دلنوشته سی سالگی به قلم بانو الهه فاخته

دلنوشته سی سالگی به قلم بانو الهه فاخته

دلنوشته سی سالگی برای سی ساله ها 

و عزیزانی که وارد دهه چهارم زندگی خود شده اند 

نویسنده الهه فاخته

 

زاده ۲۶ دی ماه هستم
در تقویم نوشته اند فرار شاه
اما هرچه برایم پیش آمد این بود:
بهترین هایی در زندگیم رفتند تا با بدترین ها بجنگم 
اما دوسال است باز هم بهترین ها رفتند آن هم یهویی
دی ماه ۹۵ پلاسکو
دی ماه ۹۶ سانچی 
آتش چنان برد که حتی استخوانی نماند ! 
چون پرواز روح

و من ... امسال وارد دهه سی شدم

 

بقیه دلنوشته سی سالگی در ادامه مطلب ..

 

 

سرم را که پشتم برمیگردانم
بلا و مصیبت و سختی 
تجربه.پختگی .قدرت و متانت میبینم
احساس می کنم هنوز هم خاص هستم
چون میخواهم خاص باشم
احساس می کنم وارد مرحله جدیدی از زندگیم شده ام
اصلا چیزی نمیخواهم
لباس.لاک.رژلب.شال و روسری رنگی.حتی دفتر شعرم فقط چندبرگ و یک قلم کافیست برایم!
وای که چقدر انتخاب کردن را دوست دارم حتی انتخاب یک فنجان !

دلنوشته سی سالگی


امسال برای اولین بار معنی حال خوب را فهمیدم!
معنی لذت و انتخاب را!
آه که چقدر این دنیا پر از لهب و لعب است!
باشد که کسی نیستم اما.... به ارزشمندی خود پی برده ام!
آری من... الهه روزهای سخت ..این روزها معنی حمایت خداوند را بیشتر فهمیده ام
گرچه بگویم معجزه های زندگیم کم نیستند اما سی سالگی معنی عشق خداوند را فهمیدم و عمیقا فهمیدم❤ 
شاید نتیجه اعتماد و تسلیم بودن به اوست که هرچه میکنم اول او را میبینم.. من صدای جانم خداوند را میشنوم وقتی صدایش می کنم!
دعای این روزهایم شده است: خداوندا مرا در لحظه لحظه زندگیم یاری فرما و حتی یک لحظه نیز مرا به حال خویش نگذار 
آمین یا رب العامین

دلنوشته سی سالگی


و در پایان : سی‌سالگی برای‌من دوران بازنشستگیست!
راستش اگر رفیق یا همدمی بخواهم برای حس خوب است و حال خوب! 
دیگر همدم غصه های آدم ها نمیشوم .. اینبار فقط نگاهشان میکنم و می گویم : زندگی پر فراز و نشیب است .روزی آنقدر قوی میشوی که رد شدن از آن برایت راحت تر می شود اما عمر هم می گذرد پس در لحظه لحظه زندگیت زندگی کن و اجازه نده سختی ها رگ حیات تو را بخشکاند! تسلیم نشو و صبر کن و تحمل کن این هم می گذرد اما از راهت نیز لذت ببر.
باور کن در سی سالگی آن قدر خود را غنی و بی نیاز میبینم که اگر اکنون لحظه مرگم فرا برسد هیچ چیز قلب مرا برای‌ماندن نخواهد ارزاند همه را به خدا میسپارم و میروم!

دلنوشته سی سالگی


برای‌زندگی راحت تر و ارزشمندتر . باید سعی کنی تا قبل از سی سالگی بارت را ببندی و بعد از آن زمان بهره بردن از تلاش است.
فقط فقط فقط خودت را غرق نکن.. نه در غم نه در خوشی
قانون حد وسط تو را سعادتمند خواهد کرد

و اینکه به اندازه ای برای‌کسی لطف کن که به سمتت می آید نه گام بزرگ بردار نه گام کوچک..اول بسنج تا این ترازو تو را وارونه نکند .. او را دور نکند.

دلنوشته سی ‌سالگی به قلم الهه فاخته 

 دلنوشته سی سالگی


 دلنوشته سی ‌سالگی :

بالاخره ۲۶ دی ماه رسید و من وارد سی‌سالگی شدم.
سی‌سالگی تحولی عظیم در درون هر انسانیست .
و من از عمر سی‌ساله بیست و نه سال را در مصیبت و بلا و سختی بوده ام و یکسال را در خلا... !

به اندازه ای خود را به مرگ نزدیک احساس می کنم که اگر دستم را دراز کنم فقط کمی با نوک انگشتانم فاصله دارد مرگ!

هر کسی بمن گفت زمان زود می گذرد و بی رحم است باور نکردم اما بیست و پنج سالگی را که رد کردم دیدم ای وای جوانی ام کجا می رود؟
هدف داشته باش و یادت باشد هر موفقیتی تاوانی دارد. نباید تسلیم شد.
در این دنیا مدرک داشتن حرف اول را میزند اما برای‌زندگی کردن خوب ببین، خوب بشنو و کم حرف بزن.
بد کسی را نگو و بد برای کسی نخواه
بیش از حد محبت نکن
حد وسط را رعایت کن تا تعادل در روح تو حل شود.
عشق بورز و براحتی اعتماد نکن
به قول عزیزی هر کس نان دلش را میخورد.خوب باش اما بیش از حد نباش
بیش از حد خوب،بیش از حد پرتلاش،بیش از حد جدی ، بیش از حد نباش کمتر از حد هم نباش

دلنوشته سی سالگی


امیدوارم حامی خوبی داشته باشی که دلت را قرص کند در راهی که انتخابش کردی .ادم بی پشتیبان ، خدا را دارد اما خدا مدام می آزماید هوشیار باش اگر به او ایمان داری.

دلنوشته سی‌ سالگی به قلم الهه فاخته 

ژانویه 2017

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 189بار
  • انتشار : جمعه 17 خرداد 1398 - 21:55