close
دانلود آهنگ جدید
شعر فریاد بی پاسخ از کتاب صدای حق مقدمه
سایت رسمی الهه فاخته
به نام مهربانترین مهربان   من از طوفان می ترسم من از بی رحمی این باد، می ترسم چرا باید بترسم ؟ منم فاخته آزاد آزادم ولی از رعد می ترسم من از بغضی که سنگین است ... می ترسم   صدای رعد می گوید منم چون تو ، دلم فریاد می خواهد کمی باران,کمی اشک می خواهد دلم می خواهد نترسم از کنایه که پیرم کرد با سختی ها خدایا !   دلم می خواهد امشب زار زار همپای رعد بگریم   دلم امشب هوای مرگ دارد هوای پر زدن با اشک دارد دلم امشب هوای دیگری هست دلم امشب می خواهد بگرید نکن فریاد ای ابر دلم می ترسد از…,, یکشنبه 24 آذر 1398,, کپی اشعار بدون ذکر نام شاعر الهه فاخته ممنوع است
img
الهه فاخته
مشاهده مطالب سايت

الهه فاخته

الهه فاخته
سایت رسمی الهه فاخته
به سایت رسمی الهه فاخته خوش آمدید ♥      الهه فاخته  ( مستعار ) متولد 1366 شاعر معاصر و نویسنده و استاد رزمی ست.   تاکنون چند کتاب شعر نوشته است از جمله کتاب شعر گاهی انتشارات مایا و کتاب شعر فاخته و دفتر 1394 که بصورت ناشر مولف به چاپ رسیده است .    کتاب شعر جونی جونی یار جونی که شامل اشعار محاوره و شعر معروف لالایی که دکلمه آن در کانال آپارات موجود است .    دیگر اشعار ایشان که دارای مجوز می باشند بخاطر ایرادات جزیی در حال اصلاح است و در آینده در قالب مجموعه کتاب به چاپ خواهد رسید .      الهه فاخته دوبار در سن 18 و 30 سالگی عمر دوباره یافته است .      پینوشت : زندگی آنقدر ها هم پیچیده نیست که دنبال دلیلش بگردیم . شاد بودن , عاشق بودن و حال خوب داشتن و درستکار بودن شاید نتیجه سختی هایی باشد که هر انسانی در زندگی خود خواهد داشت که بالاخره به آن خواهد رسید .      می خواهم پرواز کنم چون پرنده ای آزاد رها و اوج بگیرم تمام شاعرانگی من در حس مشترک است حسی بین قلب من و تو من به پرواز ایمان دارم یا حق !       اینستاگرام : @elahe_fakhteh   تلگرام : @elahe_fakhteh   آپارات : aparat.com/elahe_fakhteh   کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که برای فروش آماده هستند 1- کتاب شعر گاهی ( انتشارات مایا ) 2- کتاب شعر فاخته 3- کتاب دفتر سال 1394  کتابهای مجوز گرفته شده الهه فاخته که بخاطر تغییرات در وزن اصلاح شدند و در یک مجموعه شعر جمع آوری شده اند که به زودی به چاپ می رسد . 1- کتاب شعر صدای حق 2- کتاب شعر و شاید عشق 1 3- کتاب شعرواره های سپید من 4- کتاب شعر جونی جونی یار جونی 5- کتاب دلنوشته عاشقانه هایی برای همدردی برای خرید کتاب های الهه فاخته به مدیریت سایت پیام بدید
مدير سايت
img
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی... بی تو از خدا هیچ نخواهم هرگز.
کتاب وشاید عشق
تو و من سوگولی قلب خداییم .
کتاب صدای حق
منتخبی از اشعار الهه فاخته
عشق یعنی...سرنوشتی که مرا اورد به زندگیت
کتاب شعر وشاید عشق
عشق یعنی .. معرفت با یک نفر عشق .. اوج باور تو به من است.
کتاب شعرواره های سپید من
غصه بی رحم ترین قصه این دنیاست.
کتاب شعرواره های سپید من

شبکه های اجتماعی الهه فاخته

الهه فاخته

صفحه نخست سایت
img
جمعه 28 تير 1398 ساعت 16:59

به نام مهربانترین مهربان

 

من از طوفان می ترسم

من از بی رحمی این باد، می ترسم

چرا باید بترسم ؟

منم فاخته

آزاد آزادم

ولی از رعد می ترسم

من از بغضی که سنگین است ... می ترسم

 

صدای رعد می گوید

منم چون تو ، دلم فریاد می خواهد

کمی باران,کمی اشک می خواهد

دلم می خواهد نترسم از کنایه

که پیرم کرد با سختی ها خدایا !

