کتاب شعرواره های سپید من - 2

شعر مهربانی از کتاب شعرواره های سپید من

تو چون فرشته مرگ

در کمین گرفتن جانم

و من بسان جوجه قناری تشنه

در انتظار قطره ای از دریای محبت تو

ما محتاج مهربانی هم هستیم

مهربان تر باشیم با هم

شاید فردای من و تو فرق کند

تو باشی و من بروم .

 

الهه فاخته 

کتاب شعرواره های سپید من 

شعر شماره 1

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 10بار
  • انتشار : پنجشنبه 15 اسفند 1398 - 0:8
مقدمه کتاب شعرواره های سپید من دلنوشته

به نام او

آن قدر دوستت دارم که نمیتوانم بگویم نفسم بند آمده است،

آخر مجنون هم که باشی یک روز نفست در سینه قفل میشود

هیهات که نمیدانی چه میکشم در سفری که قرار بود زودتر از موعد بیایی

امشب دلم چه قدر هوای آغوشت را کرده است

لباس گرم بپوش

اگر خاری به پایم رود ، دردش آنقدر نیست که تو را سوار بر شتر دروغ میبرند

آه پروردگارا به داد م برس سخت خسته هستم

دلم برای دستهای مهربانت

نگاه معصومت و چشمانی به ژرفای اقیانوست

دلم برای آغوش همیشه پر تپشت

تنگ شده است سخت تنگ شده است سختتتتتتتتتتت

  • الهه فاخته
  • مقدمه کتاب شعرواره های سپید من 
  • پ.ن: اشعاری از کتاب حذف یا اصلاح شده است
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 18بار
  • انتشار : چهارشنبه 14 اسفند 1398 - 23:17

یک زمان دل ارزش داشت

زیر آسمان خدا,

همه می ترسیدند که برنجانند دل را

چه شده ؟!

این زمانه همه دل را میفروشند به بهایی اندک



  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 64بار
  • انتشار : شنبه 25 خرداد 1398 - 23:16
شعر شاهزاده خیالی من شعرواره های سپید 63

شعر شاهزاده خیالی من

از کتاب شعرواره های سپید من

شاعر الهه فاخته

 

با صدای قمری کنار پنجره

بلند می شوم زخواب

چه باک از هراس پنجره؟

کنار رخت آویزه خاطره ... نگاه میکنم تو را

چه ساده ایستاده ای!

 

بقیه شعر شاهزاده خیالی من در ادامه مطلب بخوانید

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 68بار
  • انتشار : شنبه 25 خرداد 1398 - 23:13
شعر قصه عشق از کتاب شعرواره ها 64

شعر قصه عشق 

شاعر الهه فاخته 

تقدیم به شما خوبان ♥

 

باورم کن

من میان ذوق دستان خدا با دلم

قصه عشق را باور می کنم

 

یک روز,تو شنیدی عشق را از دلم

پر کشیدی چون گمان کردی

برای ماندن یک عشق , باید پرید

 

بقیه شعر قصه عشق در ادامه مطلب 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 73بار
  • انتشار : شنبه 25 خرداد 1398 - 23:8

باز روز دیگری می آید

عاشقانه ای دیگر میسازد

ومن در ماورای ذهن خسته ام, بتو می اندیشم

سادگی هایم را ببخش

گاهی نمیشود که بشود

وگاهی در نشودها میشود

دوستت دارم.

  • کتاب شعرواره های سپید من 
  • شاعر الهه فاخته
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 70بار
  • انتشار : شنبه 25 خرداد 1398 - 22:51
شعر دست های خاطر شعرواره ها شماره 9

چشمهایم را دستهای خاطره می گیرد

تا نبینم یک گل , چگونه زیر پای عابری خشک میشود

دریغ از اینکه .. وقتی چشمهایم را گرفت

در گذشته , خاطره ای زنده شد

قلبی زیر پای مردی می میرد

 

خاطره , دستهایت را از چشمانم بردار

من سالهاست که درد میکشم .

 

  • کتاب شعرواره های سپید من
  • شاعر الهه فاخته
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 154بار
  • انتشار : یکشنبه 05 خرداد 1398 - 0:49
شعر جوجه های گرسنه فاخته از شعرواره های سپید من

شعر نو درباره فاخته 

شاعر الهه فاخته

کتاب شعر واره های سپید من

 

چون فاخته ای دل شکسته و غمگین

نشسته ام بر سر شاخه خشک درخت

جوجه هایم گرسنه و نالانند

هر کسی آمد و راهی گفت ..... و رفت

راه ها بلدم لیک اکنون

جوجه هایم گرسنه شدند , چه کنم ؟

 

بقیه شعر نو درباره فاخته در ادامه مطلب قرار گرفته است

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 45بار
  • انتشار : شنبه 28 ارديبهشت 1398 - 0:37
شعری از کتاب شعرواره های سپید من
تقدیمی به مرتضی پاشایی عزیز
شاعر الهه فاخته

تقدیم به مرتضی پاشایی عزیزم


به خواب دیدم .. خواب تو را
که چه ناز می خندی
فرشته ای در گوشم خواند
او که زیبا می خواند ..
زیبا می خندد
من به حرفش خندیدم ..
از ته دل
و به زیبایی لبخند تو واشد , دل من
بگمانم نذری داری .. ی ا دعایی کردی
تو برای تن رنجور,
میجنگی با بد و خوب
مژده که پیروز شدی
بگمانم که شفا می گیری
تو بخوابم عاری از درد شدی
تو بخوابم از ته دل می خندیدی!


