اشعاری که باید خواند

شعر خوشبختی را از من نگیر

شعر خوشبختی را از من نگیر

شعرنوشت الهه فاخته

 

مرا در این خاک تنها مگذار و برو

مرا هرگز ترک نکن 

چراکه من سالهای پر غمی داشته ام

زندگی بر من بسیار سخت گذشته است


مرا تنها به حال خویشتن رها نکن ای جان و جهان من

دیگر نمی توانم بدون تو زندگی کنم

نه پرواز می خواهم و نه غرق شدن در لذت دنیا

من تو را می خواهم که کنارم بمانی و 

این روزگار سخت, سختی اش بر من آسان شود با تو

تو همراه باش , دیگر تحمل ندارم که بشکنم

 

عزیز از دست رفته

سعادت رفته

خوشبختی دمادم را بدون تو چگونه تجربه کنم

آیا برزخ زیباست که مرا می گذاری و می روی؟

گرچه خدا هست البته که هست ولی

با تو بودن سعادت است 

آرامش است و لذت است

تو را برای خوشبختی ام صدا میکنم

نرو

نرو , بمان عزیز من

بخاطر قلب خسته ام نرو

یا حق

  • الهه فاخته
  • آخرین روزهای فروردین 1399
  • شعر خوشبختی را از من نگیر
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 44بار
  • انتشار : پنجشنبه 28 فروردين 1399 - 18:26
باغبانم باش دلنوشته و دکلمه الهه فاخته

باغبانم باش دلنوشته به همراه دکلمه

نوشته و صدا الهه فاخته

 

باغبانم باش

مثل گل هستم.
اگر پژمرده و بی حال شدم مثل آفتاب، برمن عشق بورز. آنگاه معجزه عشق را درمن خواهی دید که چگونه روز به روز شاداب تر می شوم.
مرا نادیده نگیر
چون باغبانی مهربان، روح مرا نادیده نگیر.
دل من، با دستهای مهربان تو میشکفد، آفتاب عشق ات را بر من بتابان، تا از شکفتن غنچه هایم روح تو را پر از نور خدا کنم.
این ما هستیم
من و تو!
عشق در من به تو خواهد رسید
و عشق درتو به من خواهد رسید
وما را از نور بینهایت سرشار خواهد کرد.
اگر این پیوستگی، در جریان باشد عشق بین مارا خالقمان تضمین خواهد کرد.
فقط کافیست تو باغبان خوبی باشی و من هم گل بودن خود را باور کنم.
یاحق
اسفند 1398

 

دانلود دکلمه mp3 , و دکلمه آپارات باغبانم باش در ادامه مطلب 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 50بار
  • انتشار : شنبه 16 فروردين 1399 - 20:13
من دلم می خواهد شعر

شعر نوشت من دلم می خواهد 

شاعر الهه فاخته

 

من دلم می خواهد

که به رویای بزرگی برسم

که درآن خوب شود بندگی خوبترین

که در آن اشک نریزد دل

من دلم میخواهد

اوج بگیرم چون آن باز

در پی جستن نور

پشت آن دیوار بزرگ 

که کسی گفت شهریست درآن 

شاید آن شهر همان رویای من است 

که همه در پی آن می گردند 

هر کسی فکر کند عاشق است جای سوال است 

که او عاشق قلب خود است 

یا در سینه ی خود هیچ ندارد 

پشت دیوار کسی است ! 

عشق بار گرانیست به هر کس ندهد 

 

  • شاعر الهه فاخته
  • شعر من دلم می خواهد

 

 نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۷/۱۲ 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 21بار
  • انتشار : دوشنبه 11 فروردين 1399 - 22:58
دوستت دارم شاه دل من

شعر شاه دل 

شاعر الهه فاخته

هوس کردم بگیرم سیب سرخی 
ببویم روی سرخش را به عشقت
بگیرم این دست آن دست
بفهمم که نشان چیست سرخی !

