هنگامیکه گمان میکنی نمیشود که نمیشود دلنوشته

صفحه نخست سایت الهه فاخته 

هنگامیکه گمان میکنی نمیشود که نمیشود دلنوشته

هنگامیکه گمان میکنی غیر ممکن است که بشود 

نمیشود که نمیشود !

 

این درخت روی تخته سنگی روییده است

فقط میشود قدرت خدا را فهمید.


منطق ما برای فهمیدن خداوند ناقص است

او اتفاق را ایجاد میکند وما به دنبال علت آن میگردیم

وهمیشه در شگرف هستیم!

 

این درخت رابخاطر بسپار

هنگامیکه گمان میکنی غیر ممکن است که بشود

یا غیر ممکن است که نشود!

 

دلنوشته نمیشود که نمیشود در ادامه مطلب ..

 

 

 

این روزها

کنار پنجره بیا

پرده هارا کنار بزن

و به قله آن کوه زیبا بنگر

بنگر و لذت ببر

از آنچه یاهو آفریده است.


ناامید نشو

او میداند چه شده

در اوج بی قراری و غم و دلشکستگی صدایش بزن

آنگاه که در سختی بی پایانت، زار وناتوان ماندی

واو را از ته قلب یاد کردی

بانویی از انتهای اندامت بر میخیزد

خود را به سر پراز ذکر خداوندی ات میرساند و تاجی بر سرت مینهد!

 

انگاه معجزه های زندگیت یکی پس از دیگری رخ میدهد!

 

اینست که میگویند دربرابر دل شکسته و جدایی سخت خویش صبر کن و خدا را صدا بزن و اورا به بزرگی یاد کن، تا پاداش بگیری

این پاداش صبر و ایمان توست!

 

این روزها ایمانت را ازدست نده

پنجره را باز کن

به قله زیبای کوه بنگر

نفس بکش

نفس بکش

وخدا راشکر کن که شاهد زیباییهای خلقت آفرینشش هستی

 

خدا بی نیاز وما نیازمند

نیازت را ازخود او بخواه

وچنین بخواه : که من چنین نیازی دارم و میخواهم اما اگر به صلاحم نیست مرا به ان آگاه کن و صبر بده.

روزهایتان پراز الطاف خداوندی

یاحق

  • الهه آجرلو - فاخته
  • مرداد1399
  • وقتی گمان میکنی نمیشود که نمیشود
  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 37بار
  • انتشار : پنجشنبه 30 مرداد 1399 - 21:3