مراقب رومینا هایمان باشیم ! پدر و مادر عزیز بخوان

مراقب رومینا هایمان باشیم ! پدر و مادر عزیز بخوان

مراقب رومینا هایمان باشیم ! پدر و مادر عزیز بخوان

 

دلنوشته ای که برای رومینا اشرافی دختر مظلوم 13- 14 ساله نوشتم  در ( پست شماره 413 )با استقبال خوبی روبه رو شده است در لینک تصمیم گرفتم در این متن کمی با شما عزیزانم گفتگو کنم !

سیزده چهارده سالگی یک دختر , سخت ترین بحران زندگی اش است ! بعضی ها آن را آرام میگذرانند و بعضی ها طوفانی ! 

این سن برای یک دختر با نوسانات بسیاری همراه است . 

در مقاله شماره 425   تحت عنوان خوشبختی با ذات زن و مرد ! و همچنین در مقاله شماره 410  ( با عنوان خوشبختی چیست و خوشبخت کیست ) به این نکته اشاره کرده بودم که زنان فطرتی آرام دارند و این یعنی یک زن اولین چیزی که به دنبالش می گردد و ذاتا میخواهد آن را داشته باشد آرامش است , زنی که بدون آرامش بخواهد به لذت برسد دچار بحرانهای روحی و بیماری های روحی و افسردگی میشود . این مثال را در اطرافیان خودتان می بینید .

 

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید .. 

 

 

یک دختر هم با همان ذات اولین چیزی که نیاز دارد آرامش است ! و اگر این آرامش از او سلب شود یا کافی نباشد او آرامش را در بیرون از خانه یا در چیزی یا در کسی یا در جایی می گردد . و به اولین حس خوبی که میرسد دست میبرد و آن را نگه میدارد تا آرامش خود را حفظ کند 

