دکلمه

دانلود دکلمه های الهه فاخته با فرمت mp3

دانلود گلچین بهترین آهنگ های الهه فاخته

Download The Best Songs elahe fakhteh Mp3

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 710بار
  • انتشار : یکشنبه 15 ارديبهشت 1398 - 0:33
اشعار و دلنوشته های پاییز به قلم الهه فاخته

دلنوشته پاییز سال 1397

پاییز در آخرین روزهای خود از باران هایت دست نمیکشی!

چه کسی منکر میشود تو تا آخرین روز هم زیبا بارانت زیباست و هم ذاتت❤

#الهه_فاخته 

روز بارانی زیبایتان ماندگار🍁🍂🍃

 

 

شعر درباره پاییز 

 

چه کسی می گوید پاییز غم است؟

چه کسی می گوید زرد و سرخ رنگ غم است؟

پاییز پر از احساس است

پاییز پر از باران است

باران پیوسته و نم نم ، بسان لالایی در شب ، یا زمزمه عاشقانه در روز

 

پاییز شاید ، زندگی دوباره انسانیست که عاشق بوده و به معشوق نرسیده!

آن گاه که شروع خواهد شد

رنگ رنگی، رقصان میپیچد مقابل هر چشم

میلرزاند قلبها را 

انگار عاشقی برای معشوقش میخواند شعر!

 

پاییز فصل رها شدن احساس است

خشک شدن منطق به زیر پای قلب!

و لذت خش خش از برگهای زرد!

 

پاییز مرا بنگر ! که چگونه عاشقانه منتظرت هستم

تا با هم

عاشقی کنیم فصلی!

دلم از رنگ هایت میلرزد

عجب شوری داری پاییز !

پاییزتان زیبا🍂🍁🍂🍁🍁🍁🍂

الهه فاخته

۳۱ شهریور ۱۳۹۷

یا حق

 

دانلود دکلمه و  بقیه اشعار و دلنوشته های پاییزی را در ادامه مطلب بخوانید ....

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 137بار
  • انتشار : یکشنبه 08 ارديبهشت 1398 - 2:0
سکوت کن ! به خود آی و خودت را بشناس

دلنوشته سکوت کن و به خود آی 

 

گوش کن !

کمی سکوت کن !

سکوت کردن که یاد بگیری

کمی نماز خواندن آن هم با معنی تک تک جملاتش

کمی به قله کوه بنگری و آسمان را تنفس کنی

 کمی به گلهای زیبای آفتاب گردان بنگری که طلایی و زنده و پر از حسِ زندگی هستند

یا گندم زارهایی که طلایی هستند و زنده !

کمی به آسمان پر ستاره نگاه کنی و ماه را بنگری که به تو و به روح و جان تو سلام میدهد ,

آنگاه صدای فرشتگان خداوند را میشنوی ! 

میبینی که چه با دقت به تو یادآوری میکنند تا کارهایت را درست و منظم انجام دهی ! 

یا به تو میگویند از چه مسیری بروی که خطر نداشته باشد ! 

 

وقتی درونت , سکوت را بفهمد میشود میعادگاه فرشتگان, و صدایی که به عرش رَب میرسد .

مثل یک پادشاه دلسوز و مهربان به فرشتگانش میگوید تا به یاری تو بیایند ! از این زیباتر ؟  آرامش  از این بیشتر ؟

از با اقتدارتر بیشتر ؟

چه میخواهی ؟

چه میخواهی که خودت را بخاطر یک داشته یا یک مال یا یک موفقیت, آنچنان درگیر و شلوغ میکنی که سکوتِ درونت بهم میریزد؟!

 

دیگر چه میخواهی ؟ 

خودت را پر از بدی ها کرده ای و پاداش هم میخواهی ؟ 

زندگی پر از روزی میخواهی در حالیکه درونت پر از عقده های آرزوهاییست که حتی برای رسیدن به آن تلاش هم نکرده ای یا زود تسلیم شده ای ؟ 

 

تو ثروت میخواهی نه برای زندگی آرامتر بلکه میخواهی تقلید کنی از آنانکه به ثروت رسیده اند , فکر میکنی هر آنچه آنان دارند را تو داشته باشی خوشبخت میشوی در حالیکه تو اگر بی حساب هم صاحب روزی شوی باز نا آرام هستی می دانی چرا ؟

چون خودت را نشناخته ای ! 