*این شعر برگرفته از خوابیست که قبل از فوت
مرتضی پاشایی دیدم *

  • شاعر الهه فاخته  
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 57بار
  • انتشار : جمعه 20 ارديبهشت 1398 - 16:36
شعر تقدیمی بانو الهه فاخته برای مرتضی پاشایی

شعر بانو الهه فاخته برای مرتضی پاشایی.
خدا بیامرزتش
انشالله که مارو هم شفاعت کنه


بخواب آروم گل زیبا


دلم میخواد که امشب
بسازم یک ترانه .بشینم پشت سازی که با دستهای تو ،قصه میگفت


تو فهمیدی عشق چیست
تو فهمیدی شکستن از پی یک آرزو چیست
تو فهمیدی ته دنیا همون عشقه ..عزیزم!


دلم میخواد تا خود صبح
بجنگم با غم بودن یا نبودن
اگه هرکی بفهمه عشق چی هست
بخواد زودی بره از این شهر
باید بگم کسی عاشق نباشه !
مثل تو ..اینقدر عجیب و عشق نباشه!


عجب رسمی شده
به هر کس عشق میدی..میره !
به هر کس دل میسپاری ... باز میره!


مگه خالق نگفت..رسم...مهربانیست
چرا هرکس مهربانتر شد ..باز میره؟!


من امشب ترس دارم عزیزم
اگه هرکی عاشقه . به دنیا دل نبنده
همین دنیا, ....  بدون عشق میشه


دلم میخواد امشب تا خود صبح
بشینم پشت ساز ات .بخونم ..گاهی برقصم با صدایت
شاید دلت سوخت اومدی دستم گرفتی
منو بردی تا اوج هستی
منو بردی تا ته خط
منو بردی ازین دنیای بی رحم.


دلم امشب هوایی شد.
دلم امشب برات نغمه سر داد .
مثه یک قناری, بال شکسته ...  تو قفس
هی میزنم توک به میله های سرد .


تو رفتی شهر گم شد
هوا لرزید از نبودت.
تو رفتی عشق گم شد
💜
با احترام .برای مرتضی پاشایی

  • شاعر الهه فاخته

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 43بار
  • انتشار : جمعه 20 ارديبهشت 1398 - 15:42
شعر سپید دلکم دل شکسته

 شعر سپید دل شکسته من 

کتاب شعرواره های سپید من

شاعر الهه فاخته 

 

گفتم دلکم با غم خود کرده چه تدبير؟

گفتي که نگو هيچ!

گفتم دلکم تاب ندارد

گفتي که نگو هيچ!

گفتم چه کنم هيچ نگويم؟

گفتي که نگو هيچ!

 

آنقدر نگفتم که سکوتم زد و تدبير شکست

شيشه قلب مرا, آن تير شکست

حال اگر به آهم تير رهاشد و دلت را بشکست

نگو که چه کردم که دلم سخت شکست! .

  • الهه فاخته
  • کتاب شعرواره های سپید من
  • شعر سپید درباره دل شکسته 

 
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 44بار
  • انتشار : جمعه 20 ارديبهشت 1398 - 1:33
 شعر دل شکسته کعبه اینجاست مسلمان که تو آوارش کردی

شعر نو درباره کعبه 

شاعر الهه فاخته

 

به خدایم گفتم که چرا خاموشی

در پریشانی احوال خدایی دارم

گفت:

من به آن رازی که تو نمیدانی و من میدانم

لب فروبستم و خاموش شدم

گفتم چیست ؟ هیچ نگفت

اما گفت: بگذر از راز

کعبه اینجاست که من باشم و تو

کعبه اینجاست مسلمان که تو آوارش کردی

 

کعبه این دل بود که

گمان کردی نیست خدایی در آن

تو شکستی دل را ...

کعبه کجاست؟! .

 

  • الهه فاخته 
  • کتاب شعرواره های سپید من
  • شعر شماره 3 - شعر کعبه

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 61بار
  • انتشار : دوشنبه 09 ارديبهشت 1398 - 22:14
شعر دی ماه از کتاب شعرواره های سپید من

شعر نو درباره ماه دی 

شاعر الهه فاخته

 

دی ماهم☃❄️

گرچه سردم اما یکرنگم !🌬

سردی من از من نیست

خالقم میخواهد بنماید من را سرد

سرنوشتم این نیست

گر خانه های دلتان گرم شود🔥

خاطرات گرم شود🔥

و به یک لبخند🙂

قلب خسته یک زن بتپد👸

و به یک دست, روح زخمی یک مرد آرام بگیرد🤴

سردی نیست

آهای دختر گیسو بلند , بیا یلدا

آمدنم را فریاد بزن💃

آمدم که تلنگر بزنم💗💓

 

گرچه ماه سردم لیک...

دلت سرد مباد

و چه گرمایی بالاتر از عشق!❣

عاشق باش!💕

 

دی ماه

الهه فاخته

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 39بار
  • انتشار : دوشنبه 09 ارديبهشت 1398 - 21:42