close
دانلود آهنگ جدید

دکلمه

باغبانم باش دلنوشته و دکلمه الهه فاخته

باغبانم باش دلنوشته به همراه دکلمه

نوشته و صدا الهه فاخته

 

باغبانم باش

مثل گل هستم.
اگر پژمرده و بی حال شدم مثل آفتاب، برمن عشق بورز. آنگاه معجزه عشق را درمن خواهی دید که چگونه روز به روز شاداب تر می شوم.
مرا نادیده نگیر
چون باغبانی مهربان، روح مرا نادیده نگیر.
دل من، با دستهای مهربان تو میشکفد، آفتاب عشق ات را بر من بتابان، تا از شکفتن غنچه هایم روح تو را پر از نور خدا کنم.
این ما هستیم
من و تو!
عشق در من به تو خواهد رسید
و عشق درتو به من خواهد رسید
وما را از نور بینهایت سرشار خواهد کرد.
اگر این پیوستگی، در جریان باشد عشق بین مارا خالقمان تضمین خواهد کرد.
فقط کافیست تو باغبان خوبی باشی و من هم گل بودن خود را باور کنم.
یاحق
اسفند 1398

 

دانلود دکلمه mp3 , و دکلمه آپارات باغبانم باش در ادامه مطلب 

 

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 30بار
  • انتشار : شنبه 16 فروردين 1399 - 20:13
شعر زیبای بوم رنگ از کتاب صدای حق

شعر نو بازی رنگ ها و بوم رنگ

کتاب شعر صدای حق

شاعر الهه فاخته

 

 

رنگ و رنگ  ... 

بوم رنگ 

بازی رنگ در رنگ 

“ گاهی می کشی رنگی بر بوم 

تصویر هر چه باشد تو نقاشی

بد باشد می کشی طرحی نو 

تو خود سلطانی”.

 

رنگ و رنگ 

بازی سایه و رنگ 

سایه تک رنگ 

هارمونی میله های زندانم تک نیست 

تکرنگ می کند سرد احساس داغ مرا 

گاهی می گذارد کلاهی بر سر, شنلی بر دوش 

تا تمام حجم رنگ را پر کند از خود 

اما من می دانم, همه می دانند 

هویت رنگ نمی پذیرد پایان

من می دانم سبز, تکرنگ است

آبی, تکرنگ است 

اما سبز, آبی نیست

سبز و قهوه ای گاه پررنگ, گاه کمرنگ

می شود,جنگل سبز

آسمان آبیست با رنگ سپید, آسمانیست 

رنگ و رنگ, بازی رنگ

تکرنگ زیبا نیست

چون کبوتری مانده از جفت, سوا

در کوچ, خبری از تنهایی نیست

بی هراس, من دلم می خواهد پرواز کنم

بگذرم از جنگل, از دریا

آنجا, بالای ابرها  از آنجا, آسمان ,همیشه یکیست

یکرنگ است اما تکرنگ نیست, بی وفا نیست....

کاش می دانست آدم غافل, بدی... بی رنگ است!

تکی, تکرنگ

بوم نقاشی زیبا نیست با یک رنگ.

 

1390/08/30

شاعر الهه فاخته 

 

دکلمه شعر رنگ ها را با صدای بانو الهه فاخته در ادامه مطلب بخوانید 

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 9بار
  • انتشار : سه شنبه 05 فروردين 1399 - 2:20
شعر سپید آن روزها گذشت خاطرات شد

شعر سپید آن روزها گذشت شماره 55

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

 

1394/11/06

 

آن‌روزها گذشت

که ستاره ای چکید در آسمان شهر من

آن ذوق‌ها , جعبه‌های شیرینی

در هیاهوی کوچه‌های نسبتا نم‌ناک

از قطره‌های شوق ایرانی !

 

آن‌روزها گذشت

ذوق دیدن مسابقات جهانی , پشت جعبه جادویی برقی

گریستن از پیروزی یک مبارز و دیدن بوسه‌هایی سمت خدا ...

مدال‌های طلا و پرچم ایران

ذوق در صدای من و همسایه‌های کوچه یمان

 

آن‌روزها گذشت

احترام به پیرزنی در اتوبوس

برای نشستن روی صندلی شکسته آن

و احترام پیرزن به دختر تازه رسیده به سن بلوغ

آن‌گذشت‌ها , مهربانی‌ها

آن‌شوق‌ها

یک‌روز کسی بهترین بود میان مردم ما

و مردم ما حمایتش ‌کردند

شد ستاره ای و پر نور در کشورمان

ناگهان چه شد, غرور شهرت گرفته یقه تمام ستاره‌های ایران را

چشم باز کردیم و دیدیم ستاره دیگر نیست

آسمان کشورمان کم‌کم تاریک می‌شود و بدون ستاره .... انگار !

