close
دانلود آهنگ جدید
مقدمه کتاب عاشقانه هایی از جنس همدردی
سایت رسمی الهه فاخته
مقدمه کتاب عاشقانه ها یی از جنس همدردی نویسنده : بانو الهه فاخته به نام او چشمهایم را میبندم میخواهم بوی دارچین را در چای داغ امروزم حس کنم. آرام مینشینم روبروی شمعی که خاموش است.ذهن خسته ام را رها میکنم. هیچ دقت کرده ای کودکان چقدر ناز دارند ناز میریزند؟ میخواهم امشب و همین اکنون ناز بریزم با نگاه شمعی که به نازم روشن می شود. گاهی باید آرام بود. الهه فاخته با احترام و عشق تقدیم به تمام کسانی که روح لطیفشان, از بدی های روزگار زخمی شده است و کسی قادر به درک دردهایشان نیست !    مقدمه فصل…,, یکشنبه 06 بهمن 1398,, کپی اشعار بدون ذکر نام شاعر الهه فاخته ممنوع است
img
الهه فاخته
مشاهده مطالب سايت

الهه فاخته

الهه فاخته
سایت رسمی الهه فاخته
به سایت رسمی الهه فاخته خوش آمدید ♥      الهه فاخته  ( مستعار ) متولد 1366 شاعر معاصر و نویسنده و استاد رزمی ست.   تاکنون چند کتاب شعر نوشته است از جمله کتاب شعر گاهی انتشارات مایا و کتاب شعر فاخته و دفتر 1394 که بصورت ناشر مولف به چاپ رسیده است .    کتاب شعر جونی جونی یار جونی که شامل اشعار محاوره و شعر معروف لالایی که دکلمه آن در کانال آپارات موجود است .    دیگر اشعار ایشان که دارای مجوز می باشند بخاطر ایرادات جزیی در حال اصلاح است و در آینده در قالب مجموعه کتاب به چاپ خواهد رسید .      الهه فاخته دوبار در سن 18 و 30 سالگی عمر دوباره یافته است .      پینوشت : زندگی آنقدر ها هم پیچیده نیست که دنبال دلیلش بگردیم . شاد بودن , عاشق بودن و حال خوب داشتن و درستکار بودن شاید نتیجه سختی هایی باشد که هر انسانی در زندگی خود خواهد داشت که بالاخره به آن خواهد رسید .      می خواهم پرواز کنم چون پرنده ای آزاد رها و اوج بگیرم تمام شاعرانگی من در حس مشترک است حسی بین قلب من و تو من به پرواز ایمان دارم یا حق !       اینستاگرام : @elahe_fakhteh   تلگرام : @elahe_fakhteh   آپارات : aparat.com/elahe_fakhteh   کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که برای فروش آماده هستند 1- کتاب شعر گاهی ( انتشارات مایا ) 2- کتاب شعر فاخته 3- کتاب دفتر سال 1394  کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که بخاطر تغییرات در وزن اصلاح شدند و در یک مجموعه شعر جمع آوری شده اند که به زودی به چاپ می رسد . 1- کتاب شعر صدای حق 2- کتاب شعر و شاید عشق 1 3- کتاب شعرواره های سپید من 4- کتاب شعر جونی جونی یار جونی 5- کتاب دلنوشته عاشقانه هایی برای همدردی برای خرید کتاب های الهه فاخته به مدیریت سایت پیام بدید
مدير سايت
img
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی... بی تو از خدا هیچ نخواهم هرگز.
کتاب وشاید عشق
تو و من سوگولی قلب خداییم .
کتاب صدای حق
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی .. معرفت با یک نفر عشق .. اوج باور تو به من است.
کتاب شعرواره های سپید من
غصه بی رحم ترین قصه این دنیاست.
کتاب شعرواره های سپید من

شبکه های اجتماعی الهه فاخته

الهه فاخته

صفحه نخست سایت
img
چهارشنبه 25 ارديبهشت 1398 ساعت 22:44

مقدمه کتاب عاشقانه ها یی از جنس همدردی

نویسنده : بانو الهه فاخته

به نام او

چشمهایم را میبندم

میخواهم بوی دارچین را در چای داغ امروزم حس کنم. آرام مینشینم روبروی شمعی که

خاموش است.ذهن خسته ام را رها میکنم.