شبی در خواب دیدم
گل سرخی نشانم دادی و ده بار گفتی :
  می دانم چه می گویی عزیزم !

همان شب پریدم از خواب
و دیدم شیشه سرد و شب سرد
که قمری باز می خواند
الله اکبر

دلم می خواست بگریم
که دیدم بسترم خیس خیس است !
از آن شب
پلک خسته است
ولی نمی خوابم زمانی را که شب هست
می ترسم
رویای شیرین
همان لحظه که بوی سرخی گل
مدهوش می کرد
چشمان سیاه خسته ام را
باز شبی از خواب برخیزم
ببینم
که شیشه سرد گشته هوا سرد
و خوابم باز پر زد
شد پرنده روی ایوان ...
و ساعت تیک و تاکش را به رخ برد
زمان رفته است و من اینجا
قلم بر دست نشسته ام
ولی این رخ کشیدن چاره دارد

همینجا صدای تاپ و توپ قلب تو هست
ببخش و بگذر از من باز گفتم
که خیلی دوستت دارم شاه دل من !

29 مهرماه
پاییز 1392

2روز دیگر وسط پاییز است و من هر سال در ماه وسط پاییز با چیزی شبیه معجزه جهشی عجیب می گیرم .

 

 

 

 نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۷/۳۰ 
  • به قلم الهه فاخته 
  • شاه دل
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 44بار
  • انتشار : دوشنبه 11 فروردين 1399 - 22:16
شعر زیبای بوم رنگ از کتاب صدای حق

شعر نو بازی رنگ ها و بوم رنگ

کتاب شعر صدای حق

شاعر الهه فاخته

 

 

رنگ و رنگ  ... 

بوم رنگ 

بازی رنگ در رنگ 

“ گاهی می کشی رنگی بر بوم 

تصویر هر چه باشد تو نقاشی

بد باشد می کشی طرحی نو 

تو خود سلطانی”.

 

رنگ و رنگ 

بازی سایه و رنگ 

سایه تک رنگ 

هارمونی میله های زندانم تک نیست 

تکرنگ می کند سرد احساس داغ مرا 

گاهی می گذارد کلاهی بر سر, شنلی بر دوش 

تا تمام حجم رنگ را پر کند از خود 

اما من می دانم, همه می دانند 

هویت رنگ نمی پذیرد پایان

من می دانم سبز, تکرنگ است

آبی, تکرنگ است 

اما سبز, آبی نیست

سبز و قهوه ای گاه پررنگ, گاه کمرنگ

می شود,جنگل سبز

آسمان آبیست با رنگ سپید, آسمانیست 

رنگ و رنگ, بازی رنگ

تکرنگ زیبا نیست

چون کبوتری مانده از جفت, سوا

در کوچ, خبری از تنهایی نیست

بی هراس, من دلم می خواهد پرواز کنم

بگذرم از جنگل, از دریا

آنجا, بالای ابرها  از آنجا, آسمان ,همیشه یکیست

یکرنگ است اما تکرنگ نیست, بی وفا نیست....

کاش می دانست آدم غافل, بدی... بی رنگ است!

تکی, تکرنگ

بوم نقاشی زیبا نیست با یک رنگ.

 

1390/08/30

شاعر الهه فاخته 

 

دکلمه شعر رنگ ها را با صدای بانو الهه فاخته در ادامه مطلب بخوانید 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 17بار
  • انتشار : سه شنبه 05 فروردين 1399 - 2:20
شعر سپید قایق کاغذی روی فرش فرش بدون تبسم

شعر سپید قایق کاغذی شماره 33

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

1394/02/12

 

قایق کاغذی .... روی فرش

فرش .... بدون تبسم , سرد و بی روح


روی کف سنگی خانه ام , قایقی کاغذیست ...

میخواهد .. تن , به آواز دریا سپارد !

