مقدمه کتاب شعر الهه فاخته

مقدمه کتاب عاشقانه ها یی از جنس همدردی

نویسنده : بانو الهه فاخته

به نام او

چشمهایم را میبندم

میخواهم بوی دارچین را در چای داغ امروزم حس کنم. آرام مینشینم روبروی شمعی که

خاموش است.ذهن خسته ام را رها میکنم.

هیچ دقت کرده ای کودکان چقدر ناز دارند ناز میریزند؟

میخواهم امشب و همین اکنون ناز بریزم با نگاه شمعی که به نازم روشن می شود.

گاهی باید آرام بود.

الهه فاخته

با احترام و عشق

تقدیم به تمام کسانی که روح لطیفشان,

از بدی های روزگار زخمی شده است

و کسی قادر به درک دردهایشان نیست !

 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 43بار
  • انتشار : چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 - 22:44
مقدمه کتاب شعر گاهی

 

مقدمه کتاب شعر گاهی

شاعر الهه فاخته

 

با احترام,
تقدیم به تمام دوستداران شعر پارسی
و تمام کسانی که احساسات زیبایشان,
آرامش جان
همسفران زندگیشان شده است .

یا حق!
الهه فاخته

به نام خالق سلطان قلبها
الله
خدایا از تو چه پنهان ؟!
….. نگرانم
تو که کنارم هستی نمی ترسم ، اما عجیب نگرانم!
بنشینی!
میدانم محال است تو کنارم باشی و ساکت
این را هم خوب میدانم، رفاقت کردی که اسمت را رفیق گذاشتم آن هم تنها رفیق …
.قلب است دیگر
شکسته است
لبه اش تیز است
گاهی خودم را می خراشد
من امید نمی خواهم یقین میخواهم
بارالها ارامم کن …
آمین

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 38بار
  • انتشار : چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 - 19:10
مقدمه کتاب شعر جونی جونی یار جونی

مقدمه کتاب شعر جونی جونی

شاعر الهه فاخته

با نام او
ماه
ماه تابان
سلام
هربار که در اسمان بی کران الله، قرص کامل میشوی دستم را روی قلبم می گذارم و شروع می کنم به دعا کردن و ارزو کردن.
دستانم گرم میشود
ارام و سبک می شوم
دقیقا مثل ان هنگام که حقیقتی فاش می شود و ادم خیالش راحت می شود ، حق گرفتنی است…

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 35بار
  • انتشار : چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 - 19:7