الهه فاخته - مطالب ارسال شده توسط eajoorloo

شعر شهرت بر در این خانه حلقه می زند

 

شعر شهرت زن

 

شهرت بر در این خانه حلقه میزند 

تا که باشد بنده این پیرِ زن


پیر راهم, خشم آلود از نگاه شهوتم

خسته از بایدهای ظالمان حسرتم


شهرت, رنگ می بازد از بدی

ناز نازان, خوب خوبان

می شود شهرت, حلقه کرده بر دلم


بقیه شعر شهرت در ادامه ... 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 10بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 16:10
راز خلقت رنگ ها

دیشب چیزی فکر من را بخود مشغول کرد.
داستان از آنجایی شروع شد که میخواستم بفهمم اگر رنگ گلدان سفید باشد تاثیر مثبتی بر رشد گلهایم دارد یا خیر!

متوجه مطلبی شدم. با رسم یک شکل. در آن رنگ سیاه اینگونه تعریف شده بود که سیاه تمام رنگهارا جذب میکند.
بعد از رسیدن نور به سطح جسم، رنگی که منعکس میشود رنگ آن جسم هست.
مثلا موز..
رنگ موز زرد نیست اما وقتی رنگ سفید که مجموعه ای از تمام رنگهاست به آن میخورد، پوست موز فقط رنگ زرد را برمی گرداند بخاطر همین زرد دیده میشود.

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 12بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 16:5
شعر عاشقانه شکر ریز و افسون گر نگاهت

شکر ریز و افسون گر نگاهت

چو گل , رعنا و ... مغرور , چشمهایت

چه بیهوده کسی باشد که جز تو یار دارد


چه عطریست د لبستگی بر تو

که هر چه از وصفت بگویم

هر چه از حسن جمالت شعر گویم

نیست آ نچه باید باشد و تو در یقین زیباتری

گرچه بی وفا هستی ولی عیب از تو نیست

خو برویان بی وفا هستند

خوب رویان این چنین اند !


گر گوشه چشمی, نگاهی بر من مسکین بیاندازی

من تو را بت می کنم

 

من نگاهت را به قابی می زنم

هر شب و هرروز, نگاهت می کنم

گرچه دنیایت از دنیایم سواست

لیک هر چه باداباد

چون فاخته,عاشقانه ... نگاهت می کنم


  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر فاخته 
  • شعر نو شماره 7
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 28بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 3:50
شعر عشق پاک و خال هندو

خال هندو را کشید

بین ابرو تا بگوید مظهر زیبایی است !!!

 

گل پیکر شهر آشوب شهر من

می برد صبر از دل بی کینه ام

 

عشق پا برجای من, نا تمام

تا ته دنیا برای حاجتی, من میدوم

 

مثل آن یوسف, عشقم نابِ ناب

حیا دارم اما زلیخا را به دامانم نگه دارم ؟

 

معمای خیال تو, بدون پاسخ است ای یار

ندانم چیست پاسخ ولی ایمان به او دارم

 

ای فاخته, سخن باید نکو باشد

عشق پاک , آیین دگر دارد ....


  • 1394/6/30
  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر فاخته 
  • شعر شماره 6
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 10بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 3:48
چشم های پر غم فاخته شعر کوتاه

افسوس که راز پنهان در چشمها نمایان

رخ میدهد غمی سخت, در دیدگانِ گریان

 

ای خالق دو عالم, لطفی به حال من کن

اینجا خبر ندارند از حال دردمندان

 

این غم در نگاهم, راز دلی شکسته ست

طعنه زدن چه سود است

آن گاه که دل , عبوس است ؟

 

این رسم بی وفائیست

عاشقِ د لشکسته , مرهم نیست برایش

 

مار خموش در کام

نیش می زند با کنایه

اما چه سود دارد !

جز سنگینی نگاهی کز ظلم یار , ثقیل است

 

افسوس که راز پنهان , دردی نهفته دارد

این درد در نگاه است

فاخته ... بیگناه است

*گلایه از کسانی که می گویند چشم هایم غم دارد *


  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر فاخته 
  • شعر شماره 5
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 8بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 3:46
شعر چون سها در آسمان چشم تو کتاب شعر فاخته

چون سها در آسمان چشم تو گم گشته ام 

بی محبت از دلم رد می شوی


تو شهاب میبینی و گم می شود نور کمم

بی مهابا آرزویم میشوی


سود تو از بی محبتی با من چه بود ؟

میسوزد دلم با رسم تو


هرصبح, زودتر, بر می خیزم ز خواب

تا که شاید باد , اخبار مرا سویت برد


این چه رویای قشنگیست , صبح دم

با امید باد, با امید یک خبر بر می خیزم ز خواب

من دعایت می کنم این صبح دم

گر ببینی, چون من .. کسی مشتاق دیدار تو است


ای فاخته, دعای صبح گاهی

مستجاب می شود زودتر از هر دعا

پس دعایی کن  .... صبح شد , وقت حاجت است !