بیچاره .... قایق کاغذی !!

فکر میکند بزرگ است , مهم است ؟

در یک لیوان آب , غرق میشود ... قایق کاغذی !

 (بدون ناخدا , ساکن

لحظه ها , بدون ناخدا .... ساکنند ! )

همیشه کسی هست که هل میدهد قایق زندگی را

کسی که تهی نیست !

کسی که عزیز است , عزیز خداوند


قایق کاغذی ... روی فرش

و فرش ... خوابیده است و من

فوت می کنم , قایق کاغذی را روی فرش ...

1394/2/12

شاعر الهه فاخته 

 

.... شعر سپید  شماره 32 در ادامه مطلب ....

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 12بار
  • انتشار : دوشنبه 04 فروردين 1399 - 17:51
شعر سپید رها کن دامن چین دار این زن را دفتر 1394

شعر سپید زن شماره 13

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

1394/1/23

 

تو ای اندوه دامن گیر

رها کن دامن چین دار این زن را


فرو پاشید مرگ, از هیاهوی محبت

دولت خورشید آمد

درخشید, شعر سپید ... بی قلم !


در دفتر اشعار

دل, روشن شد از این د لگیری مزمن !


صدایم کن, کمی بیشتر مدارا کن

تو ای اندوه !

رهایم کن .. رهایم کن ...

 

 

شاعر الهه فاخته

شعر  دامن چین دار این زن 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 35بار
  • انتشار : دوشنبه 04 فروردين 1399 - 3:23
شعر نو خیالهای پریشانم اسیرم کرده در کنج اتاقم

شعر خیال های پریشانم

دفتر شعر فاخته 

شاعر الهه فاخته

 

خیال های پریشانم
اسیرم کرده در کنج اتاقم
قفس گشته , در و دیوار خانه
چو فاخته بی زبانم


خیالی از غبار غم
خیالی از اندوه و پریشانی
اسیر غم شدم در اتاق ساکت و خالی!


زبان شیرین و سیمین بر !
بیا راهی نشانم ده
که از هجر تو ..
من ..


اسیر غم شدم .. آری

خیال های پریشانی که دوست دارند
غبارهای اتاق ساکت من را .. !

 

  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر فاخته 
  • شعر نو شماره 39 - خیالهای پریشان
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 20بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 اسفند 1398 - 23:42
شعر همای سعادت برگشت

 

شعر زیبای همای سعادت برگشت ( عاشقانه غمگین )

نویسنده الهه فاخته از کتاب شعر فاخته 

 

دلم شکست و همای سعادت برگشت

به روی شانه نشست و اقبال فاخته چرخید و

شدم خوش اقبال !

 

هر شعر نوشته ام شد کتیبه دل

که گاه از شکستگی خود می گفت و گاه از د لتنگی

ابیات در آن میلرزید وقتی به واژه دل می خورد

شدم عاشق شکسته دل و الله

در مکتب بیوفایی, حرف عشق ...

یادم داد

 

فهمیدم عشق را باید بخشید

نه به یک نفر .. بل به مردم شهر یا بیشتر ....

 

 

آرام شدم اما گاهی

تیزی قلب شکسته , چنگ میزند بر روحم

به خود که می آیم می بینم , پر خونم

 

 

برایم دعا کنید شاید

دل شکسته, آرام گیرد بعد این همه مدت !

 

  • 1394/9/21
  • شاعر الهه فاخته
  • کتاب شعر فاخته 
  • شعر عاشقانه غمگین شماره 26 - شعر همای سعادت برگشت
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 11بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 اسفند 1398 - 0:37
شعر همای سعادت

 

شعر همای سعادت 

از کتاب شعر فاخته نویسنده الهه فاخته

 

همای سعادت پرکشید و روی شاخه نشست

شدیم چشم در چشم !

لجبازی ... نتیجه کَل کَل ما شد

آخر سر, همای سعادت .. پوزخندی زد

پر کشید و رفت !

