close
دانلود آهنگ جدید
کتاب شعرواره های سپید من
سایت رسمی الهه فاخته
نکند بزند تیری بر قلب که فروماند از تپش ثانیه ها ما به نبض های پر مهر محتاجیم ما به همدیگر محتاجیم نزنیم.. نشکنیم اندوه به هم ندهیم گرچه محتاج محبت هستیم .. سینه را خالی از مهرو صفا کرده ایم گول زده ایم خود را که شاد و با صفا هستیم از دل یک انسان نفع خود می گیریم و مهم نیست انگار , ماجرای دل یک انسان است ! وقتی فقط بخود فکر کنیم دل بریدن آسان است دوست باشیم ... مهر بورزیم تا که پیروز شویم از وعده شیطان رجیم یعنی ... بی انتقام عاشق باشیم کتاب شعرواره های سپید من  شاعر الهه فاخته  ,, چهارشنبه 29 آبان 1398,, کپی اشعار بدون ذکر نام شاعر الهه فاخته ممنوع است
img
الهه فاخته
مشاهده مطالب سايت

الهه فاخته

الهه فاخته
سایت رسمی الهه فاخته
به سایت رسمی الهه فاخته خوش آمدید ♥      الهه فاخته  ( مستعار ) متولد 1366 شاعر معاصر و نویسنده و استاد رزمی ست.   تاکنون چند کتاب شعر نوشته است از جمله کتاب شعر گاهی انتشارات مایا و کتاب شعر فاخته و دفتر 1394 که بصورت ناشر مولف به چاپ رسیده است .    کتاب شعر جونی جونی یار جونی که شامل اشعار محاوره و شعر معروف لالایی که دکلمه آن در کانال آپارات موجود است .    دیگر اشعار ایشان که دارای مجوز می باشند بخاطر ایرادات جزیی در حال اصلاح است و در آینده در قالب مجموعه کتاب به چاپ خواهد رسید .      الهه فاخته دوبار در سن 18 و 30 سالگی عمر دوباره یافته است .      پینوشت : زندگی آنقدر ها هم پیچیده نیست که دنبال دلیلش بگردیم . شاد بودن , عاشق بودن و حال خوب داشتن و درستکار بودن شاید نتیجه سختی هایی باشد که هر انسانی در زندگی خود خواهد داشت که بالاخره به آن خواهد رسید .      می خواهم پرواز کنم چون پرنده ای آزاد رها و اوج بگیرم تمام شاعرانگی من در حس مشترک است حسی بین قلب من و تو من به پرواز ایمان دارم یا حق !       اینستاگرام : @elahe_fakhteh   تلگرام : @elahe_fakhteh   آپارات : aparat.com/elahe_fakhteh   کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که برای فروش آماده هستند 1- کتاب شعر گاهی ( انتشارات مایا ) 2- کتاب شعر فاخته 3- کتاب دفتر سال 1394  کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که بخاطر تغییرات در وزن اصلاح شدند و در یک مجموعه شعر جمع آوری شده اند که به زودی به چاپ می رسد . 1- کتاب شعر صدای حق 2- کتاب شعر و شاید عشق 1 3- کتاب شعرواره های سپید من 4- کتاب شعر جونی جونی یار جونی 5- کتاب دلنوشته عاشقانه هایی برای همدردی برای خرید کتاب های الهه فاخته به مدیریت سایت پیام بدید
مدير سايت
img
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی... بی تو از خدا هیچ نخواهم هرگز.
کتاب وشاید عشق
تو و من سوگولی قلب خداییم .
کتاب صدای حق
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی .. معرفت با یک نفر عشق .. اوج باور تو به من است.
کتاب شعرواره های سپید من
غصه بی رحم ترین قصه این دنیاست.
کتاب شعرواره های سپید من

شبکه های اجتماعی الهه فاخته

الهه فاخته

صفحه نخست سایت
img
شنبه 25 خرداد 1398 ساعت 23:16

یک زمان دل ارزش داشت

زیر آسمان خدا,

همه می ترسیدند که برنجانند دل را

چه شده ؟!

این زمانه همه دل را میفروشند به بهایی اندک



شنبه 25 خرداد 1398 ساعت 23:13

با صدای قمری کنار پنجره

بلند می شوم زخواب

چه باک از هراس پنجره؟

کنار رخت آویزه خاطره ... نگاه میکنم تو را

چه ساده ایستاده ای!



شنبه 25 خرداد 1398 ساعت 23:8

باورم کن

من میان ذوق دستان خدا با دلم

قصه عشق را باور می کنم

 

یک روز,تو شنیدی عشق را از دلم

پر کشیدی چون گمان کردی

برای ماندن یک عشق , باید پرید

شنبه 25 خرداد 1398 ساعت 22:51

باز روز دیگری می آید

عاشقانه ای دیگر میسازد

ومن در ماورای ذهن خسته ام, بتو می اندیشم

سادگی هایم را ببخش

گاهی نمیشود که بشود

وگاهی در نشودها میشود

دوستت دارم.

  • کتاب شعرواره های سپید من 
  • شاعر الهه فاخته
یکشنبه 05 خرداد 1398 ساعت 0:49

چشمهایم را دستهای خاطره می گیرد

تا نبینم یک گل , چگونه زیر پای عابری خشک میشود

دریغ از اینکه .. وقتی چشمهایم را گرفت

در گذشته , خاطره ای زنده شد

قلبی زیر پای مردی می میرد

 

خاطره , دستهایت را از چشمانم بردار

من سالهاست که درد میکشم .

