شعر عاقل دیوانه از کتاب شعر فاخته

شعر عاقل دیوانه از کتاب شعر فاخته

شعر نو عاقل دیوانه 

شاعر الهه فاخته 

 

عاقلان دیوانه گشتند از زنجیر ندانم کاری انسان !

که آویزان به پایش, می‌رود لنگان

دلی سنگی و چشمی کور دارند

نمی‌بینند به ظلم خود گرفتارند !

 

در شکار آهوان خسته جان‌ها

عاقبت پیروز می‌گردند

 مردمان یاوه فکر کوتاه دنیا

 

این چه توفیریست از روزگار آدمی ؟!

هر کس با کسی نگوید حرف یاوه , عاقبت دیوانه است

خود نمی‌دانند چه می‌گویند ولی

با ندانم کاری خود, ریشه‌های اصل خود را آتش می‌زنند

ای فاخته , سخت نگیر .... تو هم عاقلِ دیوانه ای !

 

  • الهه فاخته
  • کتاب شعر فاخته 
  • شعر شماره 11
  • نوشته: الهه فاخته
  • بازدید : 38بار
  • انتشار : دوشنبه 09 ارديبهشت 1398 - 11:3