خودت را گم کرده ای و بیرون از خودت به دنبال خودت میگردی و میخواهی یک خود جدید بسازی ! 

خودت را پیدا کن 

یاد بگیر گاهی , نه همیشه ! گاهی سکوت کنی ! 

اقیانوس درونت را بشناس ! 

ماهی هایش را , صدف ها و مروارید هایش را , طوفانها و آرامشش را ! 

قایق هایش را ! مارماهی هایش را ! مرجانهایش را ! اعماق کشف نشده بکرش را ! و حتی آسمان بی همتایش را !

آرامش را که تجربه کنی راهی برای ادامه اش پیدا کن ! 

 

گاهی در خود فرو برو مثل لاکپشت , بگذار سختی ها تو را با لاک سخت خود پس بزنند ! 

این تو هستی 

انسان ... !

 

الله فرشتگانی آفرید که همواره به او سجده میزنند ! 

الله فرشتگانی آفرید که همواره در رکوع او هستند !

الله فرشتگانی آفرید که همیشه به قامت ایستاده اند ! 

و همگی به تسبیح و ذکر پروردگار مشغولند ! 

چون یاهو, خالق عشق است و به هر کس عشق بدهد و بدی ندهد او را در نیایش با پروردگار خواهید دید ! 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 39بار
  • انتشار : شنبه 08 شهريور 1399 - 11:53
باغبانم باش دلنوشته و دکلمه الهه فاخته

باغبانم باش دلنوشته به همراه دکلمه

نوشته و صدا الهه فاخته

 

باغبانم باش

 

مثل گل هستم.
اگر پژمرده و بی حال شدم مثل آفتاب، برمن عشق بورز. آنگاه معجزه عشق را درمن خواهی دید که چگونه روز به روز شاداب تر می شوم.
مرا نادیده نگیر
چون باغبانی مهربان، روح مرا نادیده نگیر.
دل من، با دستهای مهربان تو میشکفد، آفتاب عشق ات را بر من بتابان، تا از شکفتن غنچه هایم روح تو را پر از نور خدا کنم.
این ما هستیم
من و تو!
عشق در من به تو خواهد رسید
و عشق درتو به من خواهد رسید
وما را از نور بینهایت سرشار خواهد کرد.
اگر این پیوستگی، در جریان باشد عشق بین مارا خالقمان تضمین خواهد کرد.
فقط کافیست تو باغبان خوبی باشی و من هم گل بودن خود را باور کنم.
یاحق
اسفند 1398

 

 

دانلود دکلمه mp3 , و دکلمه آپارات باغبانم باش در ادامه مطلب 

 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 62بار
  • انتشار : شنبه 16 فروردين 1399 - 20:13
شعر زیبای بوم رنگ از کتاب صدای حق

شعر نو بازی رنگ ها و بوم رنگ

کتاب شعر صدای حق

شاعر الهه فاخته

 

 

رنگ و رنگ  ... 

بوم رنگ 

بازی رنگ در رنگ 

“ گاهی می کشی رنگی بر بوم 

تصویر هر چه باشد تو نقاشی

بد باشد می کشی طرحی نو 

تو خود سلطانی”.

 

رنگ و رنگ 

بازی سایه و رنگ 

سایه تک رنگ 

هارمونی میله های زندانم تک نیست 

تکرنگ می کند سرد احساس داغ مرا 

گاهی می گذارد کلاهی بر سر, شنلی بر دوش 

تا تمام حجم رنگ را پر کند از خود 

اما من می دانم, همه می دانند 

هویت رنگ نمی پذیرد پایان

من می دانم سبز, تکرنگ است

آبی, تکرنگ است 

اما سبز, آبی نیست

سبز و قهوه ای گاه پررنگ, گاه کمرنگ

می شود,جنگل سبز

آسمان آبیست با رنگ سپید, آسمانیست 

رنگ و رنگ, بازی رنگ

تکرنگ زیبا نیست

چون کبوتری مانده از جفت, سوا

در کوچ, خبری از تنهایی نیست

بی هراس, من دلم می خواهد پرواز کنم

بگذرم از جنگل, از دریا

آنجا, بالای ابرها  از آنجا, آسمان ,همیشه یکیست

یکرنگ است اما تکرنگ نیست, بی وفا نیست....

