجزه کرد , از خیس شدن بدم می آمد اما وزنه ها را به پایم بستم و زیر باران راه رفتم , دو ساعت تمام زیر باران راه رفتم و اشک ریختم و هیچ کس نفهمید اشک می ریزم و آن روز زیباترین روز زندگی من بود 

 

به خانه که رسیدم کسی نفهمید من خیس باران هستم !

 

اما روز بعدش .... 

 

چنان سرما خوردگی داشتم که دوهفته تمام خوابیدم . یادم هست در همین ایام عید بود . مرگ را جلوی چشمانم دیدم . نوبت دکتر داشتم وقتی دکترم ( مرحوم نجم آبادی ) از طریق منشی فهمید گفت نباید سرما می خوردم و باید بستری شوم . اما من خوشحال بودم یا خوب می شوم یا می میرم . 

 

بعد از یکماه مجدد به پزشک مراجعه کردم ....

 

بقیه خاطرات نوجوانی بیماری ریوی  را در ادامه مطلب بخوانید

 

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 23بار
  • انتشار : پنجشنبه 14 فروردين 1399 - 19:37