close
دانلود آهنگ جدید
دفتر 1394
سایت رسمی الهه فاخته
آه, تو را چه شد ؟ چه روزها, در خیال خود تجسم حیات ساده ای کشیده ای جسور بود , حر فهای حس تو ! نه از نبودنش , حسرتی کشیده ای نه از بودنش , گذشته ای   تو را چه شد ؟ بسان کودکی که تازه از کنار مادرش, روی فرش کهنه ای نشسته است و تمام عاشقانه های او , در یک مداد ساده است که روی برگه ای سپید خط خطی کند, از فکر خالی اش   تو را چه شد ؟! تبسم نگاه پاک تو کجاست ؟   چه چیز تو را از میان دست های لحظه ها برون کشیده است ؟ یعنی, دل شکسته بی جواب مانده است ؟ چه قدر سخت گذشت ... لحظه های خط خطی 1394/1/9…,, یکشنبه 24 آذر 1398,, کپی اشعار بدون ذکر نام شاعر الهه فاخته ممنوع است
img
الهه فاخته
مشاهده مطالب سايت

الهه فاخته

الهه فاخته
سایت رسمی الهه فاخته
به سایت رسمی الهه فاخته خوش آمدید ♥      الهه فاخته  ( مستعار ) متولد 1366 شاعر معاصر و نویسنده و استاد رزمی ست.   تاکنون چند کتاب شعر نوشته است از جمله کتاب شعر گاهی انتشارات مایا و کتاب شعر فاخته و دفتر 1394 که بصورت ناشر مولف به چاپ رسیده است .    کتاب شعر جونی جونی یار جونی که شامل اشعار محاوره و شعر معروف لالایی که دکلمه آن در کانال آپارات موجود است .    دیگر اشعار ایشان که دارای مجوز می باشند بخاطر ایرادات جزیی در حال اصلاح است و در آینده در قالب مجموعه کتاب به چاپ خواهد رسید .      الهه فاخته دوبار در سن 18 و 30 سالگی عمر دوباره یافته است .      پینوشت : زندگی آنقدر ها هم پیچیده نیست که دنبال دلیلش بگردیم . شاد بودن , عاشق بودن و حال خوب داشتن و درستکار بودن شاید نتیجه سختی هایی باشد که هر انسانی در زندگی خود خواهد داشت که بالاخره به آن خواهد رسید .      می خواهم پرواز کنم چون پرنده ای آزاد رها و اوج بگیرم تمام شاعرانگی من در حس مشترک است حسی بین قلب من و تو من به پرواز ایمان دارم یا حق !       اینستاگرام : @elahe_fakhteh   تلگرام : @elahe_fakhteh   آپارات : aparat.com/elahe_fakhteh   کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که برای فروش آماده هستند 1- کتاب شعر گاهی ( انتشارات مایا ) 2- کتاب شعر فاخته 3- کتاب دفتر سال 1394  کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که بخاطر تغییرات در وزن اصلاح شدند و در یک مجموعه شعر جمع آوری شده اند که به زودی به چاپ می رسد . 1- کتاب شعر صدای حق 2- کتاب شعر و شاید عشق 1 3- کتاب شعرواره های سپید من 4- کتاب شعر جونی جونی یار جونی 5- کتاب دلنوشته عاشقانه هایی برای همدردی برای خرید کتاب های الهه فاخته به مدیریت سایت پیام بدید
مدير سايت
img
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی... بی تو از خدا هیچ نخواهم هرگز.
کتاب وشاید عشق
تو و من سوگولی قلب خداییم .
کتاب صدای حق
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی .. معرفت با یک نفر عشق .. اوج باور تو به من است.
کتاب شعرواره های سپید من
غصه بی رحم ترین قصه این دنیاست.
کتاب شعرواره های سپید من

شبکه های اجتماعی الهه فاخته

الهه فاخته

صفحه نخست سایت
img
یکشنبه 08 ارديبهشت 1398 ساعت 1:49

قایق کاغذی .... روی فرش

فرش .... بدون تبسم , سرد و بی روح

روی کف سنگی خانه ام , قایقی کاغذیست ...

میخواهد .. تن , به آواز دریا سپارد !

بیچاره .... قایق کاغذی !!

فکر میکند بزرگ است , مهم است ؟

در یک لیوان آب , غرق میشود ... قایق کاغذی !

) بدون ناخدا , ساکن

لحظه ها , بدون ناخدا .... ساکنند ! (

همیشه کسی هست که هل میدهد قایق زندگی را

کسی که تهی نیست !

کسی که عزیز است , عزیز خداوند

قایق کاغذی ... روی فرش

و فرش ... خوابیده است و من

فوت می کنم , قایق کاغذی را روی فرش ...

1394/2/12

الهه فاخته

دفترشعر۱۳۹۴

شعر دخترک قالی باف دفتر 1394
یکشنبه 08 ارديبهشت 1398 ساعت 1:41

دخترک قالی می بافت

هر رجی را که می بافت به آواز بلندی می خواند

) غزلی رویایی از عشق ! (

دخترک نخهای گره خورده را, شانه می زد

هر رج, از رج دیگر ... زیباتر

من از او پرسیدم :

شاهزاده رویاهایت در خواب است

آخر عشق کجاست ای جانم ؟

گفت : عشق ...

قدرتمند ترین نیروی جهان است !

که نمیفهمم, انگشتانم تاول زده است

کمرم درد دارد و پاهایم بی حس است

نان شب, شام است و امیدم بافتن این قالیست !

تا که شاید زیر پایی افتد ,

خانه ای را از بوی عشقی که من

به تک تک گلهایش بخشیدم.. لبریز کند !

دخترک گفت :

فکر کن , فردا روز مرگ تو است

هر کسی خوبی کرد, ببوس

 

هر کسی بد کرد ,

بخشش کن حتی به قیمت گریه کردن چشمانت !

اما از خودت هرگز نگذر !

چه کسی می داند .... فردا, از کجا می آید ؟!

1394/1/9

الهه فاخته

شعر لحظه های خط خطی از دفتر 1394
یکشنبه 08 ارديبهشت 1398 ساعت 1:34

آه, تو را چه شد ؟

چه روزها, در خیال خود تجسم حیات ساده ای کشیده ای

جسور بود , حر فهای حس تو !

نه از نبودنش , حسرتی کشیده ای

نه از بودنش , گذشته ای

 

تو را چه شد ؟

بسان کودکی که تازه از کنار مادرش,

روی فرش کهنه ای نشسته است

و تمام عاشقانه های او , در یک مداد ساده است

که روی برگه ای سپید خط خطی کند, از فکر خالی اش

 

تو را چه شد ؟!

تبسم نگاه پاک تو کجاست ؟

 

چه چیز

تو را از میان دست های لحظه ها برون کشیده است ؟

یعنی, دل شکسته بی جواب مانده است ؟

چه قدر سخت گذشت ... لحظه های خط خطی

1394/1/9

الهه فاخته

دفتر۱۳۹۴

img