کاش می دانست آدم غافل, بدی... بی رنگ است!

تکی, تکرنگ

بوم نقاشی زیبا نیست با یک رنگ.

 

1390/08/30

شاعر الهه فاخته 

 

دکلمه شعر رنگ ها را با صدای بانو الهه فاخته در ادامه مطلب بخوانید 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 18بار
  • انتشار : سه شنبه 05 فروردين 1399 - 2:20
شعر سپید آن روزها گذشت خاطرات شد

شعر سپید آن روزها گذشت شماره 55

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

 

1394/11/06

 

آن‌روزها گذشت

که ستاره ای چکید در آسمان شهر من

آن ذوق‌ها , جعبه‌های شیرینی

در هیاهوی کوچه‌های نسبتا نم‌ناک

از قطره‌های شوق ایرانی !

 

آن‌روزها گذشت

ذوق دیدن مسابقات جهانی , پشت جعبه جادویی برقی

گریستن از پیروزی یک مبارز و دیدن بوسه‌هایی سمت خدا ...

مدال‌های طلا و پرچم ایران

ذوق در صدای من و همسایه‌های کوچه یمان

 

آن‌روزها گذشت

احترام به پیرزنی در اتوبوس

برای نشستن روی صندلی شکسته آن

و احترام پیرزن به دختر تازه رسیده به سن بلوغ

آن‌گذشت‌ها , مهربانی‌ها

آن‌شوق‌ها

یک‌روز کسی بهترین بود میان مردم ما

و مردم ما حمایتش ‌کردند

شد ستاره ای و پر نور در کشورمان

ناگهان چه شد, غرور شهرت گرفته یقه تمام ستاره‌های ایران را

چشم باز کردیم و دیدیم ستاره دیگر نیست

آسمان کشورمان کم‌کم تاریک می‌شود و بدون ستاره .... انگار !

این عاقبت به خیریست ؟؟؟

آیا دملی ست که وقت ترکیدنش اکنون است ؟

آیا ترو خشک با هم می‌سوزند؟

نمی‌دانم این همان بعد هر سختی آسانیست ؟

که ستاره بعد تحمل سختی, رفته اند جای آسان‌تر ؟

جایی به جز کشورم ایران !

آسمان ایران بی‌فروغ شده است و فروغ هم دیگر نیست

 

بقیه شعر سپید آن روزها گذشته در ادامه مطلب 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 37بار
  • انتشار : سه شنبه 05 فروردين 1399 - 0:21
شعر سپید آرزوی بیست سالگی با پاسخ دفتر 1394

 شعر سپید آرزو در بیست سالگی شماره 27

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

1394/01/31

 

سلام, ستاره صبح دم .. سلام !

چه خبر ؟ حالت خوب است ؟

( پنجره را باز کرده ام ... تا کمر خم شده ام )


سلام, ابر بهاری !

چه خبر , حالت خوبست ؟


پری دیدم شبیه بال قاصدک

گفتم : “ ای کاش قاصدک بودی ,

قاصد خوش خبر بودی !”

 

روی بام همسایه , فاخته ای با سوز خواند

گفتم خبر از فاخته می گیرم

کسی صدای مرا میشنود ؟!

که چو دیوانگان سلام میدهم به همه ... !

چه کنم , بی کسیست !

من, سلام به زیبایی خدا میدهم هر صبح ... جرم است ؟


ستاره چشمک زنان میخندد, میخندم

باور کن صبح شده است

اما من در رویای سرد دیشب, ماندم

پلکهایم سبک نشده اند... به دنبال یک نوید می گردم

که خوش کنم دل خود را !