هیچ دقت کرده ای کودکان چقدر ناز دارند ناز میریزند؟

میخواهم امشب و همین اکنون ناز بریزم با نگاه شمعی که به نازم روشن می شود.

گاهی باید آرام بود.

الهه فاخته

با احترام و عشق

تقدیم به تمام کسانی که روح لطیفشان,

از بدی های روزگار زخمی شده است

و کسی قادر به درک دردهایشان نیست !

 

 

مقدمه فصل پنجم از کتاب عاشقانه هایی از جنس همدردی

بسمه تعالی

مقدمه

اين کتاب را بخاطر درخواست يک عزيزي نوشته ام که برگرفته از دردهاي واقعي آدمهاست …!

چند وقت پيش يک پدر در اينستاگرام, از من خواست چيزي بنويسم که به درد جوانهاي ما بخورد

. به او گفتم بايد از يک روانشناس يا نويسنده رمان بخواهد داستاني را بنويسد که مناسب اين قشر باشد

. اما او گفت: » جوانهاي ما بخاطر کم تجربگي و احساسات بي شمار و سرکش خود دچار گرفتاريهايي مي

شوند که اگر کسي مثل شما کمکشان کند شايد اسير اين گرفتاريها نشوند . بهرحال شما شاعر هستيد و

احساسات لطيفي داريد و آنها را بهتر درک مي کنيد .«

آن لحظه با لحني خشک جواب آن عزيز را دادم اما بعد از اين موضوع دو کتاب شعر نوشتم که

تا حدودي ناخواسته به حرف ايشان ارتباط داشت . کتاب گاهي و مهرباني اينست .

يک روز صبح, ناگهان فکري به ذهنم خطور کرد . دلم خواست دلنوشته هايم را به چاپ برسانم

اما دلنوشته هايم بسيار پراکنده و چندي از آنها مرتبط به يکديگر نبود .

چيزي شبيه يک جرقه ذهنم را بيدار کرد .

خود را در جايگاه يک مونس و همدرد قرار دادم . چيزي که هميشه با من بود و جز ويژگي هاي

من محسوب مي شود . ويژگي که باعث مي شد آدمهاي پر درد با گفتن جمله چه شده تمام دردهاي خود

را براي من فاش کنند .

اين بود که تصميم گرفتم فراخواني در اينستاگرام خود قرار دهم و بخواهم از دوستان عزيزم

که هر کدام در زندگي خودشان سختي و خستگي داشته اند به صورت خصوصي با من حرف بزنند و از

درد خود براي من بگويند . راستش چيزي که دلم را قرص مي کرد, نامه اي بود که در سن چهارده سالگي

براي يکي از همکلاسي هاي خود نوشته بودم . دختري بنام محبوبه از من خواست نامه اي بنويسم تا

بعد از خواندن نامه خودکشي کند . من هم دليلش را نميدانستم که چرا از من خواسته بود . احساس کردم

ممکن است هنوز هم دليلی زندگي کردن داشته باشد . ايشان هيچ چيزي به من نگفت . اما من خوب يادم

هست در دو برگه پشت و رو براي ايشان نامه اي در اصل توماري نوشتم که پر از حياط و زندگي در آن

جريان داشت . طوري که نامه من را به همه نشان داد و حتي از اينکه مي خواست خودکشي کند خجالت

کشيد . و احساس آن دختر براي من هنوز پر رنگ است …

جالب است که بدانيد ايشان به من سماجت کرد تا حتما يک اسم مستعار براي خودم انتخاب کنم تا صاحب

امضاي شعري شوم . اين پيشنهاد را معلم فارسي سال دوم راهنمايي يعني در سن سيزده سالگي به من

پيشنهاد داده بود ولي من اعتماد به نفس استفاده از آن را نداشتم . همين شد که اسمم را هستي گذاشتم

چون توانستم به يک نفر زندگي دهم . بعدها به دلايلي خاص اسم مستعار خود را به فاخته تغيير دادم .

گاهي يک حرف, يک لبخند, يک نگاه يا يک عکس مي تواند زندگي را در جريان خود قرار دهد .زندگي

ايستاده را ! یا حق!

الهه فاخته

دوستان عزیز اشعار و دلنوشته ها و داستان های الهه فاخته را با اسم شاعر کپی کنید و حق کپی رایت را رعایت فرمایید ...نظرات
ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
img