شعر سپید کوتاه غم

شعرواره چشمهایم را خاطره می گیرد 9

چشمهایم را دستهای خاطره می گیرد

تا نبینم یک گل , چگونه زیر پای عابری خشک میشود

دریغ از اینکه .. وقتی چشمهایم را گرفت

در گذشته , خاطره ای زنده شد

قلبی زیر پای مردی می میرد

 

خاطره , دستهایت را از چشمانم بردار

من سالهاست که درد میکشم .

 

 

  • الهه فاخته 
  • کتاب شعرواره های سپید من 
  • شعر شماره 9
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 8بار
  • انتشار : پنجشنبه 15 اسفند 1398 - 2:51
شعرواره آه دل شکسته 8

صبح بعد از بیداری

کنار پنجره می ایستی

با چشمانی غم آلود

فکر میکنی کسی که دلت را

شکسته است مدام نفرین کنی

دریغ!

همان لحظه که دلت شکست

پروردگارت دست به کار شد

خیالت راحت ...

دل شکسته فقط سمت خدا باز میگردد

  • الهه فاخته 
  • کتاب شعرواره های سپید من 
  • شعر شماره 8
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 6بار
  • انتشار : پنجشنبه 15 اسفند 1398 - 2:49
شعر دست های خاطر شعرواره ها شماره 9

چشمهایم را دستهای خاطره می گیرد

تا نبینم یک گل , چگونه زیر پای عابری خشک میشود

دریغ از اینکه .. وقتی چشمهایم را گرفت

در گذشته , خاطره ای زنده شد

قلبی زیر پای مردی می میرد

 

خاطره , دستهایت را از چشمانم بردار

من سالهاست که درد میکشم .

 

  • کتاب شعرواره های سپید من
  • شاعر الهه فاخته
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 135بار
  • انتشار : یکشنبه 05 خرداد 1398 - 0:49