به دنبال نشانه ای که بگیرد آرام, دل بیقرارم هر دم

 

 

دلم می خواهد بروم از این شهر شلوغ

بروم جایی پر درخت ... پر آب,و پر از فاخته های هوشیار !

بزنم سازی گاهی

بزنم فریادی

با صدای بلند .... گریه کنم

و نترسم از هیس گفتنهای زن همسایه !


دلم کمی معرفت می خواهد

که در دستان سبز درخت, میجویم

تا دلسرد نشوم از جستن

من از شلوغی شهر, دل سیرم .. د لخونم

دلم , سادگی خاک میخواهد

و صدای خروس, صبح گاه

صدای کرنش اسب و صدای باد, بین برگ ها

شب هنگام .. دلم سادگی میخواهد

نه از اندوه, بل ازتب گل

آهسته بخوانم با سوز , خسته ام از خستگی پر تکرار !

خسته ام از تخت

از گل های مصنوعی گلدان سبز


... بقیه شعر آرزوی بیست سالگی با دکلمه شاعر در ادامه مطلب ...

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 26بار
  • انتشار : دوشنبه 04 فروردين 1399 - 4:36
شعر آرزوی قطره و شکستن دل از کتاب و شاید عشق یک 1

 

شعر آرزوی قطره و دل شکسته

کتاب شعر و شاید عشق 1

شاعر الهه فاخته

 

یه روزی یه قطره بازیگوشی رفت سراغ دل ما

گفت :

آرزو داره کمی بزرگ بشه

روزی از روز گذشت

این دل کوچیک ما

روی شاخه

برگی از خاطره رو گذاشت روی شاخه شاد

 شعر نو آرزوی قطره و شکستن دل  به همراه دکلمه در ادامه ..

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 20بار
  • انتشار : چهارشنبه 14 اسفند 1398 - 21:20
شعر تو شاهی و من همون دختر چوپان از کتاب جونی جونی

 

شعر نو تو شاهی و من دختر چوپان

شاعر الهه فاخته

کتاب شعر جونی جونی یار جونی

 

 

تو شاهی و من همون دختر چوپان

که صبح .. کارش اینه

برو ای گوسفند نفهم

برو ، بگذر از مزرعه

زمین پاک و تو می جوی گندمش

نمی دونی این گندم مزرعه

واسه نونه و سیری گشنگی!

برو ای گوسفند نفهم

قسمتی از زمین مال ماست

حتی یک وجب ...!


بقیه شعر  به همراه دکلمه تو شاهی و من همون دختر چوپان به همراه دکلمه در ادامه مطلب 

 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 176بار
  • انتشار : شنبه 28 ارديبهشت 1398 - 22:13

 شعر غمگین پیر لعنتی غم 

شاعر الهه فاخته

 

اين پير لعنتي رهايم نمي کند!

غم زاده من است يا من زاده غمم؟

مدام غر ميزند دم گوشم اين لعنتي

کجا روم که رها شوم ز آن؟

وقتي که در منزلش نشسته ام و ساکنم؟

گر نخواهمش بايد بروم از خانه اش

کجا بروم؟ دربه در شوم؟

بروم در کوچه و يک پير دگر همدمم شود؟

بروم در گوشه اي که نبينمش؟

 

 بقیه شعر غمگین این پیر لعنتی غم در ادامه مطلب ...

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 135بار
  • انتشار : پنجشنبه 19 ارديبهشت 1398 - 0:25
شعر کبوترم بیا آشیانه ات تنهاست
  • شاعر الهه فاخته

  • کتاب شعر صدای حق

  • شعر نو عاشقانه کبوترم شماره 3

  • یکشنبه : 30 / 08 / 1389

 

 

کبوترم بیا, آشیانه ات تنهاست

کدام بال؟ کدام پرواز؟

کدام قاصدک مرموز,

ز سرمای سرد زمستان گفت؟

کدام صحنه به ارتفاع افق نزدیک است؟

که ترانه ترانه به کوچ سردی فصل

بخواند تا بفهمی نباید رفت کج!

 

بادیه نشین در انتظار غروب

به روز آمدنت نشسته در گرما

که تو بیایی و سوزِ سرمای شبانه بادیه را

در اوج گرمی قلب مهربانت, بشورانی!