 

دلم می خواهد امشب زار زار

همپای رعد بگریم

 

دلم امشب هوای مرگ دارد

هوای پر زدن با اشک دارد

دلم امشب هوای دیگری هست

دلم امشب می خواهد بگرید

نکن فریاد ای ابر

دلم می ترسد از این خشم طوفان

دلم خیس است بس است باران !

 

چه سخت است این شب ، شب سرد

کنار هیزم خیس اتاقم

نه کبریتیست نه گرمایی, نه پتویی

که گرم دارم دلم را در اتاقم

نه اینکه خانه سرد است ای شب سرد

بل این دل, سردِ سرد است ای شب سرد!

 

دلم میگفت شکستم ، خستم

زمان میزد کنایه از بر من

تو ای دختر حیا کن ، دست بردار

بنوش از جام مرگ و بال بگشای

چه راه سخت و سردیست در شبهای اتاقم

اتاق خالص تنهایی من

 

چه قدر سخت است خندیدن در اینجا

تحمل کردن و باز لبخند و لبخند

 

چه قدر سخت است دل را گرفتن

گذشتن از میان سنگهای سخت بی دل

چه قدر سخت است شکستن... ماندن

ولی تو را افسانه دیدن

 

من امشب سردی ام کرده است ای مه !

هوا سرد است ، زمین سرد است و دل سرد

نمی دانم که گرمای اتاقم, به عشق کیست روشن

 

زمانیکه دلم را می زند چنگ

زمان می خندد بهر دل من

برو دختر.. برو که جای تو نیست

زمین سخت است ، دلها سخت تر

 

می زند فریاد در کوچه شب , قاصدک:

برقص ای دختر گیسو پریشان

بخند ای صاحب چشمان بی باک

منم آن دختر گیسو پریشان

شدم آواره پس کوچه شب ... هر شب

 

خداوندا چه جرمیست عاشقانه در پی یاری دویدن

بگذار زمان نیشش بخندد هی بخندد

بگذار که آدم هی بگوید هی بگوید

منم آن سرخ تن از خارهای حرف مردم

من آنقدر خسته ام ای بار الها

بگذار که آدم هی بگوید هی بکوبد !

من پای بسته ، اسیر دست خویشم

اسیرم ، من اسیر این زمانم

زمان بگذشت پیر گشتم

ولی رویم همیشه سرخ گون است

 

چه دنیای عجیبیست

راست گویی ! به تو ایمان ندارند

دلم سُرخست... تنم خونین حرفست

دگر آهن شدم از بهر این حرف

زمان می خندی از بهر دل من ؟

که تو رفتی ولی جا مانده ام من!

زمان گیر دادی ، گیر دادی

 

پریشان حال هستم از آن شب

که ازکوچه گذر کردم, و یارم

سبب شد تا ببینم روی ماهش

خداوندا چه دنیای عجیبیست

که راهم سخت تر گشت وقتی

که گفتم عاشقم, من درد دارم

خداوندا بگیر از من جهان را

جهان من دلم بود ای خدایا

دلم بشکست ، رویم ندیدند

سیه گوشان عالم ، باز خندیدند

 

خداوندا چو مجنونی، رهایم کن به دشتی

که دشت خاکیان ، گرگی ندارد

همین کوچه ، همین خاک و همین آب

همین عابر ، همین شهر, همین جا ... گرگ دارد

 

من از طوفان می ترسم

من از سرمای بی مهری

من از رعد و شب تاریک, می ترسم

من از فریاد بی پاسخ ,می ترسم

امشب آرزو دارم بمیرم

این مرگ باید بداند

در این دنیا کسی عاشق شود باید بمیرد

چون اینجا عشق را می فروشند

به ناچیزی و بی مهری!

در این دنیا عشق تنها مهریست

که از دل نه ولی از لب می نوازد

 

من امشب خسته هستم بارالها !

کمی بر من نظر کن

 

من از طوفان شب ، بسیار می ترسم.

من از فریاد بی پاسخ, می ترسم.

  • الهه فاخته
  • کتاب شعر صدای حق

یا حق!

دوستان عزیز اشعار و دلنوشته ها و داستان های الهه فاخته را با اسم شاعر کپی کنید و حق کپی رایت را رعایت فرمایید ...نظرات
ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
img