 

  • کتاب شعرواره های سپید من
  • شاعر الهه فاخته
شنبه 28 ارديبهشت 1398 ساعت 0:37

چون فاخته ای دل شکسته و غمگین

نشسته ام بر سر شاخه خشک درخت

جوجه هایم گرسنه و نالانند

هر کسی آمد و راهی گفت ..... و رفت

راه ها بلدم لیک اکنون

جوجه هایم گرسنه شدند , چه کنم ؟

جمعه 20 ارديبهشت 1398 ساعت 16:36
شعری از کتاب شعرواره های سپید من
تقدیمی به مرتضی پاشایی عزیز
شاعر الهه فاخته

تقدیم به مرتضی پاشایی عزیزم


به خواب دیدم .. خواب تو را
که چه ناز می خندی
فرشته ای در گوشم خواند
او که زیبا می خواند ..
زیبا می خندد
من به حرفش خندیدم ..
از ته دل
و به زیبایی لبخند تو واشد , دل من
بگمانم نذری داری .. ی ا دعایی کردی
تو برای تن رنجور,
میجنگی با بد و خوب
مژده که پیروز شدی
بگمانم که شفا می گیری
تو بخوابم عاری از درد شدی
تو بخوابم از ته دل می خندیدی!


*این شعر برگرفته از خوابیست که قبل از فوت
مرتضی پاشایی دیدم *

  • شاعر الهه فاخته  
شعر تقدیمی بانو الهه فاخته برای مرتضی پاشایی
جمعه 20 ارديبهشت 1398 ساعت 15:42

شعر بانو الهه فاخته برای مرتضی پاشایی.
خدا بیامرزتش
انشالله که مارو هم شفاعت کنه


بخواب آروم گل زیبا


دلم میخواد که امشب
بسازم یک ترانه .بشینم پشت سازی که با دستهای تو ،قصه میگفت


تو فهمیدی عشق چیست
تو فهمیدی شکستن از پی یک آرزو چیست
تو فهمیدی ته دنیا همون عشقه ..عزیزم!


دلم میخواد تا خود صبح
بجنگم با غم بودن یا نبودن
اگه هرکی بفهمه عشق چی هست
بخواد زودی بره از این شهر
باید بگم کسی عاشق نباشه !
مثل تو ..اینقدر عجیب و عشق نباشه!


عجب رسمی شده
به هر کس عشق میدی..میره !
به هر کس دل میسپاری ... باز میره!


مگه خالق نگفت..رسم...مهربانیست
چرا هرکس مهربانتر شد ..باز میره؟!


من امشب ترس دارم عزیزم
اگه هرکی عاشقه . به دنیا دل نبنده
همین دنیا, ....  بدون عشق میشه


دلم میخواد امشب تا خود صبح
بشینم پشت ساز ات .بخونم ..گاهی برقصم با صدایت
شاید دلت سوخت اومدی دستم گرفتی
منو بردی تا اوج هستی
منو بردی تا ته خط
منو بردی ازین دنیای بی رحم.


دلم امشب هوایی شد.
دلم امشب برات نغمه سر داد .
مثه یک قناری, بال شکسته ...  تو قفس
هی میزنم توک به میله های سرد .


تو رفتی شهر گم شد
هوا لرزید از نبودت.
تو رفتی عشق گم شد
💜
با احترام .برای مرتضی پاشایی

  • شاعر الهه فاخته

 

جمعه 20 ارديبهشت 1398 ساعت 1:33

 

گفتم دلکم با غم خود کرده چه تدبير؟

گفتي که نگو هيچ!

گفتم دلکم تاب ندارد

گفتي که نگو هيچ!

گفتم چه کنم هيچ نگويم؟

گفتي که نگو هيچ!

 

آنقدر نگفتم که سکوتم زد و تدبير شکست

شيشه قلب مرا, آن تير شکست

حال اگر به آهم تير رهاشد و دلت را بشکست

نگو که چه کردم که دلم سخت شکست! .

  • الهه فاخته
  • کتاب شعرواره های سپید من
  • شاعر الهه فاخته
  • کتاب شعرواره های سپید من
 شعر دل شکسته کعبه اینجاست مسلمان که تو آوارش کردی
دوشنبه 09 ارديبهشت 1398 ساعت 22:14

به خدایم گفتم که چرا خاموشی

در پریشانی احوال خدایی دارم

گفت:

من به آن رازی که تو نمیدانی و من میدانم

لب فروبستم و خاموش شدم

گفتم چیست ؟ هیچ نگفت

اما گفت: بگذر از راز

کعبه اینجاست که من باشم و تو

کعبه اینجاست مسلمان که تو آوارش کردی

 

کعبه این دل بود که

گمان کردی نیست خدایی در آن

تو شکستی دل را ...

کعبه کجاست؟! .

 

الهه فاخته 

کتاب شعرواره های سپید من

شعر دی ماه از کتاب شعرواره های سپید من
دوشنبه 09 ارديبهشت 1398 ساعت 21:42

دی ماهم☃❄️

گرچه سردم اما یکرنگم !🌬

سردی من از من نیست

خالقم میخواهد بنماید من را سرد

سرنوشتم این نیست

گر خانه های دلتان گرم شود🔥

خاطرات گرم شود🔥

و به یک لبخند🙂

قلب خسته یک زن بتپد👸

و به یک دست, روح زخمی یک مرد آرام بگیرد🤴

سردی نیست

آهای دختر گیسو بلند , بیا یلدا

آمدنم را فریاد بزن💃

آمدم که تلنگر بزنم💗💓

 

گرچه ماه سردم لیک...

دلت سرد مباد

و چه گرمایی بالاتر از عشق!❣

عاشق باش!💕

 

الهه فاخته

img