شعر نو تو سجاده به دوش می رفتی

شعر نو تو سجاده به دوش می رفتی

 

شعر سجاده به دوش از الهه فاخته

غرور و خود پسندی

 

تو سجاده به دوش میرفتی 

کنایه می زدی که من از خدا دورم

ندیده ای که چرا چشم غم دارم ؟

تو از بهر خدای خودت, طعنه زدی

اما

خدای تو , خود توست ...

خود مغرورت !

تو زهد فروشی و کاسب

خریدار ...

زیاد

من نخریدم دروغ تو را که اینچنین شده ام

شکسته در دل خود در ماورای ذهن غمگینم

تو , دل فروخته ای

گمان می کنی که دل دادی ؟

دروغ گویی عزیز دلم

 

  • 1394/6/30
  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر فاخته
  • شعرنو شماره 1

*شاید این هم راهیست که باید طی شود *

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 14بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1398 - 3:34
  •