شعر نو فاخته دل دیوانه تو چه مرهم دارد

شعر نو فاخته دل دیوانه تو چه مرهم دارد

فاخته ... دل دیوانه تو چه مرهم دارد ؟
آ نچه در مدت هجر تو کشیدم, کم نیست
آن چه از حیله دشمن به سرم آمد , کم نیست


تو که شیرین دهنی,
تا که راهت بر گذر من دیوانه فتاد
تلخ شدی , چون زهری ... نوش شدی
دل دیوانه چه وهمی دارد ؟
تقدیر من اکنون , چه حاصل دارد ؟


من که در خلوت خویش, یاد زلف تو می افتم همه دم
تصویر رخ ات , کار هر روز من است در بوم خیالم
دل من افسانه این دوران است
من چه کردم که زبانت , شده مار
می زند نیش به قلبم.. آری
هیچ دوایی .. ندارد که ندارد

 

  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر فاخته 
  • شعر نو کوتاه عاشقانه شماره 41
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 7بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 اسفند 1398 - 23:48