شعر بیا بریم سفر یه جای پر درخت

شعر بیا بریم سفر یه جای پر درخت

شعر ساده درباره سفر و دل شکسته ها

کتاب شعر جونی جونی یار جونی

 

شاعر الهه فاخته

 

1391/07/28

بیا بریم سفر , یه جای پر درخت

شاید جزیره ای دور

شاید فقط یه قایق روی دریا .. بشه جزیره ی ما

 

بیا بریم سفر

ای یار مهربون , دستای گرمتو , صدباره بوسه زد

این موج دلنواز .. موج سفید روز

یکباره خسته شد .. این دل .. دل من

    بی عبور از لحظه های تلخ

 

بیا بریم سفر

از صفر تازه کن

این خستگی هنوز , سربار دست توست

باشه که شیشه ایه قلب  نازکت

اما دلِ رها ... صدباره تازه شو

                در اوج خستگی

شاید یه روز بود , یک روز پر امید

میثاق دست توبا این دل خموش

شد راه تازه مندر بیکران خالص نور

شاید خدا هنوز

جانی نهاده در این سینه

ولی ای جان, جان من

مشتاق سفر شدم

تا کجا ؟

 

بیا بریم سفر

شاید که تازه شه

این رگهای سرد بی امید !

شاید دوباره شهر

پر از رنگ شد

رنگ سرخ قلب

ای یار ساکتم با من بیا

رها ..       رها شو در آسمان پر نگین

شاید یه روز

با هم به اوج عرف خدا  بریم

دروازه ی خیال نزدیکه برای این سفر

 

ای یار باوفا بیا

چون یوسف شکسته دل از بی رحمی برادران

بیا سوی حق ... سوی دل

شاید قلبهای شکسته با هم

شکل عدد شوند .. یک .. یک

تنهاو یک شوند

شاعر الهه فاخته

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 18بار
  • انتشار : سه شنبه 05 فروردين 1399 - 4:28
  •