 

من ماندم و سال های از دست رفته عمر

 

ناگهان درویشی به من رسید و شادمان گفت :

" چه قدر همای سعادتت زیباست ! "

نگاه کردم و دیدم که پشت سرم

پرنده بینوا بال بال میزند به یک قدمی

 

 

خندیدم و گفتم بنشین روی شانه من

نشست و گفت : خانه ام اینجاست ...

یک عمر گمان کردم که رفته است اما

پرنده با وفا, در یک قدمی .. بال میزند .. هیهات !

 

پیرشدم و چون زلیخا نشدم تا جوان گردم

پیر شدم و عاشقی نکردم و اکنون

حسرت لحظه‌های رفته, می خورد

سال های آتی عمر مرا

 

فاخته نکند از رسالت خویش جا ماندی ؟

یا ...

راه , درست است و من الگوی بشر شده ام ؟


جمعه : 29 / 8/ 1394

شاعر الهه فاخته 

کتاب شعر فاخته 

شعر همای سعادت شماره 25

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 47بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 اسفند 1398 - 0:34
شعر انگشت در عسل و عسل در دهان توست فاخته

 

شعر عاشقانه غمگین انگشت در عسل و عسل در دهان تو

شاعر الهه فاخته

 

 

 

انگشت در عسل و عسل در دهان توست

این تکه تکه خونین برای من


شیرینی شهد برای توست

تلخ بودن درد خونین ... برای من


تو شاد باش

من به شادی تو بی غمم


تو لبریز شانس و

من پر ازحوادث تلخ تو !

سپر شدم برای شادی ات ولی ...

فاخته سوخته است در این مسیر, گاه ملس !


پنهان کرده ام خاتم حلقه را

لیک آ نچه آشکار شدنیست, نهان شود


باشد کنایه ز دوست شنیده ام

شیرینی شهد برای تو و انگشت تکه تکه مال من

 یا حق الهه فاخته

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 11بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 17:20
شعر مقام والا پاداش صبر مومن است کتاب شعر فاخته

 

شعر مقام والا 

الهه فاخته

 

مقام والا, پاداش صبر مومن است 

صبر, در تحمل سختی

صبرِ در مصیبتها !!


مقام والا , هدیه ای برای اعتماد به خداست

برای او که در هر شرایطی

گفت توکل به خودت الله


خدا ز,یاد نبرد صابرین حق گو .. را

که در زیادی سختی, گفتند خدا گواه است بر راه

مقام والا, اجر صابرین است در برابر خواستن حق

که گفت :

" گرچه بتو سختی م یرسد

صبر کن ... صبر

مقامی در انتظار صابران مصیبت, نوشته شده است "


صبرکرده ام و اینک منتظرم

منتظر وعده الله !


آن شب در خواب ... بالای هفت آسمان

فرشته ای ندا داد .. رسا و بلند ...


فاخته به جز صبر مگر بلد است کاری ؟

صبر می کنم صبر تا آن روز

*تعبیر یک خواب در شعر *

 الهه فاخته

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 13بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 16:19
شعر شهرت بر در این خانه حلقه می زند

 

شعر شهرت زن

 

شهرت بر در این خانه حلقه میزند 

تا که باشد بنده این پیرِ زن


پیر راهم, خشم آلود از نگاه شهوتم

خسته از بایدهای ظالمان حسرتم


شهرت, رنگ می بازد از بدی

ناز نازان, خوب خوبان

می شود شهرت, حلقه کرده بر دلم


بقیه شعر شهرت در ادامه ... 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 10بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 16:10
شعر نو تو سجاده به دوش می رفتی

 

شعر سجاده به دوش از الهه فاخته

غرور و خود پسندی

 

تو سجاده به دوش میرفتی 

کنایه می زدی که من از خدا دورم

ندیده ای که چرا چشم غم دارم ؟

تو از بهر خدای خودت, طعنه زدی

اما

خدای تو , خود توست ...

