دختر کابلی دلنوشته ای به قلم الهه فاخته از کتاب عاشقانه هایی

دختر کابلی دلنوشته ای به قلم الهه فاخته از کتاب عاشقانه هایی

دختر کابلی دلنوشته 

از کتاب الهه فاخته

 

از مقابل آینه می گذرم .

مینشینم تا صفحه ای سفید را باز کنم و در آن خاطره ای را بنویسم .

هیچ فکر نمی آید به ذهنم . و لحظات پر تکرار یکی پس  هم می گذرد .

دختری کابلی پیامی به من می دهد .

 

بقیه دختر کابلی در ادامه مطلب

 

*     سلام

o       سلام

*     این عکس هایی که برام فرستادی عکس چه کسیه ؟

o       وای الهه جان ، چه قدر سرد و نامهربان هستی ، یک دختر دیگر .... کسی مثل تو ... عکسی مثل عکسهای تو

به فکر کردم ( به جرم ندیدن زیبایی ام سرد و نا مهربان هستم ؟ آخر همه زیبا هستند )

*     زیباست ! من که زیبا نیستم .........

o       با نگاه دیگران ببین ....

*     همه می گن زیبا هستم اما آینه .... چیز دیگری میگه

o       آن آیینه را بشکن !

 

دختر کابلی

آن آیینه را بشکن و با نگاه دیگران ببین ،

گاهی بهتر از به حرف دیگران دل بدهی ،

آدمها همیشه دروغ نمی گویند .


  • یا حق
  • الهه فاخته
  • دختر کابلی 
  • از کتاب دلنوشته‌هایی ازجنس همدردی
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 14بار
  • انتشار : چهارشنبه 03 ارديبهشت 1399 - 23:40