  • گاهی بخاطر سخت گیری های بیش از حد پدر یا مادر به ظاهر یا روابط و بر هم خوردن تعادل این سخت گیری , دختر به فکر شاهزاده سوار بر اسبی می افتد که بیاید و او را با خود ببرد و این ناآرامی آنقدر ادامه پیدا میکند که او هیچ بهانه ای برای ماندن پیدا نمی کند ! و این میشود که ترجیح میدهد فقط برود ! با کسی یا بدون کسی فقط برود . راهش خیلی ساده است . اگر یک دختر از مادر یا پدرش , غرق محبت شود هرگز و هرگز تحت هیچ شرایطی حاضر نمیشود خانه پدری اش را بدون پدر یا بدون داشتن مادر ترک کند ! و آن هم یک چیزی است ! آغوش   بارها به مادرهای شاگردانم گفته ام آنها را حداقل یکبار در روز در آغوش بگیرید , لازم به گفتن هیچ حرفی نیست , این آغوش یعنی آرامش ! 
  • گاهی آرامش در خانه حکم فرماست اما آنقدر این آرامش تکراری و بدون هیجان است که دختر میخواهد تجربه دیگری را امتحان کند که با روزمرگی هایش فرق کند فقط زمانی میفهمد که چقدر خانه آرامش داشته که او ناآرامی را تجربه کند ! این است که با وجود فراهم کردن آرامش در خانه , ممکن است یک دختر بخصوص در اوج بلوغ خود یعنی همین 13 - 14 سالگی به دنبال لذت بردن باشد . مثلا بازیگوشی کند و با دروغ گفتن و به اصطلاح پیچاندن پدر یا مادر , اعتماد آنها را به دست آورد و بتواند لذت ببرد چرا که فکر میکند اگر والدینش بفهمند آرامش او را بهم میزنند و او نمیتواند لذت ببرد . چرا که لذت با آرامش خوشبختی است و روح انسان به این سمت گرایش دارد ! راهش ساده است رفاقت!   پدر یا مادری که با دختر یا پسرش رفیق باشد و او را به چشم دوست و رفیق خود ببیند , ایمن بودن او را تضمین میکند و فرزند , برای آرامش , آغوش مادرش را میشناسد و برای لذت بردن هم کلامی با پدرش را می داند ! پس به راحتی گول حرف های بیمار گونه افراد هم جنس یا ناجنس بیرون از خانه را نمیخورد !
  • گاهی وقت ها پدر ها و مادرها , آنقدر به فرزندشان توجه میکنند که او را خسته میکنند و گاهی که این توجه بخصوص از افراد بیرون خانواده به او کم میشود یا نمیشود , آرامشش بهم میریزد و عصبی و کلافه و تند خود میشود . 
  • گاهی وقت ها هم برعکس است , مادر و پدر اصلا به استعداد فرزندشان توجهی نمیکنند و علاقه ای ندارند خود را درگیر مسائل فرزندشان کنند و به آرامش و لذت خودشان بیشتر اهمیت میدهند و نقش دایه را برای فرزند خود دارند 
  • گاهی بعضی از اولیا , خصوصیات منفی بارزی دارند که باعث ایجاد ناامنی در فرزند میشود . و فرزندی که خوب تربیت شده باشد , به دنبال یک روزنه امید و کلام امید بخش میگردد و به خودش دلداری میدهد و اگر کسی مثل مربی یا دوست در کنارش نباشد ممکن است , آینده خودش را به خطر بیاندازد ! بعضی از اولیا میگویند رقابت نکن چون ممکن است ببازی ! فقط درس بخوان برو دانشگاه و ازدواج کن و بچه دار شو و برای فرزندت تصمیم بگیر ! خب این یک رویای بدون مشکل و راحت است , بدون استرس ! 
  • تربیت مهم است , تربیت دو بخش دارد اول آموزش و دوم عادت ! اول باید آموزش دهی و بعد آنقدر نظارت کنی تا به آن تربیت عادت کند , تربیت میتواند از شستن پاها بعد از آمدن به منزل باشد یا خواندن نماز و روزه گرفتن .. این تربیت ها شاید ظاهرا مهم نباشند اما فرزندی که تربیت میشود , به قول شازده کوچولو اهلی میشود . و کسی که اهلی میشود در این دنیا میتواند برای هر مشکلی یک راهی پیدا کند چون اینگونه یاد گرفته است . و تجربه کسب کرده است . 

وقتی میگوییم مراقب دختر 13-14 ساله خود که در اوج بلوغ است , حساس و زودرنج است , احساسات در او قوی تر است باشید یعنی فقط کنترلش کنید , او را در آغوش بگیرید و رفیقش باشید . اگر این دختر را از کودکی هم تربیت کنید که یک انسان بالغ موفق و سالم خواهد شد ! 

به خاطر داشته باشید اگر هزار بار کلمه عاشقانه و محبت آمیز به او بگویید جای یکبار در آغوش گرفتن را نمیگیرد ! 

دختران و زنان اول آرامش میخواهند و وقتی به آرامش برسند به دنبال لذت میروند این ذات آنهاست در حالیکه پسران و مردان دقیقا برعکس هستند . 

مادر عزیز ! 

پدر عزیز ! 

باغبان خوبی باش ! 

هیچ باغبانی گلی را که ریشه هایش گلدان را پر نکرده , به گلدان جدید انتقال نمیدهد . 

پس تا دختر شما به قدر کافی زندگی و لذت دوره های رشد خود را نداشته او را وارد دنیای متاهلی نکنید ! 

با صبر و کمی تامل و مشورت در شرایط بحرانی , میتوانید بهترین تصمیم و کنترل را داشته باشید .

به امید اینکه فرزندانی شادو سالم به این دنیای فانی بدهیم , دنیایی که هیچ کس از عمر زنده ماندنش خبر ندارد !

یا حق

الهه آجرلو - فاخته

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 58بار
  • انتشار : جمعه 09 خرداد 1399 - 19:6