  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر فاخته 
  • شعر شماره 4
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 7بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 3:42
شعر شاید صلاح کار خداست بی تابم

شاید صلاح کار خداست , بیتابم 

نشسته ام و چرا چرا میپرسم !


باید که فکر کنم درست است همه چیز

شاید که حکمت اوست , کارم


شاید که فرو بریزد این بیتابی !

یادش بخیر کرشمه او که با آه است


یک ناز از دل و یک تیر از کمان بی رحمش

فاصله من تا حکمت حق کجاست تا به کجا !

این کجا و آن کجا و حرف ناگفته کجاست ؟!


نگو که بخواب در این بیتابی

که فاخته اگر بخوابد گناه کار است


به حکمت حق , چشم فرو نمیبندم

شاید ..

راه باز شود ببیند ز چشم بیدارم


فاخته , گناه تو از ندانستن حکمت اوست

چه بیتاب می ماند دل گنه کارم


کسی که مسیرش به حکمت اوست

تا آخرت به بیتابی , گرفتار است


  • 1394/6/30
  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر فاخته 
  • شعرنو شماره 3
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 17بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 3:38
شعر تمام می شود روز محنت و غم

تمام می شود روز محنت و غم

تمام می شود درد دوری و هجر

نوید می دهم طلوع فردا را

که همسفر خوب من از راه معرفت آمد

التیام دلشکسته را اکنون , به دست یار با وقار دادم

به مژده , صدا می زنمت

و, می گویم :

تمام شد ... تمام !

تمام شد , روز محنت و غم ,فاخته !


  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر فاخته 
  • شعرنوکوتاه شماره 2
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 10بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 3:37
شعر نو تو سجاده به دوش می رفتی

 

شعر سجاده به دوش از الهه فاخته

غرور و خود پسندی

 

تو سجاده به دوش میرفتی 

کنایه می زدی که من از خدا دورم

ندیده ای که چرا چشم غم دارم ؟

تو از بهر خدای خودت, طعنه زدی

اما

خدای تو , خود توست ...

خود مغرورت !

تو زهد فروشی و کاسب

خریدار ...

زیاد

من نخریدم دروغ تو را که اینچنین شده ام

شکسته در دل خود در ماورای ذهن غمگینم

تو , دل فروخته ای

گمان می کنی که دل دادی ؟

دروغ گویی عزیز دلم

 

  • 1394/6/30
  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر فاخته
  • شعرنو شماره 1
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 12بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 3:34
مقدمه کتاب شعر فاخته چه شد که شاعر شدم

سلام . چگونه شد که شاعر شدم

 

سال اول راهنمایی بودم . قلم بسیار ضعیفی داشتم . دختر آرام و کم حرفی که تمام نمراتش 20 بود به جز انشا .. جلسه آخر معلم انشا چنان تیکه ای بارم کرد که با گرفتن نمره 9 , ذوقم به اشک تبدیل شد چرا که همیشه کمتر از 5 میگرفتم

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 12بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 3:26
شعر بلند چه تلخ از کتاب شعر صدای حق

خداوندا همان ساقی

که روزی مست کردم از بوی نگاه او

وفا دزدید و یادش رفت روزی در آغوشش کسی خندید


  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 8بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 3:11
شعر در تنهایی عشق رویای شکستن من شد

خداوندا بزرگی کن

نگذار دل عاشق بگرید چند باره

دلم تنها و غمگین است خدایا

شبی گفتی که عاشق شو

شبی می گریی از ناکامی این دل!

چه رسمی دارد این دل

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 7بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 0:10
یک زن هستم , دختری درون من است

من یک زن هستم 

نویسنده نوشته الهه فاخته

 

من یک زن هستم !

وقتی وارد دهه چهارم زندگی خود شدم و سی سالگی را چشیدم متوجه شدم آنقدر پخته و آبدیده شده ام که حتی می توانم به جوانتر از خودم کمک کنم یا پندهایم این بار برای بزرگتر از خودم نیز مفید خواهد بود . پندهایی که حاصل تجربه ای از زندگی سختم بود.

و این با تجربه بودن, و این فهیم بودن یعنی زن بودن . 

زن بودن یعنی آهسته گریه کردن ولی به کار خود ادامه دادن 

زن بودن یعنی فداکاری کردن , بخشیدن گناهان بزرگ دیگران , جبران کردن , خود بودن ,خود را شناختن و با خود واقعی زندگی کردن . و این فرقی نمی کند که مجرد باشی یا متاهل !!

