دلنوشته های شبانه من با خدا

دعای شبانه من اسفند 1398

امروز چشمانم پراز اشک شد 

بیماری به سرعت پیشرفت می کند و جان عزیزانی را می گیرد

کودک که بودم فکر می کردم فقط فعال شدن آتشفشان وحشت آور است و زلزله , اما وقتی سیل آمد دیدم ناگهانیست و شبیه به زلزله , وقتی هواپیما سقوط کرد و یکی از نزدیکان را از دست دادم دیدم ناگهانی آمد و مثل زلزله فروریخت ! و تمام نمی شود , تمام نمی شود نمی دانم چرا , آیا خدا می خواهد همدل بودن را یادمان بندازد ؟ آیا خدا می خواهد به قدرت او ایمان بیاوریم که با یک ویروس کوچک می تواند جان بسیاری را بگیرد ؟ آیا خدا می خواهد برایش سجده شکر کنیم و بی غرور هر چه داریم را از او بدانیم ؟

من معنای این همه نشانه را دور بودن از خدایم می دانم  و حرص و طمع انسان!

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 39بار
  • انتشار : شنبه 03 اسفند 1398 - 20:51