کتاب شعر و شاید عشق یک

شعر غمی دارم از کتاب شعر و شاید عشق یک

شعر نو غمی دارم 

کتاب شعر وشاید عشق یک 

شاعر الهه فاخته

 

 

پر زغم هستم ، و فریادم

برآن دروازه ی زیبای پر آیین رسید

مرا فریاد کم بود از پس آن رعد غم آور

مرا ناله توان بر هم زدو نالان و درمانده

در این صبحدم پاییز رویایم , خموشم کرد

 

) من روزه می گیرم در این شب ها (

 

بقیه شعر نو غمی دارم در ادامه مطلب ...

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 60بار
  • انتشار : شنبه 28 ارديبهشت 1398 - 0:46
شعر گفتمانی کبوتر و صدف و آزادی وشاید عشق 1

شعر نو گفتگوی کبوتر و صدف 

رهایی از قفس و حکمت و عشق خداوند 

شاعر الهه فاخته 

کتاب شعر و شاید عشق یک

 

صبح یک کبوتر از قفس پرواز کرد

آرزوی تازه ای آغاز کد

رفت سمت ساحل دریای دوست

جز صدف چیزی ندید

گریه کردو رازی از دل را گشود

گفت :

بارالها، مهربان

روزی آن گنجشک پیر

گفت : خالق زیبای ما

در ساحل است

آمدم ساحل ولی اینجا نبودی مهربان

چه تفاوت می کند این قفس یا آن قفس!

 

بقیه شعر نو کبوتر و صدف و آزادی در ادامه مطلب می باشد

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 44بار
  • انتشار : جمعه 27 ارديبهشت 1398 - 1:18