کبوترم بیا آشیانه ات تنهاست

وزان وزان شده برگ ریزان فصل زایش تو

در این افق گرم

صداکن یار خانه ات تنهاست

رفیق سالهای عمرت به جز من کیست؟

هرز رفتی, راه کوچ آنجاست!

 

بیا جای تو اینجاست


بادیه, برای تو داغ است

اگر آمدی عاقلانه بیا

رسم عاشقی پاک است

بیا کبوترم آشیانه ات اینجاست

و پنجره مانده از سرما

که تو بیابی و غبار زدایم در آن شب سرد!

خانه ام به ناز نگاهت شده زیبا

منتظرم ... راه بادیه, سهو است

بیا, بیا که خانه بی تو دل گیر است

کبوترم بیا که آشیانه ات تنهاست . ...

 یا حق 

الهه فاخته

شعر عاشقانه کبوترم بیا 

 

دکلمه شعر عاشقانه کبوترم بیا  در ادامه مطلب ... 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 167بار
  • انتشار : شنبه 14 ارديبهشت 1398 - 20:50
دلنوشته دلتنگی عاشقانه شماره 38

دلنوشته عاشقانه شماره 38

 

با غم هایم میمیرم

اما

همین که نگاهم میکنی دوباره زاده میشوم 

 

چیزی درون توست که به من جان دوباره میبخشد.

ریشه هایم خواهد خشکید انگاه که نگاهت را از من بگیری!

 

درک من آسان نیست

چیزی درون من شعله ور است که گاهی با فوت بی مهری ات گُر می گیرد ، و این خفقان مرا تا مرز جنون و مرگ می رساند

نه از تنهایی می ترسم نه از مرگ ولی دلتنگی، مرا به برزخی پر پیچ و خم می اندازد.

 

نگاهت را از من نگیر

میشکنم ، بی نگاه تو می میرم اما دیگر زنده نمیشوم 

آری، بی تو هرگز زنده نخواهم بود!

 

یا حق

  • الهه فاخته
  • بهمن ماه ۱۳۹۷

 

دانلود دکلمه عاشقانه شماره 38

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 78بار
  • انتشار : سه شنبه 10 ارديبهشت 1398 - 1:11
بعضی روزها را می گذارم فقط برای نگاه کردنت عاشقانه34

دلم میخواهد بعضی از روزها را بگذارم فقط برای نگاه کردنت!

مثلا چهارشنبه ها ! 

زودتر برخیزم ، تو را در خواب ناز ببینم ، بیدار شدنت را ببینم

کنار تختت بنشینم دستهایت را بگیرم نگاهت کنم نگاهت کنم نگاهت کنم ....

و تا شب فقط کنارت بنشینم و نگاهت کنم و بگویم : تو فقط حرف بزن! من میشنوم جانم ای جانم ای جااان !

وااای خدایا تو چه صبری داری !

عاشق بنده هایت هستی و تو را گاهی نمیبینند که نمیبینند !

 

راستش روزهاییکه کنارم نیستی به شدت دلتنگت می شوم. میدانم باید گاهی تو را به حال خودت رها کنم اما راستش برای من تمام حال من تو هستی! حتی اگر کنار تو به فکر روم باز تو در فکرم هستی!

راستش در دلم از خدایم یک عشق واقعی خواستم و پریان اسم تو را در گوشم زمزمه کردند

و واقعا حالم دست خودم نیست

وقتی نیستی حالم خراب است، چشمهایم پر اشک .. دلتنگت می شوم !

آری حالم دست خودم نیست

تنهایم نگذار!

 سینه تو، آرامش ابدی پلک های من است وقتی تکیه گاه موهایم می شود!

آه، دلتنگی واژه پیچیده ایست که با حضورت در حضورت حل می شود.

مرا با این دلتنگی های وقت و بی وقت تنها نگذار !

