شعر سپید به دل شکسته گفتم چرا گرفته گفت تو ندانی

صفحه نخست سایت الهه فاخته 

شعر سپید به دل شکسته گفتم چرا گرفته گفت تو ندانی

شعر سپید شماره 46

دفتر شعر 1394

شاعر الهه فاخته

 

1394/05/17

به دل شکسته گفتم : که چرا گرفته ای ؟

گفت : تو ندانی از غم من !

گفتمش : بگو بدانم که گناه نیست اینکار

گفت : راز سربسته گران است , ممکن است فاش گویی , غم من زیاد گردد !

پیش از آنکه شرم داری, بروم ز اهل این خاک

به دل شکسته گفتم : مگر الله نیست با تو  که چنین گرفته هستی ؟

گفت : دل ...  شکسته است , به خدا چه درد گویم ؟

عاشقم کرد خداوند

اشتباه دل بی قرار یار است که مدام پی گناه است !

به هوس دمی به این است

به هوس دمی به آن است

اشتباه اسیر کرده است

من که باورم نمی شد , شکستم و گناه کردم

غفلت از الاه کردم !!

چه بگویم که من, درعشق اشتباه کردم

عشق ...  هدیه الهی ست

نه برای یک نفر بل که برای دوست داریست

 

بارالها, غم چشم من گران است

من گناه کردم

دل به که سپردم اینبار ؟

تو گناه من ببخشای که من اشتباه کردم

شنبه : 17/5/94 ( دم اذان )

شاعر الهه فاخته

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 9بار
  • انتشار : دوشنبه 04 فروردين 1399 - 23:45