مقدمه دفتر 1394 دلنوشته

مقدمه دفتر 1394 دلنوشته

با نام خالق خوب مطلق
الله
مقدمه


این بار از دست خودم خسته ام
از این که « نه » نمی گویم و اینکه چه قدر به من می گفتند : .. نه بگو ! و من فکر می کردم بلدم که « نه » بگویم اما الان که به گذشته ام بر می گردم , متوجه شده ام که اصل توان انجام دادنش را نداشتم و بعضی ها آن را نه تصور کردند .


و من چه قدر از ناراحت کردن آدم ها می ترسم , اما واقعا گاهی بخاطر نه گفتنم , توقع را بالا بردم و ناراحتیشان بی دلیل است و چه خنده دار است که من کم کم به سی سالگی نزدیک می شوم و تازه « نه » گفتن را یاد گرفته ام .


و عجیب احساس می کنم بیشتر عمرم سپری شده و به پایان عمرم نزدیک میشوم شاید ده سال .. ! فقط ده سال زمان دارم تا الله را از خود خشنود تر سازم


شاید ...
شاید هدف از آمدن , تلاش برای ساختن خود است ... باید خود ساخته باشی تا قلبت پر از عشق شود .
این دنیا دنیای تلاش است .. باید تلاش کنی یا تحمل کنی , یا تاوان موفقیتت را بدهی تا برسی به اوج قله هایی که الله مقابلت ایستاده و به تو لبخند می زند .


و من چه قدر از دل خود دلگیرم ...


  • 1394/2/23
    دلنوشته به قلم الهه فاخته
  • مقدمه دفتر 1394
    یا حق !
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 28بار
  • انتشار : جمعه 23 اسفند 1398 - 0:11