خود مغرورت !

تو زهد فروشی و کاسب

خریدار ...

زیاد

من نخریدم دروغ تو را که اینچنین شده ام

شکسته در دل خود در ماورای ذهن غمگینم

تو , دل فروخته ای

گمان می کنی که دل دادی ؟

دروغ گویی عزیز دلم

 

  • 1394/6/30
  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر فاخته
  • شعرنو شماره 1
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 12بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 3:34
شعر عشق و عاشقی از کتاب صدای حق الهه فاخته

 

شعر عشق و عاشقی

شاعر الهه فاخته

کتاب شعر وشاید عشق 1

 

عشق, رنگ خود باوری لحظه اوست

عشق, بین فاصله ها رنگ دل است

عشق, هر لحظه به یادیست که آرام بگیری از او !

 

بقیه شعر عشق و عاشقی در ادامه مطلب قرار گرفت

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 17بار
  • انتشار : جمعه 16 اسفند 1398 - 3:48
شعر مرا ببخش از کتاب شعر صدای حق

 

شعر عاشقانه مرا ببخش

شاعر الهه فاخته

 

مرا بخشای اگر کم بوده ام در لحظه های غمگینت

مرا بخشای تو ای معشوقه قلبم

خدا می داند این قلبم چه می گوید !

 

بقیه شعر عاشقانه مرا ببخش در ادامه مطلب ... 


 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 26بار
  • انتشار : جمعه 16 اسفند 1398 - 3:25
شعر بانوی من از الهه فاخته کتاب صدای حق

 

شعر نوشت بانو 

نویسنده الهه فاخته

 

گرچه دنیا, این جهان فانی آوارگان

بد جفاکار است و من بر دست آن !

لیک ای بانوی من، بانوی زیبای خدا

غصه کم کن ای شده در راه حق

خالق زیبای ما این راه را کم می کند

 

بقیه شعر نوشت بانو در ادامه مطلب قرار دارد

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 27بار
  • انتشار : جمعه 16 اسفند 1398 - 3:15
شعر اگر بار دیگر آمدم دنیا کتاب صدای حق

 

شعر اگر یکبار دیگر به دنیا می آمدم

شاعر الهه فاخته

 

اگر یکبار دیگر آمدم دنیا

نگذار تنهایی سخت میان آدمها هیاهویی به پا

دارد

که دلها را فرو بلعد

و نگذارد کسی بر دیگری مهری, لبخندی

مهربانی دارد و تو نگریی از سبک دل بودن آنها!

 

بقیه شعر اگر یکبار دیگر به دنیا می آمدم در ادامه مطلب ... 

 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 24بار
  • انتشار : جمعه 16 اسفند 1398 - 3:7
شعر دل من باز می شکند از کتاب صدای حق

 

شعر دل من باز شکست 

شاعر الهه فاخته

 

و صبح فریاد کشید

دو کبوتر بال زدند

جاده عریان و کبوترها مست

عشق بازی را بیاموز که دل

شهرت صدساله به سر می دارد!

 

بقیه شعر دل من باز شکست در ادامه مطلب ... 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 11بار
  • انتشار : جمعه 16 اسفند 1398 - 2:53
شعر دلی لرزید زمستان شد کتاب صدای حق

 

شعر دلم می سوزد

کتاب شعر صدای حق 

شاعر الهه فاخته

 

 

دلم می خواهد امشب پر بگیرم تا افق

تنهای تنها ... مثل قلب

دور گردم از این دیار

این دیار بی وفا

آدمکهای جفا

چون مترسک خشک و بی دل

چون کلاغ در پی انتقام و انتقام

 

بقیه شعر دلم می سوزد در ادامه مطلب 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 37بار
  • انتشار : جمعه 16 اسفند 1398 - 2:42