خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند راه حل

خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند راه حل

خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند 

لطف که از حد بگذرد می شود وظیفه !


حتما این ضرب المثل را شنیده اید که خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند که چه عرض کنم عاقل هم خیال بد کند . 

قبلش بگویم من همیشه فکر می کردم لطف که بیش از حد باشد وظیفه می شود اما این روزها به معنی ضرب المثل بالا رسیدم.

لطف و خوبی دو کلمه مترادف هستند , لطف یعنی چیزی که به او بدون چشم داشت هدیه دهی اما خوبی , نشئت گرفته از ذات آدمهاست . همه آدمها به کسی لطف نمی کنند اما همه آدمها خوبی را در خود دارند حتی اگر واقعا آدم خوبی نباشند . 

 

خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند !


خب این مسئله بسیار اهمیت دارد زمانیکه ما می خواهیم در مقابل بدی دیگران خوب بودنمان را هم حفظ کنیم . نگذاریم بدی دیگران ما را و شیوه زندگیمان را به سمت بدی بکشاند. 

مهم نیست در چه سنی باشیم , همین که 80 درصد روحمان خوبی و خوب بودن داشته باشد ممکن است بقیه بخاطر رفتار بد خودشان و خصوصیات بدشان از ما نوعی سو استفاده کند . 


خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند !


بعضی ها ما را برای پر کردن تنهاییشان بخواهند !

بعضی ها ما را برای اوقات فراغتشان بخواهند !

بعضی ها چون می دانند ما ذات خوبی داریم و خوبی می کنیم , از ما سو استفاده کنند در جهت نفع خودشان ! 

آنها شاید ذاتا آدم بدی نباشند اما خوب مطلق که نداریم ! خوب مطلق در این دنیا فقط پروردگارمان است . 

پس چه می شود که آنها خواسته یا ناخواسته به ما بدی می کنند از این بابت که می دانند ما واقعا آدم های خوبی هستیم و خوبی می کنیم . و هربار که به سمتمان بیایند خوبی می کنیم !

شاید آنها یک ژن پنهان از اجداد خود دارند که در مواجهه با ما فعال می شود ! 

شاید هم ما آنقدر خوب هستیم که دلمان نمیخواهد بدی کنیم اما ... راه حلش چیست ؟


بقیه مقاله خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند و راه حل را در ادامه مطلب بخوانید ..

 

مثالی می زنم :

آیا در این دنیا کسی وجود دارد که بادلایل منطقی بگوید آب,ذاتا بد است ؟ 

ذات آب خوبی و تمیزی و شفاف بودن است , اما اگر به خاک برسد گلالود می شود , اگر کثیفی به آن برسد و در آن حل شود , آلوده می شود اما ذاتا پاک و تمیز است !

حتما بارها شنیده اید که می گویند به گلها زیاد آب ندهید , چون ریشه می پوسد یا ساقه دچار قارچ میشود ! آب که ذاتا خوب است اما نحوه زیاد و کم استفاده از آن باعث می شود گاهی باعث گندیدگی شود و گاهی باعث خشک شدن و ... 

پس ما اگر از آب بخوبی و درستی استفاده کنیم به ما سود می دهد اما زیاده روی یا تفریط برایمان زیان آور خواهد بود 

هیچ موجود زنده ای بدون آب به مدت طولانی زنده نخواهد ماند , بعضی از جانداران مثل انسانها قادر نیستند بدون لوازم کمکی چند روز یا هفته در آب زنده بمانند ! اما ماهی ها بدون آب می میرند ! 

این ذات آب است و زمانی سود میرساند که نسبت به ظرفیت هر جانداری استفاده شود. 

بله ظرفیت .. !


ما می توانیم خوب باشیم و خوبی بکنیم اما نسبت به ظرفیت هر کس 


خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند !



چگونه ظرفیت آدمها را بشناسیم ؟


اگر بخواهم بگویم به چه کسانی لطف کنیم , باید ابتدا مطمئن شویم که او متوجه لطف ما هست , گاهی بعضی ها آنقدر درمانده هستند که نیاز به خوبی کردن و لطف های ما دارند مثل سیل زده ها و زلزله زده ها که غم بزرگی دارند و در این شرایط می دانم کمک کردن از سر لطف روحمان را سرشار از خوبی می کند تا به خوب بودنمان ادامه دهیم , چرا که هرگز کسی که سرپناهش را از دست داده به او خوبی شود , خوبی را پس نمی زند , کسیکه سقف خانه اش ویران شده و منتظر کمک است و هیچ کس کمکش نمی کند همینکه یک انسان از روی انسانیت به او خوبی می کند , از درون به شادی و سپاسگزاری می رسد. خب شرایط خاص !


بهتر است اینگونه بگویم اگر می خواهی در حق کسی لطفی انجام دهی اول مطمئن شو که او به این لطف نیاز دارند , دوم اینکه بدانی او سپاسگزار لطف تو هست , سوم اینکه بی دریغ لطف هایت را بر سرش نبارانی که سیل تصور کند و طلبکار هم شود. 


خدا هم با آن بزرگی اش وقتی صدایش کنی و یا از او سپاسگزاری کنی به تو لطف می کند !


در این باره مقاله ای نوشتم که در این لینک می توانید بخوانید ( چرا خوبی می کنم بدی می بینم ) یا بهتر است بگویم چرا لطف می کنم بدی می بینیم !



این هم پیشنهاد من است , اگر کسی به تو لطفی کرد حتما تو هم جبران کن نه فقط با تشکر یا هدیه مالی , و منتی از جبرانت بر او نگذار !  اگر دو دوطرفه نباشد چرخه لطف به همدیگر قطع می شود چرا که وقتی لطف زیادی شود , وظیفه می شود و وقتی خسته شوی و انجام ندهی آدم بد میشوی !


خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند !


اما درباره خوبی و خوب ماندن!


چگونه باید خوب باشیم و خوب بمانیم در حالیکه ممکن است آدمها حتی آدمهای خوب , قسمت بد روحشان بر علیه ما نشود و خیال بد نکنند مثلا سو استفاده یا توقعات بیجا !

بهتر است خوب ماندمان را ادامه دهیم و حفظ کنیم اما به هر کس به اندازه ظرفیت او خوبی دهیم . 

به طور مثال یک کلمه اسرار آمیز را به شما یاد می دهم . 

کسانیکه با هر کاری که می کنی از تو تشکر می کنند حتی تو توقع تشکر از آنها را نداری, کسانی هستند که ظرفیت پذیرش خوبی را دارند اما اگر کسی خوبی هایت را نمی بیند و کارهایی که بخاطر ذات خوبت انجام می دهی و می دانی که کار خوبیست اما او نادیده می گیرد بدان که ظرفیت پذیرش خوبی را ندارد . 

ممکن است کسانی باشندکه مدام از تو تشکر کنند و تو بجای خوبی کردن به او لطف کنی . 

بخاطر دارم که مادر یکی از شاگردانم , بسیار از من تشکر می کرد بخاطر اینکه بیماری دخترش را تشخیص دادم و تحت درمان بود . 

این خوبی تا جایی ادامه داشت که یک روز من به سرم زد تا مجدد با او تماس بگیرم و بگویم علی الرغم بیماری اش می توانم او را بپذیر و با او سبک تر کار کنم !

مادر بسیار خوشحال شد و از خوشحالی صدایش می لرزید , به مسابقه هم رفت و متوجه شد در این مسابقه استعداد دارد و دخترش به ادامه دادن باشگاه مایل بود . 

من او را فراخواندم در حالیکه او حتی یکبار با من تماس نگرفته بود تا مثلا حالم را بپرسد , اما من ضمن خوبی کردن و حفظ خوبی هایم کاری کردم که ظرفیت او لبریز شود با لطفی که نخواستند و برایشان انجام دادم . 

لطف را می شود از آدمهای خوب توقع کرد , چون در هشتاد درصد مواقع جواب مثبت می دهند , اما مشکل اینجاست که جواب مثبتشان هی تکرار می شود تا جاییکه تبدیل به وظیفه می شود . 

من بعد خوبی و لطف به آن شاگردم , یکبار به او گفتم که نامنظم سر کلاس می آید بهتر است که یا نیاید یا منظم بیاید تا نتیجه بگیرد ! این حرف کاملا منطقی بود تا زمانیکه شاگرد به مادرش انتقال داد که استاد گفته است دیگر نیا ! 


و من مجبور شدم در مقابل تهدیدها و تهمت هایی که از پشت گوشی همراه خودم و ازسمت مادرش می شنیدم , لطف هایی که در حقش کرده بودم را یادآوری کنم , سپس متوجه شدم که گفت من از شما نخواسته بودم !


یعنی لطف من را آن زمان پذیرفته بود ولی چون نخواسته بود , آنی شاد شده بود و فراموش کرده بود . در اصل خوبی هایم درست بود تا قبل از آنکه لطفی کنم!


خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند !


تجربه من درباره خوبی کردن و لطف به دیگران اینست 


اگر می خواهی به کسی لطفی کنی اول بگذار او از تو بخواهد نه آن طور که وظیفه بداند منظورم این است از تو خواهش کند چرا که اگر وظیفه بداند بخاطر پرتوقع بودن اوست , پس تا کسی از تو خواهشی نکرد به او لطف نکن مگر شرایط استثنا مثلا بدانی همسایه ات , همسرش را از دست داده و تو بخواهی ناشناس به او کمک کنی این می شود رسم انسانیت .


خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند !

و خوبی هایت را در حد ظرفیت آدمها نگهدار .

اینکه چطور ظرفیت آدمها را بشناسی , اول یا آخر خودشان سوتی می دهند , 

مثلا همان اول از تو توقعات بیجا می کنند 

کلمه تشکر را اصلا به زبان نمی آورند , و اگر تشکر کنند نمی دانند علت تشکر چیست فقط گفته اند که گفته باشد از شما ممنونیم !

تمام خوبی هایت را برای یک نفر خرج نکن که زنگ تفریح او شوی ! بدون توقع خوبی کن اما خوبی وقتی با لطف همراه باشد ظرفیت آدمها را زودتر پر می کند !

حد خوبی را نگه دار ! 


گاهی نکن, نه بگو , انجام نده تا او بداند اگر بخواهی می توانی انجام ندهی 

گاهی به خودت برس و بخاطر خودت نه بگو یعنی به خودت خوبی کن 

خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند !


برای خوبی کردن همان آب را تصور کن که اگر کم به گیاه برسد خشک می کند و اگر زیاد به گیاه برسد ریشه اش را می پوساند . این خوبی برای ارتباط با آدمها و دوستان ات است . به ریشه دوستی ات چنان آب بده که آن را خشک نکند و نپوساند !

یا حق

 

 

خوب بودن اصلا کم و زیاد ندارد چیزی که باعث می شود خوب بودن در یکی سرشار شود در اصل لطفیست که به جا نباشد !


  • نویسنده : الهه آجرلو-فاخته
  • اردیبهشت ماه 1399
  • خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند
  • نوشته: الهه فاخته
  • بازدید : 565بار
  • انتشار : شنبه 06 ارديبهشت 1399 - 18:31