 

الهه فاخته 

۴ مهرماه ۱۳۹۷

دانلود دکلمه عاشقانه شماره ۳۴

 

 

یا حق

  • نوشته: elahe_fakhteh
  • بازدید : 115بار
  • انتشار : شنبه 31 فروردين 1398 - 22:28
شعر زیبای لالایی با صدای شاعر
این هم شعری زیبا از لالایی من در یک شب بارانی سال 1385. شعری از کتاب جونی جونی یار جونی

شعر زیبای لالایی همراه با دکلمه از بانو الهه فاخته 

از کتاب جونی جونی یار جونی 

 

شعر لالایی را در ادامه مطلب بخوانید ... 

  • نوشته: elahe_fakhteh
  • بازدید : 108بار
  • انتشار : یکشنبه 12 اسفند 1397 - 1:19

یک روز بالاخره به سراغم می آیی و میبینی گوشه لبهایم سیگاری روشن است.
آنگاه از خود مپرس که با گذشته ام چنین چیزی محال است
تو ..خود تو .. باعث هستی
آنگاه که ذره ذره از نبودنت آب میشدم
آنگاه که از غم دوریت هزاربار می مردم و به امید دیدنت زنده میشدم 
آنگاه که برایت جان می دادم و تو چون کوه یخ نظاره گرم بودی
قلب عاشقم را سوزاندی!

حالا اگر سرد شده ام، ساکت شده ام ، بی احساس شده ام و گوشه لبهایم سیگاری روشن است که جسمم را میسوزاند ..تو آری تو باعث شده ای! 
تو مسوول قلبی هستی که آن را عاشق خودت کرده ای!
پس با بی تفاوتی ات ، روح صاحبش را نسوزان
ویران کده ها خاموشند!

  • نوشته: elahe_fakhteh
  • بازدید : 123بار
  • انتشار : یکشنبه 12 اسفند 1397 - 1:6
دوباره به من بنگر عاشقانه 4

 

دلنوشته عاشقانه غمگین انتظار 

دلنوشته عاشقانه شماره 4

نویسنده الهه فاخته 

 

این ملودی های مانده در نگاه من با تو ، تکرار خواهد شد اگر دوباره به من بنگری!

 

ملودی که در سکوت بین نگاهمان جاریست با هیچ سازی آواز نمیشود .

فدای چشمهای با نشاط تو❤ قبل آنکه عمرم تمام شود کاری کن❤

این روزها، روزهای نو ، روزهای سال نو ، جوانه زدن عادیست از درخت خشک شده در خواب زمستانی.

ایمان آوردم به زنده شدن دوباره

آه فصل بهار زندگیم با حضور تو می آید ناگهانی می آید .

 

این ملودی های مانده در نگاه من با تو ، تکرار خواهد شد اگر دوباره به من بنگری!

 

آه چه میشود مگر چه میشود نگاهت را تا پایان عمر از من بر نداری❤

 

دلم نو شده است و خاطرات تو عتیقه ماندگار تاریخیست !

 

چشم انتظار معجزه ای از سمت پروردگار هستم که شاخه های خشک زندگیم با عشق تو جوانه بزند.❤ تنهایم نگذار ، از من دور نباش

زندگی دو روز است، آه دو روز است ، آری دو روز است.

الهه فاخته

دلنوشته عاشقانه شماره چهار 

 

 

  • نوشته: elahe_fakhteh
  • بازدید : 77بار
  • انتشار : دوشنبه 06 اسفند 1397 - 1:55
تو را انتخاب کرده ام عاشقانه 3

 

دلنوشته عاشقانه تو را انتخاب کرده ام 

دلنوشته عاشقانه شماره 3

نویسنده الهه فاخته 

 

اما... اما تو در تصور من پایان نمیگیری و این اعتیاد هر روز دامن گیر تر از روز قبل میشود. تو تنها رویایی هستی که در من نمی خشکد و پایان نمی گیرد.

از ماشین ها فقط رنگ میدانم . در کشورهای اروپایی چیز خاصی نمی یابم! راستش یه دریا باشد و موجش برایم کافیست .شب های مهتابی دریا دیدنیست هزار بار میبینم و سیر نمیشوم!

راستش جنگل و سبزی درختان کافیست برایم بوی کنده درخت مستم می کند یک لیوان چای سبز میچسبد یا قهوه داغ ! آری چیز بیشتری نمیخواهم.