این عاقبت به خیریست ؟؟؟

آیا دملی ست که وقت ترکیدنش اکنون است ؟

آیا ترو خشک با هم می‌سوزند؟

نمی‌دانم این همان بعد هر سختی آسانیست ؟

که ستاره بعد تحمل سختی, رفته اند جای آسان‌تر ؟

جایی به جز کشورم ایران !

آسمان ایران بی‌فروغ شده است و فروغ هم دیگر نیست

 

بقیه شعر سپید آن روزها گذشته در ادامه مطلب 

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 19بار
  • انتشار : سه شنبه 05 فروردين 1399 - 0:21
شعر سپید آرزوی بیست سالگی با پاسخ دفتر 1394

 شعر سپید آرزو در بیست سالگی شماره 27

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

1394/01/31

 

سلام, ستاره صبح دم .. سلام !

چه خبر ؟ حالت خوب است ؟

( پنجره را باز کرده ام ... تا کمر خم شده ام )


سلام, ابر بهاری !

چه خبر , حالت خوبست ؟


پری دیدم شبیه بال قاصدک

گفتم : “ ای کاش قاصدک بودی ,

قاصد خوش خبر بودی !”

 

روی بام همسایه , فاخته ای با سوز خواند

گفتم خبر از فاخته می گیرم

کسی صدای مرا میشنود ؟!

که چو دیوانگان سلام میدهم به همه ... !

چه کنم , بی کسیست !

من, سلام به زیبایی خدا میدهم هر صبح ... جرم است ؟


ستاره چشمک زنان میخندد, میخندم

باور کن صبح شده است

اما من در رویای سرد دیشب, ماندم

پلکهایم سبک نشده اند... به دنبال یک نوید می گردم

که خوش کنم دل خود را !

به دنبال نشانه ای که بگیرد آرام, دل بیقرارم هر دم

 

 

دلم می خواهد بروم از این شهر شلوغ

بروم جایی پر درخت ... پر آب,و پر از فاخته های هوشیار !

بزنم سازی گاهی

بزنم فریادی

با صدای بلند .... گریه کنم

و نترسم از هیس گفتنهای زن همسایه !


دلم کمی معرفت می خواهد

که در دستان سبز درخت, میجویم

تا دلسرد نشوم از جستن

من از شلوغی شهر, دل سیرم .. د لخونم

دلم , سادگی خاک میخواهد

و صدای خروس, صبح گاه

صدای کرنش اسب و صدای باد, بین برگ ها

شب هنگام .. دلم سادگی میخواهد

نه از اندوه, بل ازتب گل

آهسته بخوانم با سوز , خسته ام از خستگی پر تکرار !

خسته ام از تخت

از گل های مصنوعی گلدان سبز


... بقیه شعر آرزوی بیست سالگی با دکلمه شاعر در ادامه مطلب ...

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 13بار
  • انتشار : دوشنبه 04 فروردين 1399 - 4:36
شعر آرزوی قطره و شکستن دل از کتاب و شاید عشق یک 1

 

شعر آرزوی قطره و دل شکسته

کتاب شعر و شاید عشق 1

شاعر الهه فاخته

 

یه روزی یه قطره بازیگوشی رفت سراغ دل ما

گفت :

آرزو داره کمی بزرگ بشه

روزی از روز گذشت

این دل کوچیک ما

روی شاخه

برگی از خاطره رو گذاشت روی شاخه شاد

 شعر نو آرزوی قطره و شکستن دل  به همراه دکلمه در ادامه ..

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 13بار
  • انتشار : چهارشنبه 14 اسفند 1398 - 21:20
شعر تو شاهی و من همون دختر چوپان از کتاب جونی جونی

 

شعر نو تو شاهی و من دختر چوپان

شاعر الهه فاخته

کتاب شعر جونی جونی یار جونی

 

 

تو شاهی و من همون دختر چوپان

که صبح .. کارش اینه

برو ای گوسفند نفهم

برو ، بگذر از مزرعه

زمین پاک و تو می جوی گندمش

نمی دونی این گندم مزرعه

واسه نونه و سیری گشنگی!

برو ای گوسفند نفهم

قسمتی از زمین مال ماست

حتی یک وجب ...!


بقیه شعر  به همراه دکلمه تو شاهی و من همون دختر چوپان به همراه دکلمه در ادامه مطلب 

 

 

  • نوشت : نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 114بار
  • انتشار : شنبه 28 ارديبهشت 1398 - 22:13