اما ... 

 

 

بقیه متن من یک زن هستم در ادامه مطلب 

 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 74بار
  • انتشار : سه شنبه 20 اسفند 1398 - 2:26
کرونا فرشته مرگ یا تلنگر به خود آمدن - دلنوشته

با نام پروردگار مهربانم 

که این روزها با خیال راحت اسمش را به زبان می آورم 

این روزها , همان روزهاییست که آرزو می کردم , از زبان هر انسانی بشنوم . خدا ... خدا ... خدا 

 

چیزی که این روزها ترس در دل آدمها انداخته است یک موجود بسیار کوچک و مرموز است که با چشم قابل دیدن نیست ... کرونا !

یاد همان کودک تنهای گم شده ای می افتم که از ترس اطرافیانش , به جاهایی می رود که نمی داند و فقط می رود و از ترس دیگران آنقدر به اینور و آنور می خورد که می شکند و می شکند و می شکند !

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 34بار
  • انتشار : یکشنبه 18 اسفند 1398 - 2:53
شعر عشق و عاشقی از کتاب صدای حق الهه فاخته

 

شعر عشق و عاشقی

شاعر الهه فاخته

کتاب شعر وشاید عشق 1

 

عشق, رنگ خود باوری لحظه اوست

عشق, بین فاصله ها رنگ دل است

عشق, هر لحظه به یادیست که آرام بگیری از او !

 

بقیه شعر عشق و عاشقی در ادامه مطلب قرار گرفت

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 17بار
  • انتشار : جمعه 16 اسفند 1398 - 3:48
شعر مرا ببخش از کتاب شعر صدای حق

 

شعر عاشقانه مرا ببخش

شاعر الهه فاخته

 

مرا بخشای اگر کم بوده ام در لحظه های غمگینت

مرا بخشای تو ای معشوقه قلبم

خدا می داند این قلبم چه می گوید !

 

بقیه شعر عاشقانه مرا ببخش در ادامه مطلب ... 


 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 26بار
  • انتشار : جمعه 16 اسفند 1398 - 3:25
شعر بانوی من از الهه فاخته کتاب صدای حق

 

شعر نوشت بانو 

نویسنده الهه فاخته

 

گرچه دنیا, این جهان فانی آوارگان

بد جفاکار است و من بر دست آن !

لیک ای بانوی من، بانوی زیبای خدا

غصه کم کن ای شده در راه حق

خالق زیبای ما این راه را کم می کند

 

بقیه شعر نوشت بانو در ادامه مطلب قرار دارد

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 27بار
  • انتشار : جمعه 16 اسفند 1398 - 3:15
شعر اگر بار دیگر آمدم دنیا کتاب صدای حق

 

شعر اگر یکبار دیگر به دنیا می آمدم

شاعر الهه فاخته

 

اگر یکبار دیگر آمدم دنیا

نگذار تنهایی سخت میان آدمها هیاهویی به پا

دارد

که دلها را فرو بلعد

و نگذارد کسی بر دیگری مهری, لبخندی

مهربانی دارد و تو نگریی از سبک دل بودن آنها!

 

بقیه شعر اگر یکبار دیگر به دنیا می آمدم در ادامه مطلب ... 

 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 24بار
  • انتشار : جمعه 16 اسفند 1398 - 3:7
شعر دل من باز می شکند از کتاب صدای حق

 

شعر دل من باز شکست 

شاعر الهه فاخته

 

و صبح فریاد کشید

دو کبوتر بال زدند

جاده عریان و کبوترها مست

عشق بازی را بیاموز که دل

شهرت صدساله به سر می دارد!

 

بقیه شعر دل من باز شکست در ادامه مطلب ... 

 

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 11بار
  • انتشار : جمعه 16 اسفند 1398 - 2:53
شعر من با خدا از کتاب صدای حق

احساس میکنم دردی فزون تر

سینه ام را می فشارد

درد را در سینه می گیرم

می دوم, پای عریان

در شبی برفی

ماه نمی خواهم

من عاشق نورم , خدا را دیده ام

باز سیلی خوردم

امان از دل خدایا...

قلب من از سنگ نیست

اما سنگ می زنند

زندگی خانه و ویلا و سرگرمی نبود !

زندگی روشن شدن از محفل عشاق بود

من که یار و یاورم یزدان بُوَد

پا برهنه قصد رفتن کرده ام .

 


  • آخر سال 1390
  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر صدای حق 
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 9بار
  • انتشار : جمعه 16 اسفند 1398 - 2:51