جنگل همه جا هست

دریا هم هست

شب های سحرآمیز کویر را هم دوست دارم

وای که گلزار را هم دوست دارم. مگر میشود مست از شمیم گلهای رنگارنگ نشد!

 

دلم سفر میخواهد ولی سفری که در آن بلند بخندم و در خود چمبره نزنم.

راستش توقع من این کشور و آن قاره نیست. غنی هستم یعنی ذهن من آنقدر بزرگ است که میتوانم با دیدن یک عکس تصور کنم آنجا هستم و لبریز شوم آنقدر که دلم دیگر نخواهد که به آنجا بروم.

اما... اما تو در تصور من پایان نمیگیری و این اعتیاد هر روز دامن گیر تر از روز قبل میشود. تو تنها رویایی هستی که در من نمی خشکد و پایان نمی گیرد.

 

راستش قدرت انتخاب کردن را دوست دارم.

تو انتخاب من هستی

آه برگرد و به رویایم ،واقعیت ببخش

تجسم وصالت شده است خوراک هر روز من.

در این روزهای آخر سال، انتظار خانه نشینم کرده است .

آه اگر قاصدکی می آمد و از تو میگفت شاید قلب ملتهبم آرام می گرفت

آیا تو سراب هستی یا هستی؟

بسان گل پامچال که صدای بهار را با ناز به گوشمان می رساند‌ تمام این روزهای سخت انتظار را گذاشته ام به نشانه وصال !

 

آن قدر غنی از مهر پروردگار شده ام که درون خویش جز عشق و سرمستی نمیبینم و نمیخواهم.

مگر چند روز زنده ام که سرمست نشوم از فصل ها.از آسمان و از تو ..آری از تو که هم بهاری هم پاییز ، هر لبخندت شکفتن گلی زیباست و هر نگاهت به زیبایی قرص قمر!

من که از صدای قمری دم پنجره سیر نمیشوم از صدای تو بگذرم؟

آه که کسی نمی داند در سینه سوخته ام چه فلسفه ای جان داده است و با این حال من هنوز زنده هستم.

از من نگذر 

من شکستنی هستم

الهه فاخته

دلنوشته عاشقانه شماره 3

 

  • نوشته: elahe_fakhteh
  • بازدید : 80بار
  • انتشار : دوشنبه 06 اسفند 1397 - 1:17
دلم می خواهد لحظه ها کنار تو باشم عاشقانه 2

 

دلنوشته عاشقانه دلم می خواهد کنارت باشم 

دلنوشته عاشقانه شماره 2

نویسنده الهه فاخته 

 

دلم میخواهد لحظه ها کنار تو باشم تو را بنگرم ،صدایت را بشنوم، لمست کنم و اجازه ندهم کسی این حریم را ببیند 

 


عزیز نازنینم.می بینی چه دوره ای شده است؟ نمی شود به کسی اعتماد کرد. اول به رویت لبخند می زنند بعد حسابی دورت می زنند و بعد چنان دیوانه وار به جانت میافتند که فقط گرمی خون را روی احساست می فهمی .آه خدا نکند زخمی شوی.
بیا در این‌دنیای گرگ صفت لحظه هایمان را به کسی ندهیم. آری آنقدر خسیس باشیم که حتی یک تبسم از ما نبینند. 


اصلا بیا با هم پچ پچ کنیم 😋 حتی قصه هایمان را ! برای غر زدنمان راه حلی دارم. نفس عمیق بکشیم و به یاد هم بیافتیم که بالاخره همدیگر را میبینیم و با هم حالمان خوب می شود 
آری آری میدانم که حالم با تو خوب است !
آخ که هرجا باشی و باشم بهشت است.
هیچ ساحلی،هیچ جنگلی، هیچ رودخانه ای،هیچ شهری،هیچ گلزاری بمانند بودن تو کنارم به من لذت خوشبختی نمی دهد و آرامم نمی کند.

