یک زن هستم , دختری درون من است

یک زن هستم , دختری درون من است

من یک زن هستم 

نویسنده نوشته الهه فاخته

 

من یک زن هستم !

وقتی وارد دهه چهارم زندگی خود شدم و سی سالگی را چشیدم متوجه شدم آنقدر پخته و آبدیده شده ام که حتی می توانم به جوانتر از خودم کمک کنم یا پندهایم این بار برای بزرگتر از خودم نیز مفید خواهد بود . پندهایی که حاصل تجربه ای از زندگی سختم بود.

و این با تجربه بودن, و این فهیم بودن یعنی زن بودن . 

زن بودن یعنی آهسته گریه کردن ولی به کار خود ادامه دادن 

زن بودن یعنی فداکاری کردن , بخشیدن گناهان بزرگ دیگران , جبران کردن , خود بودن ,خود را شناختن و با خود واقعی زندگی کردن . و این فرقی نمی کند که مجرد باشی یا متاهل !!

اما ... 

 

 

بقیه متن من یک زن هستم در ادامه مطلب 

 

 

 

 اما ... 

من امروز درون خود یک دختر دیدم و دختر بودن یعنی آزاد بودن , یعنی رها بودن از غم , بدون ترس , بدون نگاه به آینده فقط مثل پروانه ها بال زدن , مثل قاصدک ها چرخیدن , مثل پر رها بودن , و خندیدن و خندیدن و خندیدن و با صدای بلند قهقهه زدن !

می دانم امروز یک زن , آرام و صبور به من نگاه می کرد , به دختری که روی آسفالت خیابان لی لی می کند , به آسمان نگاه می کند و دنبال پرواز یک کبوتر را می نگرد !

آن زن آرام و صبور من بودم , آری من بودم 

 

من یک زن هستم !

امروز فهمیدم می توانم یک زن باشم , صبور باشم , گاهی گریه کنم سبک شوم , گاهی تامل کنم و بهترین تصمیمات را در زندگیم بدون استرس بگیرم اما می توانم لحظاتی یک دختر باشم . گاهی از جلد زن بودن خود بیرون بیایم و دختر شوم , دختری که با یک شاخه گل شاد می شود و تمام روحش جان می گیرد .دختری که دغدغه آینده زندگی اش را ندارد , دختری که دلتنگیهای شبانه اش را دست مادر آرام می کند گاهی هم در آغوش گرفتن یک عروسک پشمالو ! 

 

زن بودن نباید ابدی باشد!

فکر می کردم که دیگر بزرگ شده ام , و آیا این یعنی با دختر بودن خداحافظی کنم ؟ نههه , هرگز ! این من  هستم یک زن که درون خود دختر هستم , من از برون یک دختر شکل گرفته ام اما آن را نکشته ام !

دختر بودنت را هرگز از یاد نبر!

بلند خندیدنت را ! گاهی بی غصه بودنت را ! گاهی دست کم گرفتن مشکلاتت را ! گاهی ذوق کردن با خریدن یک رژ لب صورتی ! این کودکی نیست این دختر بودن است . از دختر درونت خجالت نکش !

یا حق 

  • من یک زن هستم دلنوشته به قلم الهه آجرلو - فاخته 

  • بامداد سه شنبه 20 اسفند 1398

  • نویسنده من یک زن هستم


  • نوشته: الهه فاخته
  • بازدید : 101بار
  • انتشار : سه شنبه 20 اسفند 1398 - 2:26