شعر قاصدک بال بگیر از کتاب وشاید عشق یک1

شعر قاصدک بال بگیر از کتاب وشاید عشق یک1

 

شعر  قاصدک بال بگیر

شاعر الهه فاخته 

کتاب شعر وشاید عشق 1

 

زندگی ارث این خواب بیدار تو است

زندگی گرچه پر از خوشی و ناخوشی است

لیک ای دوست

زندگی قصه دیرینه فریاد زمان است

قاصدک بال بگیر , قصه را تا در درگاه خداوند ببر

 بقیه شعر قاصدک در ادامه ..

قاصدک بال بگیر

زندگی راز یک زیستن افسون است

راز افسانه در این است

اگر دل بسپاری و پر از عشق شوی , زندگی مال تو است

 

زندگی ارث این خواب بیدار تو است

زندگی گرچه پر از خوشی و ناخوشی است

لیک ای دوست

زندگی قصه دیرینه فریاد زمان است

قاصدک بال بگیر , قصه را تا در درگاه خداوند ببر

 

سال ها قصه ناگفته خود را

در چشمهای همان قمری خوش آهنگ شنیدم

که فریاد زنان نام خدا می گفت ولی

هیچ کس فکر نکرد که چرا مهربانی کلید است!

هیچ کس فکر نکرد که چرا دختر کبریت فروش

آرزو دارد و سرد است هوا !

هیچ کس فکر نکرد , چون من

درمانده و مسکین چه کسانی شده اند؟

هرکسی در پی کار خودش

هر چه بد کرد به خود کرد

به این زندگی بی سرو سامان پر از کوری عقل کرد!

ای هوادار بیا

که جهنم شده این عالم خاکی

بیا .. من پیرو کهنسال شدم

از پی عاطفه پوچ خدایان دروغ

این خدایان دروغ , شده یک سنت دیرینه در این شهر خدا

چه کسی جز تو تمام کس ماست ؟!

چه کسی جز تو شاه دل ماست ؟!

هیهات که این عمر گذشت

هیچ کس عشق نورزید و نیاموخت

چرا, عشق معجزه ممکن, ناممکن هاست

 

  • شاعر » الهه فاخته
  • تاریخ » 1391/02/27
  • کتاب شعر وشاید عشق 1
  • شعر قاصدک بال بگیر

  • نوشته: نوشته الهه فاخته
  • بازدید : 24بار
  • انتشار : چهارشنبه 14 اسفند 1398 - 20:56
  •