دلم میخواهد لحظه ها کنار تو باشم تو را بنگرم ،صدایت را بشنوم، لمست کنم و اجازه ندهم کسی این حریم را ببیند .راستش زخم حسود دیر درمان است . راستش نمیخواهم عاشقانه هایمان را کسی ببیند . 
حال من با تو خوب است آه کاش حال تو هم با من خوب باشد❤
این عمر کوتاه مانده را میخواهم پر از خاطرات خوب کنم و از تلخی ها بگذرم.


دیشب فرشته ای به من می گفت دیگر از فردا شاد و خوشحال خواهی بود.خندیدم و ذوق کردم اما وقتی شمردم دیدم بیست سال غم دیگر وقت بازنشستگی رسیده است!
آه دلم زندگی نو‌میخواهد، اتاقی که هیچکس جز من و تو در آن نباشد.
و من در آغوشت رها شوم و تو من را بچرخانی آن قدر بچرخانی که از سر گیجه گرفتن بخندم 😄 آخخ که چه حالی میدهد حال دونفریمان❤ 
دلم برایت تنگ شده ❤
بیا و اینبار بمان ❤

نویسنده : الهه فاخته

 

دکلمه این دلنوشته و نامه عاشقانه را در ادامه مطلب بخوانید 

  • نوشته: elahe_fakhteh
  • بازدید : 85بار
  • انتشار : دوشنبه 06 اسفند 1397 - 1:6
تو که باشی دیگر کسی بی اجازه کنارم نمی نشیند عاشقانه 1

 دلنوشته عاشقانه 

 

نویسنده الهه فاخته

 

تو که باشی دیگر کسی بی اجازه کنارم نمی نشیند چون حریم من تو می شوی و چه کس اجازه دارد وارد حریم دونفری شود؟!

 

سلام عزیز نازنینم!
این روزها بیش از هر روز دیگر دلم برایت تنگ شده چقدر دلم میخواست همین روزهای نزدیک به هم کنار هم باشیم❤

آه که چقدر دلم سفر میخواهد. اما راستش تنهایی که نمی شود به سفر رفت آن هم من که دختری تنها هستم. دوست داشتم بروم به شهری که صبحش، صدای امواج دریا بلندم کند از خواب . راستش تنهایی که سفر میروم تا میایم دم ساحل بنشینم و آرام بگیرم کسی بی اجازه می آید و کنارم می نشیند و تمام خلوتم را زهر می کند. دلم میخواست تو کنارم می نشستی وای که چقدر دلچسب می شود دستهایم را در دستهایت بفشاری 🤗 
آن وقت می رفتیم و با هم قدم میزدیم . از همان قدم زدن های دونفره که همه را به هوس می اندازد عاشق شوند😋

بعد هم کافی شاپی پیدا می کردیم و من کاپوچینو یا قهوه فرانسه سفارش میدادم با کیک شکلاتی و تو را مجبور می کردم کیک موکا یا ردولوت سفارش دهی .کیک شکلاتی را خودم میخوردم و به کیک تو هم دست برد میزدم😂 و با هم میخندیدیم😄 
وای که چقدر این چیزها لذت بخش است بخش خوردنش بیشتر 😋 
بعد هم میرفتیم در مسیر ساحل اما اینبار می دویدیم وااای آن قدر می دویدیم که لپ هایمان گل می انداخت و آن وقت بلند بلند میخندیدم.
من بلند خندیدن را چقدر دوست دارم🤗 راستش تو که باشی تمام ترس های دنیا خنده دار است


تو که باشی دیگر کسی بی اجازه کنارم نمی نشیند چون حریم من تو می شوی و چه کس اجازه دارد وارد حریم دونفری شود؟! آه چه روزها که در خیال خود با تو بودن را تصور میکنم با همین بهانه های کوچک
اصلا چه عیبی دارد دنبال بهانه باشیم که دنبال هم بدویم و بخندیم ؟! نه تو که باشی هیچ سوالی پرسیده نمیشود . 
تو فقط باش ...فقط باش ... دلم با تو بودن را میخواهد ❤


  • عاشقانه شماره یک 
  • نویسنده الهه فاخته 

 

  • نوشته: elahe_fakhteh
  • بازدید : 177بار
  • انتشار : دوشنبه 06 اسفند 1397 - 0:49